پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه جهانی
  • چین

  • کلمات کليدي :

  • رسانه ثالث
  • برگزاری سمینار روحیه جمع‌گرایی
  • سعدی
  • پیمان شانگ های

  • مطلب بعدي >   2018 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    شرق ناشناخته
    سياست، اجتماع و فرهنگ چين

    در گفتوگو با جواد منصوري، سفير ايران در پکن
    "چينيها همين اواخر وزير بهداشتشان را اعدام کردند..."  این فقط یکی از جملات جالب توجه آقای سفیر است. جواد منصوري در گفت و گو با راه تلاش کرده  چين را بشناساند ملتي که بگفته او خيلي از ايراني ها نمي شناسندش و خيلي ها هم به غلط فکر مي کنند که مي شناسندش. از لابلاي صحبتهاي منصوري مي توان راههايي براي سرمايهگذاري فرهنگي در چين پيدا کرد.

    چينيها ايران را بيشتر با چه ميشناسند؟ چه وجوهي از ايران هست كه براي چينيها شناخته شدهتر است؟
    چين كشور بزرگي است و مردمش هم سطح نيستند، بنابراين جواب دقيقي نميتوان به اين سئوال داد. ولي در سالهاي اخير يكي از شاخصههاي مهم ايران براي چينيها، مقاومتش در برابر غرب است و اين مسئله برايشان خيلي قابل احترام است و از اين موضعگيريها و تفكر ايران خيلي تمجيد ميكنند. علاوه بر اين، اسلام از ايران وارد چين شده است، براي خيلي از تاريخدانها و اسلامشناسان و جامعهشناسان اين مسئله مهم است. اين كه ايران بخش مهمي از جاده ابريشم بود هم براي عدهاي از آنها مهم و جالب است. براي اقتصاددانها و شركتهاي بزرگ تجاري و صنعتيشان، اين كه ايران يكي از منابع بزرگ تأمينكننده انرژي كشورشان است، پراهميت است. ورزش و خصوصاً فوتبال ايران را هم ميشناسند.   
    اين طرف چطور؟ نخبگان، اساتيد و حتي مسئولين ما چين را به درستي ميشناسند؟
    نه! چين در 30 سال گذشته تحولات جديدي پيدا كرده است، به خصوص در 10 سال گذشته. در حالي كه اين تغييرات در داخل كشور ما منعكس نشده است، در نتيجه ذهنيت مردم ما همچنان تصور 30 سال پيش است كه چين يك جامعه بسته، عقبمانده با يك نظام متمركز به شدت متعصب است. در حالي كه امروز شاهديم فضاي سياسي، رسانهاي و فرهنگي كشور تا حدود زيادي باز شده است. مسائل اقتصادي به طور كلي دگرگون شده است و چين توانسته يك توسعه سريع را پشتسر بگذارد. البته بسياري از مديران و مردم چين هم اطلاعاتشان از ايران، به همين نسبت، ناقص و عقب است. يكي از دلايل مهم هم، ضعف ارتباط رسانهاي بين دو طرف است و هر دو طرف يكديگر را از طريق رسانههاي ثالث شناختهايم كه اتفاقاً آنها، دشمن هر دوي ما هستند و اين نكته بسيار مهمي است. به عنوان نمونه، تلويزيون ما خيلي كم مسائل داخلي و پيشرفتهاي چين صحبت ميكند، فقط به حوادث و اتفاقاتي كه به مشكلات انساني ختم ميشود، آن هم از طريق رسانههاي غربي ميپردازد. مثلاً اين كه در چين، يك پلي روي دريا، به طول 36 كيلومتر ظرف مدت كوتاهي ساخته شده است نميپردازند اما اين كه سيل آمده و عدهاي كشته شدند، يا سقوط يك معدن و كشته شدن كارگران ميپردازد و به اين مسائل به طور مرتب پرداخته ميشود. ولي اين كه فرودگاه دوم پكن براي رفت و آمد 60 ميليون نفر در سال در مدت سه سال ساخته شده است، انعكاسي در رسانههاي غربي به تبع در رسانههاي ما نداشته است.
    شما شناخت ايرانيها و چينيها را از همديگر ناكافي دانستيد و آن را بيشتر تحت تأثير رسانههاي ثالث غربي دانستيد. برنامههايتان براي شناخت بيشتر اين دو كشور از همديگر چيست و تا به حال چه كارهايي كرديد؟
    براي معرفي ايران به جامعه چين تلاشهاي نسبتاً زيادي انجام داديم. برگزاري چندين سمينار، نمايشگاه، و همچنين جلسات گفتگو با مسئولين و محققين و انتشار كتابها و نشريات و انواع و اقسام محصولات فرهنگي جديد و همچنين شركت در مسابقههاي تلويزيوني و مطبوعاتي بخشي از معرفي ايران به جامعه چين بوده است. در دو سال گذشته توانستيم با تقويت چند سايت به زبان چيني، ارتباط با جامعه چيني را تقويت بكنيم. و امروز نسبت به گذشته، جامعه چين، شناخت نسبتاً بهتري از ايران به دست آورده است. البته ما همچنان با مشكل بزرگ سلطه رسانههاي غرب مواجه هستيم. متأسفانه رسانههاي ما هم در داخل چين فعاليت چشمگيري ندارند. و اگر زماني فعاليت رسانهاي ما در داخل چين، بيشتر بشود كمك بزرگي به معرفي ويژگيها، ديدگاهها و مواضع ايران به جامعه چين خواهد بود. تعداد قابل ملاحظهاي از محققين چيني را براي شناختشان به ايران فرستاديم و همچنين تعداد زيادي از خبرنگاران و محققين ايراني را به چين دعوت كرديم تا با همتايان خودشان گفتگوها و ديدارهايي داشته باشند. معاون وزير فرهنگ چين سال گذشته به ايران آمد دو هفته در ايران ماند. در بازگشت به شدت تحت تأثير ايران قرار گرفت و در رسانههاي چين راجع به سفرش خيلي صحبت كرد. و يك كتاب نوشت تحت عنوان «خاطرات سفر به ايران» به زبان چيني. اين كتاب الآن به عنوان يك كتاب بسيار شكيل و با ارزش در دست نويسندگان و اساتيد دانشگاههاست. چون نويسنده هم در چين به عنوان يك نويسنده و دانشمند بزرگ مطرح است و كتاب هم زيبا چاپ شده است، استقبال زيادي از كتاب شده است و كلامش در شناخت ايران بسيار مؤثر بوده است. در ارتباط با معرفي متقابل دو كشور به يكديگر، همچنين چندين كار مشترك انجام گرفته است كه تعداد دانشجويانمان را بيشتر ميكند و همچنين برگزاري هفتههاي فرهنگي را در دستور كار داريم كه تبعاً اينها در بلند مدت ميتواند موثر باشد ولي ما همچنان در انتظار تقويت نقش رسانههاي خودمان در انجام مسئوليت و رسالت آنها در عرصه بينالمللي هستيم.
    آيا مراكز دانشگاهي ما هم از اين روابط استقبال كردند؟
    متأسفانه براي مراكز دانشگاهي ما، اساساً شرق ناشناخته است. آنها به طور سنتي، همچنان فقط غرب را كانون علم ميدانند در حالي كه امروز چين در بعضي از زمينههاي پيشرفته علمي و تكنولوژي در دنيا حرف براي گفتن دارد و دارد اول ميشود. به عنوان نمونه، امسال چين در نانوتكنولوژي، آمريكا را پشت سر گذاشت و در دنيا اول شد. در حالي كه مراكز آموزشي ما اصلاً در جريان اين خبرها نيستند و در نتيجه تحركي در حركتهاي علمي، تحقيقاتي و پژوهشي مشترك و تحصيل در چين زياد به چشم نميخورد. البته در سفر گذشته رياست جمهوري به چين، ايشان به اين نكته توجه جدي كردند و دستورات لازم را دادند و شايد در آينده وزارت علوم در اين زمينه اقداماتي بكنند ولي به نظر ميرسد كه بدنه اين وزارتخانه براي اين كار توجيه نشدهاند.
    الآن چين به صورت جدي و ويژه در آمريكاي لاتين و آفريقا فعاليت ميكند و حدود 4 ميليون چيني در آفريقا حضور دارند. فكر ميكنيد علت اين توجه ويژه چين چيست؟ و چه پيامهايي ميتواند براي مسئولان و مديران کشور ما داشته باشد؟
    هر دولتي بايد به طور مستمر در راستاي كسب منافع ملي خودش تلاش كند و اگر نكند بايد مورد سوال قرار بگيرد. امروز آفريقا به شدت نيازمند آموزش، بهداشت و ساخت و ساز هست و كشورهاي اروپايي و غربي معمولاً تمايل ندارند كه اين كارها را در آفريقا انجام بدهند. صرفاً ميخواهند منافع آفريقايي را ببرند بدون اين كه خدماتي به آفريقاييها بدهند. اما چين در عين حالي كه از منابع و مواد اوليه آفريقا استفاده ميكند، حاضر است خدماتي هم به آفريقاييها بدهد و در نتيجه مورد توجه آفريقاييها قرار گرفته است. و امروز چين بهترين رابطه را با آفريقا دارد و چينيها در آفريقا محبوبترين خارجيها هستند به دليل اين كه ميبينند كه چينيها برايشان كار ميكنند. البته از منافع آنها استفاده هم ميكنند. بنابراين توجه چين به آفريقا يك واقعيت است و متناسب با منافع ملي چين است. البته اروپاييها و آمريكاييها بسيار نگرانند و سعي ميكنند كه مانعتراشي بكنند؛ سعي ميكنند كه چين را از آفريقا دور بكنند. اما با حركتي كه چين در آفريقا دارد، دولتهاي آفريقايي از حضور چين در منطقه حمايت ميكنند.
    فكر ميكنيد چين در عرصههاي مختلف چه دستاوردها و تجربياتي داشته است كه براي ما ميتواند جالب و الگوبخش باشد؟
    چند نكته وجود دارد كه حائز اهميت است. اولاً در چين روحيه جمعگرايي، اطاعت از مافوق و رعايت سلسله مراتب، بسيار جدي و سازنده است به گونهاي که هر كسي در زمينه سرعت رشد چين تحقيق ميكند، يكي از مواردي كه به آن برخورد ميكند، همين مسئله است؛ يعني تعداد نخبگان محدود است ولي اين نخبگان قادرند ميليونها آدم را رهبري كنند و آنها هم رهبري اين نخبگان را ميپذيرند. در صورتي كه اين وضعيت در كشور ما خيلي ضعيف است.
    نكته دومي كه وجود دارد، روحيه قناعت اين مردم است، اما اينطور نيست كه براي رسيدن به ثروت و سرمايه زياد، حرص داشته باشند. لذا يك روحيه آرام و راحتي دارند و اين مسئله خيلي به آنها كمك ميكند تا زندگي آرام و راحتي را داشته باشند. سومين خصوصيتي كه ديده ميشود روحيه كاري و وجدان بالاي كاري اين مردم است. وجدان كاري اين مردم نسبت به كشورهاي ديگر از جمله كشور ما بالاست. به گونهاي تربيت شدهاند كه كار كردن را دوست دارند. لااقل اينكه كار را بر بيكاري ترجيح ميدهند. لذا هر نوع كاري را انجام ميدهند. معمولاً  آنجا كسي سعي نميكند به اصطلاح ما  از زير كار در برود، يا از انجام كار و وظيفهاش طفره برود و كوتاهي بكند يا شارلاتاني بكند. به همين دليل هم كارهاي بزرگ و سريع ميتوانند انجام بدهند. اگر يك كارفرمايي بگوید تا فلان ساعت، فلان روز، اين كار را تمام بكنيم و كار را تحويل بدهيم، كارگران نه نميگويند. شب و روز كار ميكنند تا آن كار را به اتمام برسانند.
    يكياز تجربيات موفق چين، مبارزه شديد، با فساد دولتي است. فكر نميكنند كه دارند، خيلي شديد با مفسدان برخورد ميكنند؟
    بهدليل اين كه اعتقادات ديني و مذهبي در چين وجود ندارد يا اين كه خيلي ضعيف است، تبعاً زمينه فساد خودبهخود وجود دارد. نكته دوم اين كه در توسعه مادي، آدمها هوس ميكنند و تمايل پيدا ميكنند كه از امكانات موجود بيشتر استفاده كنند. نكته سوم اين كه بخشي از اين فسادها، لزوماً فساد مادي نيست، مثلاً كمكاري يا بيتوجهي به مسئوليت و كوتاهي در انجام وظايف است. يعني اگر مديري كاري را در تاريخ معين خودش انجام ندهد، آن را فساد حساب ميكنند. ميگويند اين پروژه در فلان تاريخ معين بايد تحويل داده ميشد و اگر انجام ندهند مدير را به جرم فساد به زندان مياندازند و مجازاتش ميكنند. به اين دليل است كه پروژهها قبل از تاريخ معين خودش آماده ميشود. بنابراين همه فسادها در آنجا، به معناي فساد مالي نيست. به همين دليل هم ميبينيد که تعداد زيادي را تحت عنوان مبارزه با فساد بازداشت يا محكوم يا حتي اعدام ميكنند. و لزوماً اينها كساني نيستند كه فقط به دلايل مادي و پولي محكوم شده باشند. الآن تعدادي از مديراني را كه در ساخت و سازهاي استان سيچوآن، استاني كه چندي پيش زلزله خرابيهاي بزرگي به بار آورد، كاهلي كردند دستگير كردند و به جرم بيلياقتي سهلانگاري و عدم رعايت استانداردها در ساخت و ساز محاكمه كردند. سال گذشته، وزير بهداشت چين اعدام شد. علتش اين بود كه مصرف مقداري از داروهاي توليد شده، عدهاي را بيمار کرده و عده اي را كشته بود. وزير بهداشت به جرم سهلانگاري در انجام مسئوليت اعدام شد.  
    آيا اين برخورد، خود مسئولين چيني را در انجام كارهاي دولتيشان متزلزل نميكند؟
    اگر مسئولين كار را درست انجام بدهند و طبق موازين و مقررات رفتار كنند، مشكلي ندارند. لذا اين برخوردها آنهايي را كه توانايي و لياقتش را ندارد متزلزل ميكند كه بيجهت مسئوليت نپذيرند.
    اما عدهاي در كشور ما معتقدند كه مبارزه با فساد باعث فرار سرمايهگذاري ميشود. آيا آنها هم چنين معتقدند؟
    دركشور ما يكسري حرفهايي گفته ميشود كه هيچ پايه و اساس منطقي ندارد. صرفاً براي منافع گروههاي خاصي زده ميشود. والاّ  اگر قرار باشد مبارزه با فساد، اين آثار را داشته باشد، پس اين برخوردها بايد در چين و كشورهاي غربي تعطيل شود. اين حرف، حرف كاملاً بياساسي است.
    فكر ميكنيد مهمترين نقصها و اشتباهاتي كه در رابطه با چين داشتيم چه بود؟
    ما چين را يك كشور معمولي تلقي ميكنيم يا کشوري که کمي پيشرفت کرده است. در حالي كه چين فقط يك كشور نيست. چين يك قاره است. هر استانش به اندازه ايران است يا به اندازه ايران جمعيت دارد. ثانياً ما نقش چين را در عرصه منطقهاي و بينالمللي، خيلي جدي نگرفتهايم. ثالثاً درباره آينده چين هنوز ديد روشني نداريم. به عنوان نمونه، الآن 14 هزار نفر از اروپاييها در چين دارند تحصيل ميكنند، در حالي كه ما اصلاً چنين حركتي را نداريم و قطعاً دولتهاي اروپايي در اعزام 14 هزار دانشجو به چين، بيدليل عمل نكردهاند. فقط كره جنوبي، بيش از 4 هزار دانشجو در چين دارد و اين مسئله قابل توجهي است و اين جايگاه چين را مي رساند ولي ما خيلي كم توجهيم.
    ما حدود 90-80 دانشجو در چين داريم.
    شما بگوييد 150 نفر. اما اين تعداد خيلي كم است و اين كم توجهي ما را ميرساند. اگر زبان چيني براي ما سخت است، براي اروپاييها هم سخت است. اين توجيه عاقلانهاي نيست.
    يكي از مسائلي كه باعث شده است نوع نگاه مردم عادي و حتي برخي از مسئولين ما به چين در اين چند سالي منفي بشود، كالاهاي نامرغوب و كمكيفيت اما ارزان چينيهاست. براي اين قضيه چه برنامههايي در دستور كار داريد و فكر ميكنيد علت توجه تجار ما به كالاهاي نامرغوب چينيها چيست؟
    - شما بايد از تاجران بپرسيد كه چرا اين كالاها را ميخرند و به كشور وارد ميكنند؟! چينيها براي اين كه همه افراد با قدرت خريدهاي متفاوت را جذب كنند، توليدات با كيفيتها و قيمتهاي متفاوت دارند. بنابراين اجناسي توليد ميكنند با بالاترين كيفيت براي بازارهاي اروپايي و آمريكايي ولي تاجر ايراني پايينترين كيفيت اجناس را ميخرند براي بازار ايران. مقصر دستگاههاي رسمي ما هستند كه جلوي كالاهاي بيكيفيت و غيراستاندارد را نميگيرند يا اين كه موفق نميشوند جلوي قاچاق اين كالاها به كشور را بگيرند.
    كدام يك از شخصيتهاي ما آنجا معروف است؟
    از شخصيتهاي قديمي، سعدي است. سعدي در چين بسيار شناخته شده است. به خصوص در غرب چين. در بسياري از حوزههاي علوم ديني، اولين كتابي كه در چين خوانده ميشود گلستان و بوستان سعدي است. به خصوص در شهر كاشغر، سعدي خيلي شناخته شده و محترم است. از شخصيتهاي جديد هم امام خميني(ره) شناخته شده است.
    از شخصيتهاي علمي چطور؟
    آقاي پروفسور سميعي، كه خيلي مورد توجه دولت چين است. و دولت چين براي پيشبرد علم جراحي، خيلي از ايشان استفاده كرده است. پروفسور سميعي، يك پزشك ايراني در آلمان است. چينيها مركز بزرگي را در حال ساخت دارند به نام «مركز جراحي و تحقيق مغز و اعصاب» كه كل اين ساختمان را به شكل مغز دارند ميسازند. دولت چين، آقاي پروفسور سميعي را رئيس افتخاري اين مركز كرده است تا  اساتيد و دانشجويانش را آموزش بدهد. پروفسور سميعي هر سه ماه، يك مرتبه به چين ميآيد.
    از شخصيتهاي فرهنگي و دينيمان ...
    در ميان باسوادهاي مسلمانانشان، علامه طباطبايي و شهيد مطهري شناخته شده است. اخيراً كتاب «فلسفه ايمان» شهيد مطهري را به زبان چيني ترجمه كرديم كه مورد استقبال واقع شد و به چاپ دوم رسيد. جامعه چين، جامعه مذهبي به آن صورت نيست، جامعهاي ساده و غير پيچيده است. بنابراين اين كه انتظار داشته باشيم شخصيتهايي مشابه شخصيتهاي ما داشته باشند، شايد چندان درست نباشد. الآن كمكم در چين مد ميشود كه ورزشكاران و هنرمندانشان تبديل به الگوها و شخصيتهاي ملي ميشوند. بعضاً هم شخصيتهاي علمي و برجسته سياسيشان هم مطرح ميشوند. ولي كلاً جامعهشان حالتي دارد كه اين چيزها زياد برايش مطرح نيست بيشتر به دنبال اين هستند كه كار بكنند و زندگيشان بگذرد و از اين كه ميبينند كشورشان رو به پيشرفت است، راضي هستند.
    وضعيت فرهنگي و هنريشان چطور است؟
    به خاطر وسعتش، اصلاً يك دست نيستند. بسيار متنوع و متكثر هستند. ما در ايران كه يك ششم چين مساحت داريم، وضعيت فرهنگيمان يك دست نيست، تبعاً آنجا هم همينطور است. در قسمت شرقي چين به دليل پيشرفت اقتصادي و ارتباط بيشترشان با دنياي غرب و شرق، وضعيت علمي و اقتصادي بيشتري دارند و قسمت غربي، فرهنگ مذهبي قويتري دارند و مردم متدينتر هستند. عمدتاً يا مسلمانند يا بودايي. سنتيتر هستند.
    وضعيت فيلمها و سينماهايش چطور است؟ از محصولات داخلي استفاده ميكنند يا اين كه سينماي هاليوود و غربي بر اين كشور حاكم است؟
     سينما در آنجا زياد رايج نيست.CD  و  DVD بازار را گرفته اند و خيلي سريع هم فيلمهاي دنيا با زيرنويس چيني توزيع و پخش ميشود.
    فكر ميكنيد كه چرا پيمان منطقهاي مثل «شانگهاي» ميتواند در مدت كوتاهي تأثيرگذار و مهم شود ولي پيماني كه بين كشورهاي منطقه تحت عنوان «اكو» داشتيم، راكد و غير مؤثر ميشود؟
    - دولتهاي بزرگ به صورت خيلي جدي و قاطع دنبال اين هستند كه اكو پا نگيرد چون ايران عضو اصلي و به عبارتي ديگر مركز آن است. اما در پيمان شانگهاي دو قدرت بزرگ عضوش هستند و مقداري هم رنگ امنيتي-دفاعي به آن ميدهند و به همين جهت توانسته در مدت كوتاهي، تأثيرگذار بشود.
    پيمان شانگهاي خيلي آرام حركت ميكند و ميخواهد در چند زمينه با كشورهاي منطقه كار بكند. پيمانش هم صرفاً امنيتي – دفاعي نيست؛ هم بازرگاني، هم حمل و نقل و هم صادرات و واردات است. اين پيمان در بلندمدت قصد ارائه خدمات مختلف به همه اعضاي خودش دارد.
    وضعيت دين و اقليتهاي ديني در چين چطور است؟
    دولت چين اخيراً آزادي مذهبي را به رسميت شناخته است و به اين دليل، فعاليتهاي مذهبي به تدريج در چين شروع شده است. مساجد و معابد فعالتر شدند و كتابفروشيهاي مذهبي هم همينطور. مراكز آموزش ديني در كنار معابد بودايي، كليساهاي مسيحي و مساجد مسلمانان كمكم دارند فعال ميشوند و به تربيت نيرو ميپردازند. دولت معتقد است كه مذهب در مبارزه با مفاسد و همچنين براي رسيدن به همگرايي اجتماعي، عامل مؤثر و مثبتي است.  
    از وضعيت مسلمانان چين اطلاع داريد؟
    مسلمانان در حال حاضر وضعيت مطلوبتري پيدا كردند. مساجد آنها هم در حال فعال شدن است. در برخي از شهرها، خصوصاً در غرب چين نماز جمعههايي با بيش از 50 هزار نفر برگزار ميشود. در روز عيد فطر، من به مسجد يوجيه در شهر پكن رفتم كه بيش از 100 هزار نفر براي برگزاري نماز آمده بودند.  الآن مذهبي بودن در چين مشكلي نيست.
    فكر ميكنيد چه وجوهي از فرهنگ اسلامي و ايراني ما براي آنها جالب توجه است؟ آيا فيلمهاي ما براي آنها قابل پذيرش است؟
    بله! خيلي زياد است. چون با فيلمهاي ايراني از لحاظ معنوي يا فرهنگ عرفاني و فرهنگ سنتي و شرقي و بعضاً فرهنگ ديني شباهتها و نزديكيهايي احساس ميكنند و به همين جهت به سينماي ايران خيلي اهميت ميدهند. چينيها يكدست نيستند. و هر قشر و گروهي يك فيلم خاصي را ميپسندد. اما آقاي مجيد مجيدي بيش از همه هنرمندان و فيلمسازان در چين خيلي شناخته شده است. چون فيلمي براي المپيك چين ساخت و در چين شهرت زيادي به دست آورد  لذا فيلمهاي ايشان بيشتر از فيلمهاي ديگر كارگردانان مورد توجه قرار گرفت.
    اگر قرار باشد پنج شخصيت علمي فرهنگي را به كشور چين دعوت كنيد چه كساني را انتخاب ميكنيد؟
    من اگر بخواهم، يك نفر ايراني را به چين دعوت كنم، كسي را که به زبان چيني بتواند صحبت كند،  دعوت ميكنم. كسي كه  بتواند با مردم حرف بزند وگرنه هر چقدر هم كه با مترجم با آنها صحبت كنيم اثر چنداني ندارد و اين يكي از ضعفهاي عمده ماست. چون ما در هر جاي چين كه ميرويم يك نفر چيني داريم كه فارسي ميداند و ميتواند فارسي صحبت كند. يكي از دلايل عدم شناخت مردم چين از ايران، همين است و متقابلاً. معمولاً كساني كه به ايران ميآيند خيلي عوض مي شوند، ديدگاههايشان نسبت به ايران تغيير پيدا ميكند. به خاطر اين كه تصوري كه از ايران دارند خيلي دور از واقعيت است.
    براي مراكز فرهنگي علمي و رسانهاي چه پيشنهاد خاصي داريد؟
    رسانهها بايد اخبار و تحولات چين را جديتر بگيرند و به آن بپردازند و اگر بتوانند مطالب خودشان را در فضاي اينترنت بگذارند و سايتشان فعال باشد تا براي كساني كه دسترسي به آن نشريه و رسانه ندارند يا از خارج از كشور اخبار را رصد ميكنند، مطالبشان قابل دسترسي باشد. انتشار ويژهنامههاي مستقل براي معرفي چين مؤثر است. تعاملات و روابط فرهنگي و هنري و علمي هم به تدريج به گستردگي روابط ما با چين و شناخت متقابل كمك ميكند. در سالهاي اخير، شناخت جامعه ما از چين، نسبت به گذشته بهتر شده است ولي سرعت تحولات چين ميطلبد كه تلاش بيشتري صورت بگيرد. در مدت حضور ما در چين، چندين گروه فيلمساز به چين آمدند و به فيلمبرداري و تهيه مستند درباره چين و تحولات مختلف پرداختند. اما اين كه گروههاي حرفهاي كه اهداف و برنامه دقيق و مشخصي داشتند نديدم.
    فكر ميكنيد ترجمه چه كتابهايي به زبان چيني، موثر است؟
    الآن كتابهايي ترجمه شده است. الان بيش از صد كتاب در زمينه ادبيات، تاريخ و فرهنگ ايراني و تاريخ انقلاب، شخصيت امام(ره) و معارف اسلامي ترجمه شده است و متقابلاً هم كتابهايي از زبان چيني به فارسي ترجمه شده است اما كمتر. اما نياز به ترجمه بيشتري كتاب به اين زبان داريم و تلاشهاي بيشتري در اين زمينه بايد صورت بگيرد. اين كه چه موضوعاتي و محورهايي در دستور كار ترجمه قرار بگيرد، متفاوت است و هر قشري، كتابي خاص و موضوعي خاص را ميطلبد. قشر مذهبي، نياز به كتب ديني و مذهبي دارند. سياسيون آنها به كتاب سياسي نيازمندند. اخيراً خبرنگاري چيني كتابي تحت عنوان « جريان تعيين كننده شيعه در خاورميانه» نوشت. اين كتاب خيلي مورد توجه قرار گرفت، چون راجع به مسائل عراق، ايران و لبنان بود. يا ترجمه كتاب «نهجالبلاغه» با استقبال مواجه شد. كتابهاي ادبي ما كه به اين زبان ترجمه شده، با استقبال خوبي مواجه شدند.
    الآن، علاقه ايرانيها به چينيها بيشتر شده است يا اين که علاقه در خود چينيها هم وجود دارد كه با ايران بيشتر ارتباط بگيرند؟
    بله! آنها خيلي علاقهمند به گسترش روابط با ايران هستند. از ايران خيلي تعريف ميكنند. ايران را خيلي نزديك به خودشان ميبينند ضمن اين كه ايران هم براي چينيها، منافع خوبي دارد و بازار خيلي خوبي به ويژه در منطقه خاورميانه است. ما خيلي كار داريم. به برنامهريزي و سياستگذاري دقيق تر و جديتري نيازمنديم.  

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه