پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه جهانی
  • امریکای لاتین

  • کلمات کليدي :

  • منطقه ثروتمند
  • فرهنگ امریکایی
  • عدالت اجتماعی
  • غفلت فرهنگی

  • مطلب بعدي >   1967 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    سود صد برابر
    فرصتهاي سرمايه گذاري فرهنگي در آمريکاي لاتين

    درگفتوگو با سيد سليم غفوري

    اشاره: آمريكايلاتين و آفريقا دو قاره مهمي هستند كه كمتر مورد توجه سیاستمداران، فرهيختگان و دانشجويان كشور ما قرار گرفتند .
    سيد سليم غفوري، در مركز فرهنگي ميثاق چند سالي است كه به همراه دكتر محمد صفري، گامهای مهمي را در باب شناخت و معرفي فرهنگ و هنر آمريكاي لاتين و آفريقا برداشتهاند. آنچه در ذيل ميآيد گفت و گويي است با آقاي غفوري كه به صورت يادداشت تنظيم شده است.

    آمريكا از آمريكاي لاتين به عنوان حياط خلوت خويش تعبير ميكند. دكترين مونروئه تصريح ميكند كه آمريکا بايد هر تلاشي را بكند كه همواره بر اين منطقه تسلط داشته باشد و نگذارد اتفاقي در اين منطقه بيفتد كه منابع و بازار اين منطقه را از دست ايالات متحده خارج كند. آمريكا مداخلات فراواني در اين منطقه داشته و بعد از جنگ جهاني، اين مداخلات سياسي و نظامي تشديد شده است. ايالات متحده در گواتمالا، اكوادور، هائيتي، كوبا و شيلي اقدامات نظامي انجام داده است.
    آمريكاي لاتين، منطقه فقيري مثل آفريقا نيست كه بعضي از كشورهايش في نفسه فقيرند و منابعي در اختيار ندارند. آمريكاي لاتين منطقه ثروتمندي است كه هم به لحاظ آب و هوايي، هم به لحاظ كشاورزي و هم به لحاظ صنعتي، اوضاع بسيار بهتري نسبت به آفريقا دارد. بعضي از اين كشورها، از لحاظ زيرساختهاي صنعتي جايگاه خوبي دارند و همين طور نيروهاي علمي، فني و دانشگاهي. اما سياستهاي آمريكا و نظامهاي هوادار آن در منطقه باعث شد كه تورم وحشتناكي در اين كشورها رخ دهد، فساد به شدت افزايش يابد، گروههاي مافيايي قدرت بگيرند، قاچاق مواد مخدر به شدت رايج شود و ارزشهاي اخلاقي به شدت افت كند.
    خيلي از كشورها در مرحله صنعتيشدن هستند و كشورهايي مثل برزيل، آرژانتين و مكزيك به لحاظ صنعتي پيشرفته هستند. سطح عمومي ثروت هم در اين كشورها بالاست. منتها چيزي كه آنها را بدبخت كرده، شكاف طبقاتي ناشي از گذشته است. به لحاظ دانشگاهي و تحصيلات عالي در سطح خوبي قرار دارند و اين طور كه رسانههاي غربي و خصوصا" آمريكايي ميگويند اوضاعشان بد نيست.
     فرهنگ
    الآن اوضاع فرهنگي مردم آمريكاي لاتين خيلي بهتر از گذشته شده است. شعرا و نويسندگان و هنرمندان بسياري در اين كشورها ظهور كردند. كساني مثل گارسيا ماركز و کوئليو توانسته ادبيات آمريكاي لاتين را در جهان بشناساند. واقعا ادبياتش در جهان حرفي دارد. ادبيات آنها در سطح دنيا حرف دارد و تلاشهاي زيادي هم براي معرفي اين ادبيات خودشان صورت ميدهند و مثل ما ضعيف عمل نميكنند.
    كوبا در بين كشورهاي منطقه شرايط خاصي دارد و 50 سال از انقلاب كوبا مي گذرد. نهادهاي فرهنگي آن برخاسته از انقلاب است و كشوري باثبات است و به تبع آن نهادهاي فرهنگي مردمي شكل گرفتهاند اما در بقيه كشورها دولتها نوپا هستند و به لحاظ فرهنگي به آن پختگي نرسيدهاند كه فرهنگ مولدي داشته باشند. فرهنگ غالب اين منطقه، آمريكايي است و توانسته فرهنگ خود را بر مردم اين كشورها تحميل كند؛ چه در سينما، چه در موسيقي و...
    كشورهاي كوچكتر مثل نيكاراگوئه سينماي ضعيفي دارند و تازه بعضي حركتهاي خودشان را شروع كردند. در ونزوئلا رسانهها در اختيار بخش خصوصي است و صاحبان پول و سرمايه، آنها هم وابسته به جريان سرمايهدارياند و همسو با سياستهاي آمريكا در منطقه و مخالف چاوزند.
    به لحاظ فرهنگي، جريان هاي ملي و ضدآمريكايي مقهورند، خصوصا" در عرصه رسانهاي. بخش خصوصي فرهنگشان قدرت ندارند يا اساساً مبلغ فرهنگ غربياند. اين مشكلي است كه نيروهاي مستقل و مخالف فرهنگ غربي در منطقه دارند.
    روابط اقتصادي
    سياستي كه دولت آقاي احمدينژاد پي گرفته درست است و جواب هم داده است. اگر از نگاه منافع ملي هم اين موضوع را ارزيابي كنند، اين روابط براي منافع ملي ما اهميت دارد و ميتواند به لحاظ سياسي، پشتوانه ديپلماسي ما باشد. همه اين كشورها در سازمان ملل صاحب رأي هستند. دفاعي كه اورتگا در سازمان ملل از حقوق ما كرد يا كوباييها و ونزوئلاييها، در جايي كه آمريكا يكهتازي ميكند و رأي خيلي كشورهاي جهان سوم را ميخرد، موفقيت است.  بهلحاظ اقتصادي هم چون توانستيم بخشي از بازار آنها را بدست بياوريم موفق بوديم مخصوصا"ً در ونزوئلا. وقتي در ونزوئلا كارخانه تراكتورسازي و سمند ميزنيم در ازايش پول ميگيريم، خدمات فني و مهندسي ما محك ميخورد و اشتغالزايي و درآمد ارزي هم براي كشور ما دارد. منتها نبايد بدقولي بکنيم و وعده هاي بيجا بدهيم.
    پنج از بيست
    تا قبل از روي كار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد، فقط با 5 كشور از بيست و اندي کشور آمريکاي لاتين روابط ديپلماتيك داشتيم: برزيل، آرژانتين، ونزوئلا و كوبا و مكزيك. الآن با توجه به سياستهاي اخير دولت، با شيلي، نيكاراگوئه و بوليوي هم روابط سياسي برقرار شده و در حال رايزني براي تأسيس دفتر نمايندگي سياسي در اكوادور و... هم هستيم. اين قضيه نمايانگر اهتمام وزارت خارجه در منطقه آمريكايلاتين است. فقط در اين دوره است كه روابط ما دارد گستردهتر ميشود.
    غيرقابل نقد
    در عرصه فرهنگ ما حضوري در منطقه نداشتهايم و اگر هم كاري شده خيلي محدود بوده و قابل نقد و ارزيابي نيست. نگاه هنرمندان مذهبي و مسئولان متعهد ما اين بوده كه اينها ضددين و لامذهب هستند. اين واقعيت ندارد.  كاسترو كمونيست است ولي ضدمذهب نيستند. چاورز و اورتگا مذهبي هستند. بهمعناي حضور واقعي فرهنگي، كاري نكردهايم زيرا عمده توجه دستگاه ديپلماسي ما به مسايل اقتصادي است و آن هم آسيب هاي خاص خودش را دارد. در زمينههاي فرهنگي - هنري از سوي آنها به شدت اهتمام وجود دارد. مثلا آقاي تائوليس، فيلمساز شيليايي كه به ايران آمد اعلام آمادگي كرد كه فيلمي درباره ايران بسازد. آقاي زوريتا هم كه از نيكارآگوئه آمده بود، همين اعلام آمادگي را كرد كه فرهنگ و هنر ايران را در دو سه كشور حوزه درياي كارائيب معرفي كند.
    بيش از 4 ميليون مسلمان
    در اين منطقه بيش از 4 ميليون نفر مسلمان زندگي ميكنند. در برخي از كشورها مثل آرژانتين و برزيل مسلمانها، اقليت مهمي هستند. در آرژانتين علاوه بر اينكه جامعه يهودي پرنفوذي دارد، جماعت مهاجر لبنانيتباري دارد كه در ايام جنگهاي 33 روزه از حزب الله حمايت كردند و راهپيماييهاي فراواني برگزار كردند. در كشوري مثل ترينيداد و توباگو مسلمانان اقليت بزرگي هستند و حدود 30-25 درصد جمعيت اين جزيره كوچك را شامل ميشوند. بخشي از آنها هم شيعهاند. در سورينام، نزديك نيمي از مردم، مسلمان هستند. سورينام تنها كشور آمريكاي لاتين است كه مسلمانها چنين نسبت جمعيتي دارند.  مهاجراني هستند كه از مهاجرت شان حدود 200 سال ميگذرد و عمدتا هندي، سوري و لبنانيتبار هستند. چنين فرصتهايي وجود دارند و ما از آنها غافليم.
    اشتراک در چيزهايي که برايش مبارزه مي کنيم
    در خيلي از مسائل وجوه مشترك داريم و بايد تأكيد و توجهمان را به آن وجوه مشترك جلب كنيم. در مبارزه با غرب و آمريكا با آنها وجوه مشترك داريم. در اينكه بايد عدالت اجتماعي در جامعه جهاني برقرار بشود با آنها وجوه مشترك داريم. در سازماندهي دولتي و كار دولتي براي برقراري عدالت اجتماعي با آنها مشتركيم. از كاهلي و سستي ماست كه ما نتوانستيم انديشه خودمان را در آن مناطق تبيين كنيم. ما حتي در تبيين انديشه خودمان در كشورهاي اسلامي، همزبان و آسياي مركزي ضعيف عمل كرديم چه رسد به آن مناطق!
    آفريقا و آمريکاي لاتين يا اروپا و  آمريکا؟
    عدهاي معتقدند كه آمريكاي لاتين و آفريقا اولويتهاي اصلي ما نيستند و ما بايد سرمايههاي خود را در كشورهاي اسلامي و اروپا وآمريكا بگذاريم. متأسفانه با همين نظر، سالهاست كه از اين مناطق غفلت شده است. سئوالي كه ما داريم اين است كه آيا شما ميخواهيد برويد اروپا كار فرهنگي كنيد؟ آيا مردم اروپا وآمريكا حرف شما را گوش ميدهند؟ از چه زاويهاي ميخواهيم با آنها تعامل برقرار كنيم؟ چگونه ميخواهيم با مردم اروپا و آمريكا گفتگوي فرهنگي داشته باشيم؟ حالا همين مسأله را با مردم آمريكاي لاتين و آفريقا مقايسه كنيد. بستر كدام يك آماده تر است و با اندك كار فرهنگي ميتوانيم موثر باشيم؟ ما در آفريقا و آمريكاي لاتين ميتوانيم موجهاي ضدامپرياليستي و حتي اسلامگرايي را تقويت كنيم. اگر ما در اروپا با 100 واحد سرمايه، يك واحد بهره ببريم در آمريكاي لاتين و خصوصا آفريقا با يك واحد سرمايه ميتوانيم بيش از 100 واحد بهره ببريم. چون زمينهها خيلي آماده تر است. شما برويد در آفريقا درمانگاهي راه اندازي كنيد ببينيد كه چقدر به سمت شما خواهند آمد. شما در آفريقا يك موسسه كشاورزي تأسيس كنيد و آموزشهايي را در اين خصوص به مردم بدهيد، آن وقت ميبينيد كه چقدر تأثيرگذار خواهيد شد و چقدر با استقبال مردمي مواجه ميشويد. شايد دليل عمده اين غفلت اين باشد كه كار كردن در آفريقاي لاتين و آفريقا، صبر و حوصله و زحمت فراوان ميخواهد و هر کسي خصوصا" غالب ديپلماتهاي ما چنين روحيه ای ندارد.
    ادعا و ابزار
    ما ادعاي مبارزه با آمريكا را داريم اما از ابزارهاي فرهنگي و هنري در اين زمينه غافليم. حركتهاي دانشجويي بسيار موثر است. هيأتهاي دانشجويي و فرهنگي و هنري از آنجا بيايند ايران و از كشورمان هم بروند آنجا. نبايد هم انتظار داشته باشيم كه زود نتيجه بگيريم. از اين مسائل ساده گرفته تا توليد فيلم وآثار مشترك، تورهاي هنري و دانشجويي و ترجمه مطالب و مسائل واقعي آنها در رسانهها و نشريات و سايتهاي خودمان. اين كارها قطعا" حساسيتهاي آمريكا و غرب را برميانگيزاند و تمام تلاشهاي خود را براي جلوگيري از اين تعاملات خواهند كرد .
    فرصتهاي سينماي ايران
    در ديدارهايي كه با مسئولين سينمايي آنها داشتيم خيلي ابراز تمايل ميكردند كه سينماي ايران در اين كشورها حضور پيدا كند. سينماي ايران را مولد و ارزشمند ميدانستند. اينكه مفاهيم ارزشمندي در سينماي ما وجود دارد که ميتواند ناخودآگاه توجه مردم را جلب كند. فطرت انسان ها دنبال اين مفاهيم هست. فرهنگ ما مثل سينما اين قابليت را دارد كه يكسري از نيازهاي منطقه را برطرف كند. كار سختي است، ما بايد مثل هر حوزه ديگري رقابت كنيم و آنقدر با قدرت پيش برويم كه در عرصه رقابت موفق شويم. فرهنگ مهاجم غربي به اين راحتي عرصه را به ما واگذار نخواهد كرد. به لحاظ تكنيكي هم فيلمهاي ارزشمندي داريم و واقعاً بعضي فيلمها ميتواند حضور موفقي در اين كشورها داشته باشد به شرط اين که برنامهريزي خودمان درست باشد و بتوانيم سينماي خود را معرفي كنيم. استقبال خواهند كرد. دولتها هم خواهان هستند. بايد بتوانيم از اين ظرفيت استفاده كنيم. اين به خودمان و همت و برنامه ريزيمان بر ميگردد.
    فايده يک آشنايي
    آقاي تائوليس، فيلسماز شيليايي با گروهي از مهاجران فلسطينيتبار مرتبط ميشود و از طريق آنها با قضيه انتفاضه آشنا ميشود و ديدگاهش نسبت به مقوله فلسطين و اسرائيل و انتفاضه عوض ميشود. خودش ميگويد همين ارتباطات باعث شد در فلسطين در مورد انتفاضه فيلم بسازم. ميگويد فيلم از شبكههاي دولتي كشورهاي آمريكاي لاتين پخش نشد ولي در شبكههاي خصوصي و خانوادگي و كابلي و محافل دانشجويي در آمريكاي لاتين پخش شد. وي معتقد است كه فيلمش باعث شد در جامعه نه چندان كوچكي نگاه مردم و روشنفكران نسبت به انتفاضه تغيير کند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه