پيشرفته
 

موضوعات :

  • پرونده ها
  • اقتصاد
  • مدیریت فرهنگی
  • سیاست

  • کلمات کليدي :

  • دولت نهم
  • احمدی نژاد
  • نقد دولت
  • مفاسد اقتصادی

  • سیدعباس نبوی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • خیزشی برای بازخوانی و پالایش قوانین

  • تبذیر یا مصرف برای مصرف

  • مطلب بعدي >   1486 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 4 : ده سال جلوتر از جامعه

    سرمربی تیم بی ذخیره

    گفتگو با حجت الاسلام و المسلمين سيد عباس نبوي

     

     

    * ما حدود سه سال پيش، دولت آقاي احمدي نژاد بر سر كار امد.  ما سه سال پيش خدمت شما رسيده بوديم و در گفتگويي مفصل، فرصت ها وتهديدهايي كه پيش روي اين دولت بود را بر شمرديم. پس از سه سال مي خواهيم يك ارزيابي از عملكردهاي دولت و آقاي احمدي نژاد داشته باشيم و اينكه آيا توانست از ان فرصتها به خوبي استفاده كند؟

    مسئله اصلی اين بود و هست که حرکت به سمت عدالت و آرمانها، بدون داشتن مبانی و اصول پردازش شده يا به تعبيری نظريه های پردازش شده ای که مسير کاربردی شدن نظريه ها را هم نشان بدهد ممکن نيست. خوب، اين بحث در همان نيمه سال 84 خيلی جدی مطرح شده، خود بنده مکرر بر اين امر پافشاری کردم و در جلسات متعددی كه آقای دکتر ذاکر اصفهانی در مرکز بررسی هاي استراتژیك رياست جمهوری در ماه مبارک رمضان سال 84 تدارک ديد افرادی می آمدند و نظراتشان را مطرح می کردند و چند جلسه هم فرصت هايی به بنده داده شد. کوشيدم که اين مسئله را توضيح بدهم، که اگرنظريه های محکم و قدر، كاربردي و عملياتي نشود و درفاصله چند ماهی که درسال 84 باقيمانده بود، پردازش و كاربردي نشوند، در موضع عدالت  و مسير عدالت ما به سمت آشفتگی و بی نظمی و حتي سردرگمی خواهيم رفت. متأسفانه اين اتفاق افتاد. آقای دکتر احمدی نژاد به هيچ وجه به سوی آماده سازی و بسترسازي براي نظريه های كاربردي لازم حرکت نکرد. از مشاورينی که در اين زمينه بتوانند او را ياری کنند، استفاده نکرد.حتی يكي از معتمدين و مشاورين ايشان، اوايل به من گفت که آقای احمدی نژاد مستقيماً و شخصاً به  فلاني مأموريت داده که جمعی را برای اين کار تشکيل بدهد. جلساتی برگزار شد و در بعضی از اين جلسات، بنده حضور داشتم. طرحی تهيه شده بود ولی اينها هم خنثی شد. لذا آن بحث ها در باب يک مجموعه جمع آوری کننده و خلاصه کننده و پردازش کننده نظريه هايی که بتوانند مبانی راه و راهبردهاي اساسی دولت نهم را تا حدی روشن کند، منتفی شد. خوب، از اينجا به بعد، دولت نهم و شخص آقای دکتر احمدی نژاد، مواجه شد با روحيات و نگرشها و توانائی های علمی و مديريتی يکايک وزراء، اينجا هم معلوم شد که آن بحث های کلی اخلاقی و ميثاق يک ساله وزراء، چندان کارآيی ندارد چون ميثاق يک روح اخلاقی کلی برای حرکت در جهت خدمت گذاری بود اما به هيچ وجه مسيرها را روشن  نمی کرد و بعد ازسه سال، يک به يک معلوم شد که حداقل اين تعداد وزراء که ازکابينه جدا شدند با آقای دکتراحمدی نژاد در بينش و نگرش، در برنامه ها و مديريت و مسير دولت نهم همگام و همراه نبودند و يک سری از مسيرهای اصلی آقای احمدی نژاد را قبول نداشتند.

     معتقدم که دولت نهم در اين نيمه دوم چهارسال خودش، خصوصا" يک سال اخير، به تناقض افتاده است و دائماً در مسيرتناقض حرکت می کند. از نقطه تلاش برای ثابت نگه داشتن قيمت بنزين در حدود مثلاً 80 تومان، يک مرتبه می چرخد به سمت آزاد سازی کامل قيمت انرژی.

    درحوزه فرهنگ کلاً دولت آقای احمدی نژاد هيچ وضعيت و موضع روشنی را نتوانست بگيرد. از موضع تأکيد بر ديانت تا موضع تلاش برای آزادسازی حضور بانوان در ميادين ورزشی تا موضع تکريم هنرمندان ناموجه تا موضع مقابله با يک نوع طرح های سالم سازی اجتماعی و حتي سلب مسئوليت از خود  در موضوع طرح امنيت اجتماعی و اخلاقی و امثال اينها. در اين يك ساله، دولت دائماً بر روي گسل ها حرکت کرده و زيگزاگ رفته است.

    آقای احمدی نژاد دائماً درگفتگوهای مختلف تکرار کرده و دائماً تعبير می کند که کابينه مثل يک تيم است و سرمربی هر جا و در هر دقيقه ای که احساس کند يک نفرکفايت لازم ندارد، برگه عوض کند. اين مثال، يک مثال بی ربط و کاملاً غيرموجه است و اصلاً جايش اينجا نيست. اگر اين مثال را قبول کنيم بايد لوازم ديگری را بپذيريم، اولاً اين تيم را نه برای يازده نفر، روی سی و دو نفرمی بندند. مثلاً به ازای هر نفر، يك ذخيره از قبل معلوم است. از ناکجاآباد ذخيره نمی آورند. از هر جايی كه بشود مسئله را جبران و ترميم نمی کنند. اين ذخيره ها قبلاً صلاحيت خودشان را در يک مسيرهايی نشان دادند. اينطور نيست که از تمجيد کنندگان دور و بر استفاده بشود و از همه اينها بالاتر اين سخن آقای احمدی نژاد، بالاترين نقد را به خودش معطوف می کند وآن اينکه اگر مربی و سرمربی در چند بازی نتواند نتيجه بگيرد مسلماً هيچ وقت به سراغ بازيکنان نمی روند، وقتی يک سرمربی در چند بازی نتواند نتيجه بگيرد معمول اين است که تصميم گيرندگان اصلی تيم، فکری به حال سرمربی می کنند و اينطور نيست که بگويند سرمربی آمده کاملاً سالم و بدون عيب، خواسته هايش همه منطقی و موجه و همه ايرادها از بازيکنانی است که می روند داخل بازی. به هرحال مثال، مثال عاميانه و تمثيل مع الفارقی است و اصلاً جايش اينجا نيست. کار رئيس دولت، انتخاب مجموعه ای از افراد کاملاً قابل اعتماد، دارای توانائی های کافی، دارای صلاحيت های کافی، مبانی لازم برای ورود به عرصه مديريت كلان و داشتن نظر و رأي در مسير با راهبرد و سياست روشن هست. شخص آقای رئيس جمهور،گاهی اوقات خواسته هايی را مطرح کند که بسيارخوب و ارزشمندند و در بالاترين وجه آرمانی هستند اما در ظرفيت هايی که نگاه می کنيم مسير دسترسی به آن خواسته ها را غلط يا خيلی دشوار می بينيم. گاهي اوقات اينکه وزير و وزرائی يا معاون وزرائی نتوانند به آن خواسته ها دست پيدا کنند به جهت دشواری مسير وَ عواقب منفی که می تواند شتاب در اين مسير ايجاد کند، يا به معنای ناکامی و ناتوانی اشخاص نمی تواند باشد، می تواند به اين معنا باشد كه رئيس جمهور، خواسته ها وآرمانها و مطالباتی دارد که برای مسيرهای اجرايی عملی آن، هيچ فکر و برنامه منسجمی به ميدان نمی آورد الا اينکه بر نيروی خودش فشار بياورد. اميدوارم آقای احمدی نژاد و تيم همراه ايشان در مجموعه رياست جمهوری که کارهای اصلی را آنها بدست دارند نه اکثر وزرا، يا به هوش بيايند، زود خودشان را جمع و جورکنند و يا اينکه، يک ساله را بدون خطرهای جدی بگذرد و ما با مخاطرات و فشارهای سنگين وحجيم ديگری مواجه نشويم تا انتخابات بعدی. اين جمع بندی من ازدولت نهم که فکر مي کنم شايد انتظارش را نداشتيد.

    *يکی از بخش های که مدنظرمان بوده بخش ارتباط دولت با نخبگان است...

    بنده در طول اين سه سال مشاهده نکردم که هيچ رابطه موجه و قابل قبولی ميان نخبه چه مثلاً يا نخبه کوچک و ناچيزی مثل من با اين دولت نهم برقرار باشد. اما اين مسئله را من مواجه بودم که وقتی آقای دکتر ذاکر اصفهانی در مركز بررسی های رياست جمهوری جلساتی را می گذاشتند بحث هايی می شد، نکاتی مطرح می شد و جمع بندی می شد، خود آن دوستان وکارشناسان آنجا، از بنده خواهش می كنند راهی نشان بدهيد که اين مسائلی را که در اين مركز جمع بندی می کنيم، رئيس جمهورمورد توجه قرار دهد و يک مقداری به آن ها نظر كند و ازآن استفاده بکند. حتی دوست صميمی و دوست قديمی بنده جناب دکتر الهام در يکي دو مورد که همديگر را به صورت گذرا در سميناری يا نمازجمعه ديديم و من يک نکاتی را مطرح کردم، ايشان مکرر مطرح کرده که ما بنشينيم و باهم درباره اين مسائل يکی دو روز جدی بررسی کنيم و راه حلی پيدا کنيم. خدا شاهد است که بنده با دفترآقای الهام تماس گرفتم و بيش از بيست پيغام کتبی گذاشتم و اصلا، نه ارتباطی توانسته برقرار بشود و نه کسی را توانستيم پيدا کنيم. جالب است که مثلاً فرض کنيد بعضی ازمعاونين، بعضی از رؤسای بانک ها، بعضی از اُستانداران گاهی اوقات بنده را دريک موقعيتی یا يک مناسبتی  می بينند، فکر می کنند راه تماسی با مرکز تصميم گيری دولت دارم، مسائلشان را به من منتقل می کنند که من منتقل کنم. خلاصه به مقياس رفتاری که دولت نهم با نخبه های ناچيزی مثل بنده انجام می دهد طبیعتاً بعيد است با نخبه های ديگر ارتباط معقول تری داشته باشند.

    * شما در سخنرانی که درمرکز بررسی های استراتژيکی داشتيد به نقد وضعيت پژوهش ها و مراکزتحقيقاتی پرداختيد و عمدة توليدات آن ها را غیر کاربردی يا سوخته دانستید. آيا دولت توانسته در این عرصه  موفق باشد؟

    همان آقای ذاکر اصفهانی امسال می گفت که دولت به سمت مرکز آمده و ازمرکز خواسته است حلقه هایی تشکيل بدهند اما این خواسته بسیار ديرهنگامی است يعنی زمانی نمانده است چون اوایل امسال اين حرف را می زد ولی سال های 84، 85 و 86 به عکسش بود؛ يعنی می گفتند که خودشان هم در پاسخ اين سئوال مانده بودند که ثمره اين کارها چگونه به دولت منتقل می شود؟ چگونه دولت استفاده می کند؟ اصلاً دولت را خيلی کاری نداشتند، شخص خود آقای احمدی نژاد را می گفتند، يعنی تعدادی ازکارشناسان مرکز مستقيم به بنده می گفتند کارهای که انجام می دهيم، بعضی از وزرا با دقت و جديت پی گيری می کنند مثلاً در مورد مسئله راه حل شيب تورم در حوزه مسکن، وزيرکشور پياپی پيگير بود که هر طرحی یا هر چيزی را که می تواند راه حلی بگشايد، برسانند. ولی اينها سؤالشان اين بود که می گفتند اين مطالب به رئيس جمهور نمی رسد و يا اگر رسيده باشد  اثری یا توجهی به اين مسائل نديديم، حتی اگر آقای احمدی نژاد، خودش فکر می کند يک برنامه و طرح جدی دارد اين را به صورت يک برنامه یا فرم در ده، بيست، سی صفحه بايد مدون کند تا زيرمجموعه ها توجيه بشوند، اما ما چنين چيزی نديديم. آن چيزی که تا به حال من دريافت کردم اين است که آقای احمدی نژاد تمام برنامه اش را به يک سری جلسات گفتگو با مديران ارشد و توجيه آن نگرش ها و خواسته های خودش تبدیل می کند، اينها خوب است، اما هرگز اسمش برنامه نيست. هرکس فکرکند اينها برنامه است و بخواهد پافشاری بيشتری کند فضای جامعه را بيشتر ملتهب می کند.

    * با اينکه در اوایل تشکیل دولت، آقای احمدی نژاد بود و تازه مشغول کار شده بود شما با توجه به برداشت ها و شعارهای آقای احمدی نژاد، از عدم شفافيت، و روشن نبودن برنامه ها و مسير ايشان در عرصه فرهنگی، انتقاد کرده و هشدارداده بوديد، به نظرتان هنوز این عدم شفافیت و روشن نبودن برنامه وجود دارد یا که دولت آن را برطرف کرده است؟

     الان وضعيت خيلی مبهم تر و سخت تر شده است در حوزه فرهنگ. مثلاً فرض کنيد اگر ما می خواستيم رجعتی، به فضای ارزش های دهه شصت بکنيم، بايد حداقل می کوشيديم به نوعی فيلم سازی و در حقيقت بازپروری هنر در اين دوره به آن فضاها نزديک می شد. لازمه اين کار خيلی روشن است، لازمه اين کار آماده سازی ظرفيت های تصميم گيری و اعتبارات و امکانات مالی است.  اگرکسی فکر کند بدون جايگاه تصميم گيری و بدون در اختيار گذاشتن ظرفيت های مالی به صرف اينکه دريک جايگاهی نشسته، توصيه می کند و بقيه عمل می کنند، اين اشتباه است. در يکی از برنامه های تلويزيون آقای رشيدپور با يکی از هنرمندان صحبت می کرد، و از او می پرسيد، به نظر شما، در بین دوره های فيلم سازی ما، کدام دوره پربار بوده و شما به کدام علاقه داريد؟ اين هنرمند خيلی با جديت، و با بيان توضيحات شفاف و جالبی گفت: دهه شصت ما بهترين دوره هنر و سينمای ما هست و هنوز تکرار نشده است. خودش می گفت من وقتی خسته می شوم، فيلم های دهه شصت را نگاه می کنم. حتی سريال های تلويزيونی آن موقع، ازيک ارزش های بسيار والا و متعالی برخوردار بود. چه چيزی جلوی دست وزير ارشاد را گرفته بوده، که تلاشی برای تکرار اين دوره بکند؟ آقای وزير ارشاد فکرکرد که مثلاً اگر چند تا شام و نهار به هنرمندان بدهد، يا چند جشنواره را افتتاح کند و جايزه بدهد؛ لابد همه می آيند به سمت مثلاً ساختن فيلم های با محتوا و موضوعات ارزشی؟ اين اشتباه است. ما در دولت نهم با وضعيتی مواجه شديم که اصلاً  وزيرفرهنگ بسياری از فعاليت های فرهنگی را ساقط اعلام کرد يعنی خيلی از اين نهادهای برانگيخته، برای هويتشان، اعلام موجوديشان، ظرفيت شان، توانایی های فکري و مسيرسازی شان به اين بود که مجله ای را بيرون می دادند، ولو مخاطب اين مجله، مخاطب عمومی نبود یا نمی شد اما به صورت کلاسيک، فضای فکری بنيان نظام را بازپروری می کرد، دولت نهم همه اينها را تعطيل کرد. اصلاً گفت ما نيازی به اينها نداريم حالا شما مشاهده کنيد ببينيد در دولت نهم، رويش مجلات عاميانه و ضعیف چقدر فراوان شده، اين مسایل برنامه می خواست، هيچ جا برای برنامه فکر نکردند. الان به يقين می گويم بيش از نود درصد وزرا واستانداران در باطن و دلشان يک دست وصاف با مسير دولت نهم و جمهوری اسلامی نيستند. آنها اصلاً آمادگی در خودشان نمی بينند. در صحبت های خودمانی وصحبت های دوستانه، همين آقايانی که مسئوليت ارشدی درکشور دارند، واقعاً حرف های می زنند که مو بر اندام انسان راست می شود. حرف هایی که آقای رئيس جمهور بايد چاره ای برای اين مسئله بينديشند.

    * موانع بنيادی و مشکلات اساسی مقابل این دولت چیست؟

    ببينيد آقای احمدی نژاد، جريانی از مخالفين و معاندين و رقبای بدپیله و بی انصاف دارد که اينها شکست خورده های سياسی هستند، اينها فقط ازآقای احمدی نژاد شکست نخوردند، از کلیه جامعه شکست خوردند، انتخابات اخير اين مسئله را نشان داد. ولی از عجائب امور اين است که اينها همه حمله هايی که به آقای احمدی نژاد می کنند در باطن و قلبشان دور می ريزند؛ چون منفعتشان و نامشان و درآمدشان به همين وضعيتی است که دولت نهم امروز به آن گرفتار شده است. الان شما در اينجا، در ميدان هفت تير، ميرداماد، ظفر و الهيه، افراد فراوانی را می بينيد که علاوه بر نقد و تخريب رئيس جمهور بلکه بالاتر ازآن، توهين هم می کنند، ولی بالاترين منفعت را در طول اين سه سال همین ها بردند. هيچ زمينه ای نمی توانست اتفاق بيفتد که اينها، به اين درجه منفعت مفت داشته باشند. من حتی از بعضی از اينها به طور قاطع شنيدم در بعضی از حشر و نشرعمومی، قاطعانه از انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد دفاع  می کنند و می گويند ما آدم بسيج می کنيم برای رأی دادن به ايشان!!! اما همه نقدها و انتقاداتشان به آقای احمدی نژاد دروغين است. ظاهراً حملات زهرآگين دارند ولی درداخل دلشان خوشحالند. خوب اينها دشمنی هايشان فقط با دولت نهم نيست، اينها مشکلی دارند با چيزی به نام نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر الگوی ولايت فقيه و اين قانون اساسی موجود. اما واقعيت اين است که جريان اصول گرايي در جمع بندی منصفانه و واقعی خودش نمی تواند نمره موفقيت به آدم بدهد. هرجايی امروز پا می گذاريم مردم علی رغم ارادت بسيارقوی و محکم به امام و رهبری و نظام جمهوری اسلامی و بعد، به مردمی بودن وساده زيستی خود آقای احمدی نژاد، اما می پرسند چرا وضعيت اينطور شد؟ و چه خواهد شد و دولت چه می خواهد بکند؟ الآن مدتهاست که در اين مجامع عمومی دانشجويی کم حضور پيدا می کنم و تلاش می کنم از اين دعوت ها، ده تا يکی، لابلای اينها بروم، به خاطر اينکه بحث های کلی انديشه ای و معرفت شناسی و بينشی و نگرشی، جوابگوی سؤالات جوان و دانشجوی ما نيست. و به آن سئوالات واقعی که می رسند ما پاسخ نداريم، من فقط اميدوارم شرايط را يک طوری جمع وجورکنند و موج جديدی دوباره راه نیندازند.

    *يكي از شعارهاي دولت، مبارزه با مفاسد بود كه به صورت پرقدرت و تبليغاتی خيلی پيگيری می کرد. عملكرد دولت در عرصه مبارزه با مفاسد چطور ارزيابي مي كنيد.

    ببينيد من قبلاً اين بحث را مفصل توضيح دادم يکی در همان سمينار دانشکده حقوق دانشگاه تهران جنبش عدالتخواه كه در سال 84 برگزار شده بود و حتي در جلسات مختلف در خود مرکز بررسی های استراژتيکی رياست جمهوری در جلسات متعدد اين را توضيح دادم، مفاسد اقتصادی حفره ها و فرصت های موجود در درون قوانين رسمی کشور ما است هر که جای ديگری دنبال اين مفاسد اقتصادی بگردد وقت خودش را تلف کرده.الان هنوز که هنوزه شما می بينيد برای واگذاری شرکتهای دولتی ما يک جمع امين کارشناس جامع قوای کشور نداريم،اين جمع در خيلی از کشورهای ديگر وجود دارد که دولت نهم همين قوانين را قبول دارد و برآن پافشاری می کند ولی نتايجش را قبول ندارد، يعنی دولت نهم چندين ابلاغيه داده که بانک ها اين ابلاغيه را انجام نمی دهند. مثلاً ابلاغيه دادند که به شخصيت های حقوقی و همچنين حقيقی با اولويت بخش های فرهنگی وبخش های علمی وبخش های پژوهشی تا 70% خريد سهام دربورس را وام بدهد، البته بانک ها اين را انجام نمی دهد ولی بخش نامه مصوب دولت نهم، خوب آقای دولت نهم شما که خودتان قانون هم می گويد تا 70% مثلاً خريد سهام يک کارخانه را بيايند به يک بخش حقوقی وام بدهند، اين بخش حقوقی وقتی اين وام را گرفت وبعد آمد ديد مزيت های دراين مجموعه ايجاد وقيمت ها يک مرتبه به نحو خاصی توانست اضافه بشود حتی مزيت به اين نحو، نه مزيتی که خودش ايجاد کند مزيتی که شما دولت نهم ايجاد می کنيد که مثلاً فلان کارخانه درجاده ميبود به امان خدا رها افتاده شما دولت نهم می آيد جاده دوبانده ميبد – اردکان يزد را به دست می گيرد ومزيت اين کارخانه چند برابر می کند. بعداً خودتان داد می زنيد آقا رانتخواری شده، مفاسد اقتصادی شده، چه شده اين روش، روش درستی نيست. اين روش مثل پدری می ماند که برای فرزندش ظرفيت سازی می کند، و وقتی فرزند اين ظرفيت را به دست آورد دورش را يک حصاری کشيد وبرجسته اش کرد ودرخشانش کرد، پدريقيه اين فرزند را می گيرد می گويد ازتو مفت خورترنديديم. الان اينها مصوبات خود دولت،ابلاغيه خود دولت. قبلاً هم گفتم. حتی بچه های جنبش عدالتخواه بارها آمدند جلسات من دائماً برايشان تأکيد کردم تنها راه حرکت به سمت عدالتخواهی و جلوگيری از رانتخواری و جلوگيری از مفاسد اقتصادی مطالعه دقيق بر روی فرصتهای قانونی است. توزيع درست اين فرصتهای قانونی است، تنها راهش همين است.

    گاهی خود مصوبات دولتT فسادآور است. ياد اين آيه شريفه می افتم که می فرمايد: «ولا تکونوا کالذين نقصت قصله من بعد قوه انکاسا؛ نباشيد مثل کسانی بافته های خودشان را پنبه می کنند، بعد از آن که اين بافته ای محکم بافتند همه را پنبه پنبه می کنند. خودتان داريد تصويب می کنيد، ابلاغ می کنيد، بعد می خواهيد نتايجش حاصل نشود. بعد انتظار داريد که مثلاً مأمور بانک برود تمام تار و پوت شخصيت، تملک، دارايي، کار و برنامه زندگی يک نفری که می آيد تسهیلات بگيرد را زيرورو کند. بعد چهار تا کميسيون ارزيابی کنند و نمره بدهند که آیا باید پول    می دهم يا نميدهم. اصلاً چنين چيزی شدنی است؟! اصلاً عقلايي است؟! در کجای دنيا اين چنين تصورات و تفکراتی که برای برنامه اقتصادی تنظيم می کنند، هست. بگوييد وام را به اين نحو خاص می دهيم هرکس بهره وری را با این مشخصات و معیارهای معین افزايش داد ما وام را به او می دهيم مثلا" هرکس آمد 10%  به کارمندان اين مجموعه اضافه کرد و.... برويد افرادتان را به مطالعه بکشيد، برويد افراد را به کار بکشيد. دولت خودش يک سری مصوبات عريان، فرصت زایی را تصويب و ابلاغ کرده است، بعد می خواهد عوارض آن حاصل نشود! مگر می شود. معتقدم موضوع مفاسد اقتصادی ما درخود اين قوانين و مصوبات نهفته است.

    من قبلاً روی موضوع شفاف کردن نظام گردش مالی و پولی و اعتبارات خيلی تأکيد کردم و در عجبم که چرا همه ما دنبال ابهاميم. الآن دولت در مورد افزايش مسکن دارد بحث می کند، و عجبا در همين جريان «مسکن مهر» بخشی فکرمی کنند دستم به جايی می رسد یا کاری می توانم انجام بدهم، لذا می آیند سراغ ما و درددل می کنند و مشکلاتشان را به ما می گویند. دولت گاهی اوقات به دنبال رانت می گردد، اما رانتها در همين جا و در همین قوانین و مصوبات نهفته است. دنبال مفاسد می گرديد، مفاسد همين جاست. مگرمفاسد اقتصادی همه اش صحبت از رشوه و پارتی بازی واين حرف ها است!

    ما الان سه تا کار اساسی پيش روی ما است که اين سه تا کاررا بايد انجام بدهيم: 1- هر مدير ارشدی بايد شفافيت به خرج بدهد بگويد دنبال چيست؟ ازچه راهی می خواهد به اين برسد با شفافيت کامل؟ 2- اين انباشت قوانين، تودر تو بودن قوانين، ابلاغيه های حفره دار و چاله دار و مفسده دار، اينها را بشناسد و اينها را دقیق و ریز و ظریف کند. 3- برنامه منسجم به هم پيوسته داشته باشد، اگر کسی بخواهد مثلا" فضای مسکن را فعال کند، بخش های ديگر را رها کند، بحران هایی که آنجا شروع می شود، بر سر بخش های ديگری را می آید و دوباره بحران را به طرف ديگری منتقل می شود. ما با این وضعيت، اين سه تا کار را داريم. اميدواريم دولت نهم به آن توجه کند. دولت خادم است، دولت پرکار است، شخص آقای احمدی نژاد ساده زيست، متدين و انقلابی، مردمی، دلسوز، اما وقتی نتيجه بدست نيايد، هرچه بگوييم تأکيد و تمجید بر فضائل فردی خواهد شد. دولت خيلی کارکرده، خيلی زحمت کشيده اما مردم نتوانستند در امکانات پايه، سهمی به دست بياورند.

    * فکر می کنید رسانه های مستقل و منقدان منصف چه کارهایی می توانند بکنند؟

    هیچ! اعتقاد دارم عجالتاً تا اين قضيه انفجار نقدينگی حل نشود، رسانه ها و  نشريات هيچ کار خاصی نمی توانند انجام بدهند. فکر می کنید آسيب ديدگان اساسی تورم های اخیر چه کسانی هستند؟ واقعاً برويم سراغشان. دوست دارم اگر يک زمانی آقای احمدی نژاد شخصاً علاقمند بود اين را بگويد، خودم با عده ای اين کاررا دنبال می کنم که برويم با هماهنگی قوه قضائيه، آمار منازعات زندگی خانوادگی زوج های جوان که بين سن های بيست تا سی سال را در بياوريم تا مسئولین ببينند که حجم اين پرونده ها دراين موضوع در سال 85 و 86 چقدر بوده و حالا چقدر افزايش یافته است؟

     از اين طرح تحول اقتصادی هم به شدت می ترسم. می ترسم که اين مسئله تبديل به قمار باخت دستاوردهای عظيم در انقلاب بشود. اميدوارم مجلس تدابیری به خرج بدهد و نگذارد يک همچين کاری بدون بستر سازی و ظرفیت سازی صورت بگیرد. من نمی گويم يارانه هميشه داده شود. سخنم برسر اين نيست. سخنم بر سر اين است که هرکس بخواهد شروع کند بايد ظرفيت ها را در شهرها بسازد. قدم به قدم بيايد بالا، تا بتواند نتايجش را بگيرد. چين بيش از ده دوازده سال در شهرها ظرفيت سازی کردند، ژاپنی ها هم بيش از بيست سال در شهرهای خودشان ظرفيت سازی کردند. منطق کار روزآمد، کار فنی را، کار تکنولوژی را، کار توليدکننده را در بين جامعه و جوان های خودشان گستراندند. اينطور نبود که هرکسی يک اسم شرکت را در دست بگيرد بگويند اينجا شرکت است! و بگويند می خواهيم کاری انجام بدهيم. قبلا" عرض کردم آن قشری که معاندتر و مخالف تر است، از اين وضعيت خوشحال تر است و منافعش بيشتر است. در این مدت هم درآمدهای بيشتری کسب کردند.

    اگر از اين تریپون شما بتوانم حرفی را مستقيم به آقای احمدی نژاد بگويم و به ایشان برسد این است که می گويم آقای احمدی نژاد! خدا گواه است! نزد خدا، مسئولی به أشدّ وجه اگر ذره ای از اين برنامه ها را برای زمينه سازی رقابت انتخابات دهم دهی! اگر ذره ای از اينها را برای آماده سازی زمينه های رقابتی انتخابات دهم به کار بياندازی! نزد خدا أشدّ وجه مسئولی! اينکه نمی شود بگوييی يک سری شعار داديم و اين نشد! نگذاشتند! نگرفت. حالا بياييم شعارهای معکوس ديگری بدهيم شايد بشود! اينکه نمی شود. امثال بنده تلاشهای خودمان را کرديم، حرف های خودمان را زديم، اگر بدرد می خورد، اي کاش گوشی برای شنيدن بود، اگر هم می گويند بدرد نمی خورد، مسيرهايی را می رفتند که به نتايج بهتر و پربارتری می رسيدند. اميدواريم فرجی حاصل بشود. خودشان نخواستند. ديگر الان که می بينيد مدتها است که تعابير رهبری انقلاب که قبلا بسیار تعابير احترام آميز از دولت ياد کرده بودند، الآن شده  مثلاً دولت پرکار! از ان تعابیر چيزهايی بيش ازاين باقی نمانده است.             

     

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه