پيشرفته
 

موضوعات :

  • جهان اسلام و بیداری اسلامی

  • کلمات کليدي :

  • کارفرهنگی
  • تقویت
  • فروشنده ها
  • وحدت

  • مطلب بعدي >   2238 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    کشمیر؛ قم هندوستان
    گفتوگو با مهندس داوود جعفري

     از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه کشمير در زمان پيروزي انقلاب

    من قبل از انقلاب به هندوستان رفته بودم وچند ماه قبل از پيروزي انقلاب به ايران آمدم. بعد از پيروزي انقلاب با پيشنهاد دکتر دانشجعفري، به دانشكده عمران دانشگاه كشمير انتقال پيدا كرديم. آقاي دانش جعفري ميگفت: كشمير منطقه مستعدي است و شيعيان مخلصي هم دارد. آنجا هم ميتوانيد كارهاي انقلابي انجام بدهيد و درستان را هم بخوانيد. ارديبهشت يا خرداد سال 1358 وارد كشمير شديم و تا سال 63 آنجا بوديم. خود آقاي دانش جعفري هم تحصيلکرده دانشگاه كشمير يود.
    انقلاب مسلحانه، انقلاب فرهنگي
    دانشجويان انجمن اسلامي در کشمير توانستند در بحث صدور انقلاب و آشنايي با انقلاب اسلامي مؤثر باشند. نفوذ خوبي هم در بين گروههاي مختلف كرده بوديم. آنجا هم مثل ايران، فعالاني بودند که ديدگاههاي خيلي انقلابي و تند يا حتي با مشي مبارزه مسلحانه داشتند. ولي آنهايي را كه مشي مبارزه مسلحانه اتخاذ كرده بودند، دولت هند سريع تر جمع و جور کرد و نتيجه هم نگرفتند. از طريق نهضتهاي آزاديبخش كه سيدمهدي هاشمي در رأسش بود، ميآمدند آنجا و فعاليت ميكردند. مشي آنها اين بود كه ما گروههاي مبارزاتي مناطق مختلف را شناسايي، تقويت و پشتيباني كنيم براي شكلگيري انقلاب اسلامي در كشمير. آنهايي كه در كشمير منتظر حمايت نظامي يا مسلحانه بودند، مضمحل شدند و نماندند. در صورتي كه روحانيت مانده است. كار فرهنگي مانده است. همان زمان هم، ديدگاه ما اين بود كه كشمير آماده كار انقلابي سريع نيست.
    طاق نصرت براي فيلم انقلاب
    روشي كه انجمن اسلامي در كشمير داشت بيشتر كار فرهنگي بود. سعي ميكرديم نشرياتي را كه از ايران ميآمد را به شكل مناسبي توزيع كنيم. سخنرانيهاي مختلفي داشتيم. بازديد از شهرها و روستاهاي مختلف منطقه را داشتيم. يك بار سفري را براي نمايش فيلم پيروزي انقلاب به منطقه كارگيل در شمال كشمير رفتيم. كارگيل منطقهاي است با مردم كاملاً مخلص از شيعيان. استقبالهايي پرشوري از ما ميشد. طاق نصرت مي بستند. ده به ده و روستا به روستا مردم اظهار ارادتهاي زيادي ميكردند كه نشاندهنده ابعاد خارجي انقلاب اسلامي در منطقه بود.
    درد  تفرقه
    فاصله بين روحانيت ايران و روحانيت كشمير در آن زمان خيلي زياد بود. به همين دليل تشخيص ما اين بود كه براي اينها حركت سياسي، خيلي زود است. اختلافات قومي در آنجا وجود دارد که اصلاً با اسلام ربطي ندارد. غالبا" بر سر منافع شخصي است بين سه خاندان. ما نسل قديم روحانيتشان را ديديم و تعامل داشتيم. زماني كه آقاي مهدويكني در سالهاي 61-60 به كشمير آمدند و ما مشكل تفرقه روحانيت منطقه را با ايشان درميان گذاشتيم، ايشان آقاي موحدي كرماني را به منطقه فرستادند. بنده خودم يك هفته در خدمت ايشان بودم، ايشان را خدمت تكتك علما و روحانيت شيعه منطقه بردم و با عمده روحانيت منطقه بحث و گفتوگو داشتيم، جلساتي را برگزار كرديم و در منزل آقاي سيديوسف موسوي، تفاهمنامهاي ميان روحانيت منطقه نوشتيم و در واقع «شوراي روحانيت شيعيان كشمير» را به وجود آورديم. ولي خوب، روحانيت منطقه به آن تفاهمنامه پايبند نبودند. تا زماني كه پيگيري ميكرديم تا يك جلساتي برقرار باشد، مراعات ميكردند. به محض اينكه ماها به ايران برگشتيم، هركس رفت دنبال كار خودش. بعضي از آنها، اقوامشان را پشت سر خود داشتند و كاسب بودند.
    الآن اميدي كه داريم تقويت حوزه علميه كشمير و تقويت دانشجويان يا طلابي است كه از كشمير به ايران ميآيند. درگيريها و جنگهايي كه در کشمير اتفاق افتاد و اختلافهايي كه با دولت هند داشتند و تفرقه شديد روحانيت نهتنها كمكي به بسترسازي براي انقلاب در آنجا نكرد،  بلكه فرصتها را  هم  از بين برد.
    اسلام ايراني
    اسلام از طريق ايرانيها وارد كشمير شد. سيدعلي همداني با يكسري مبلغ مسلمان ديگر، اسلام را به كشمير بردند. بدين ترتيب فرهنگ، هنر و كشاورزي منطقه از ايران به آنجا رفته است. در آنجا شما با اسامي كرماني، شيرازي، يزدي و... مواجه هستيد. از نظر ژنتيكي و چهره هم برخلاف هند، چهرهها كاملاً ايراني است. آنقدر به ايران شباهت دارد كه به آن منطقه، «ايران صغير» ميگفتند و اين اسم تا صد سال قبل رايج بوده است و حتي زبان رسمي آن زبان فارسي بودهاست. برخي پيرمردهايشان زبان فارسي را ميدانند. هنرهاي دستيشان، هنرهاي دستي ايران است و فرهنگشان با اين كه با فرهنگ هند قاطي شده اما رگههاي ايراني زيادي دارد. خودشان را واقعاً مديون ايران و ايراني ميدانند. با روشي كه جمهوري اسلامي ايران در هند در پيش گرفته دولت هند خيالش راحت است كه ايران در كشمير دنبال انقلاب اسلامي به مفهوم سياسي نيست و ميخواهد كار فرهنگي بكند. قبلاً رفت و آمد خيلي مشكل بود اما الآن راحتتر ويزا ميدهند و روحانيون راحتتر از گذشته ميتوانند براي تبليغ بروند.
    نسخه فرهنگي انقلاب
    در كشمير، دشمن اول اسلام، هندوها نيستند. شايد اين پنج شش ميليون مسلمان کشميري بتوانند خود را از هند جدا كنند، اما آن صد و پنجاه ميليون ديگر كه در داخل هند در شهرهاي مختلف هستند، چه كار ميخواهند بكنند. آنها كه نميتوانند براي خود يك كشور تشكيل بدهند. بعضي جاها نسخه سياسي انقلاب اسلامي كه براي خود جغرافياي مشخصي مثلاً مشابه ايران داشته باشند، جواب نمي دهد. اگر مسلمانها در همان سيستم هندوها رشد پيدا كنند و اسلام را خوب تبليغ كنند و در حكومت هند پستهاي اساسي داشته باشند شرايط را خيلي مهياتر ميتوانند بكنند براي جهان اسلام. بحث ما اين نيست كه  حق استقلال ندارند، ما ميگوييم شرايطشان براي احقاق چنين حقي آماده نيست. وحدت ندارند. پشتوانههاي اقتصادي ندارند. انرژيهايشان به خاطر تفرقه و عدم آگاهي مستهلك ميشود. انرژي را كه بايد عليه آمريكا و اسرائيليها مصرف شود در مورد هند مصرف ميكنند.  در خود هند هم صدوپنجاه ميليون مسلمان وجود دارد كه اصلاً نميتوانند كشور تشكيل دهند. كشمير در صورت استقلال، جز اينكه مستعمره بشود چيز ديگري برايش متصور نيستم. به جاي اين كار، بروند كار فرهنگي بكنند، ارتباطشان را با مسلمانان ديگر مناطق هند قوي كنند تا در دولت هند موقعيتهاي مناسب را به دست آورند تا سطح آگاهي و زندگي مسلمانان و حتي تصميمگيريشان افزايش يابد.

    شبکههاي ماهوارهاي ما اثر گذاشته است
    شخصيتهاي علمي و فرهنگي و سياسي ايران براي مردم كشمير شناختهشده هستند. شعرا كه حسابشان جداست. اكثر شعرهاي سعدي، حافظ و مولوي را كه حفظند. در شخصيتهاي معاصر، بعد از امام(ره) كه بهخاطر جايگاه مرجعيت و رهبري انقلاب مشهور بودند، بيشتر آيتالله خامنهاي، آقاي هاشميرفسنجاني و در بين شخصيتهاي علمي و فرهنگي دكتر شريعتي معروف بود. چون كتابهاي دكتر شريعتي به زبان اردو ترجمه شده بودند و انجمن ما آن  را  توزيع  و  پخش ميكرد. شهيد مطهري همين طور.
    مردم كشمير حتي شهداي ما را خوب ميشناسند، خصوصاً شهيد چمران و امام موسي صدر را. به اين دو عشق ميورزند. بعضي مناطق مانند كارگيل كه اصلا" ايران است. همه شهداي ما را ميشناسند: شهيد باكري، همت، خرازي و ديگران را. آنهايي كه مسائل ايران و انقلاب را پيگيري ميكنند، كاملا" در جريان امور هستند و مثل مردم ما فكر ميكنند. شبكه هاي تلويزيوني ماهوارهايمان خيلي اثر گذاشته است. مردم كشمير فارسي را خوب ميفهمند، پخش اشعار حضرت امام هم شايد در آنجا خيلي خوب باشد. كتابهايي كه بتواند در منطقه اثر مثبتي داشته باشد، فكر ميكنم كتابهاي مرجع اسلامي باشد. كتابهايي كه در زمينههاي مختلف اسلامي باشد. كتابهاي دکتر شريعتي به وفور در آنجا هست.
    پول بليط، وعده و کارهاي ريشهاي
    بايدكارهاي كليدي بكنيم بهجاي كارهاي كيلويي. از كارهاي بيحساب و كتاب و اينكه هر سازمان و نهادي براي خودش سازي بزند چيزي در نميآيد. جز اينكه بيتالمال و انرژيمان هدر ميرود. نميدانيد پول بليت هواپيماي اين آقايان كه از وزارتخانههاي مختلف ميآمدند چقدر ميشد. هيچ چيزي هم از اين سفرها حاصل نميشد. سوغات ميخريدند و برميگشتند. شعارها و وعده و وعيدهايي هم ميدادند كه دولت ايران انجام نميداد و مردم هم بدبين ميشدند. با اين بدقوليهايي كه دولت ايران داشت، بايد بيشترين مخالفها را در آنجا ميداشتيم ولي باز، طرفداران نظام ما در آنجا، بيشتر از اينجاست. آقاي احمدي نژاد چون شعاري كه ميدهد، شعار اسلام است در كشمير بسيار طرفدار دارد.
    بايد به دنبال كارهاي ريشهاي در منطقه باشيم. تقويت فرستندهها براي دريافت شبكههاي تلويزيوني ما در منطقه بسيار مهم است. پخش اخبار ايران در كشمير خيلي مهم است. اخبار منطقه منتشر شود، گزارشها و تحليلهايي كه در اين خصوص كه سطح اطلاعات و  آشنايي  مخاطبان ما  را  با  اين منطقه  افزايش  دهد.
    کارهايي که بايد بکنيم
    اگر آمريكا جايي ده سمپات داشتهباشد، روي آنها سرمايهگذاري ميكند. كشمير منطقهاي مثل لبنان است. با پيگيريهاي رسانههايي مثل مجله شما از وزارت امورخارجه، حوزههاي علميه، سازمان فرهنگ و ارتباطات و سازمان تبليغات اسلامي ميتوانيم شاهد توجه بيشتر به اين منطقه باشيم. فراخوان تزهاي تحقيقاتي و پاياننامههاي دانشگاهي درباره اوضاع كشمير ضروري است. اينكه چند پاياننامه و تحقيق جدي را به كشمير اختصاص بدهيم ميتواند بسيار به ما كمك بكند. رسانههاي ما را ببينيد که اگر يك مسيحي در اروپا يا آمريكا، مسلمان شود چه بوق و كرنايي ميزنند.  اين سرمايهگذاريها و توجه اگر معطوف به مناطي مثل کشمير باشد  خيلي اثراتش بيشتر است. شيخ تجمل و گروهش كه بعداً وارد فاز مبارزات مسلحانه با مقامات دولتي شدند، سمينار ولايت فقيه برگزار كردند. ميگفتند ما اهلتسنن هم ولايت فقيه داريم. ولايت فقيه يعني اينكه يك عالم ديني مسئول سياسي جامعه باشد و اين نظريه فقط مال شيعيان نيست. عقل امروزي هم ايجاب ميكند كه ما از اين تز استفاده كنيم.
    ظرافتهاي کار در کشمير
    پخش فيلمهاي تاريخي كه صدا و سيما درباره امام رضا(ع) و ديگران ساخته است فكر ميكنم مؤثر خواهند بود. منتها بايد اين نكته را توجه كنند كه آنها به نمايش چهره خيلي حساسند. اين شبيهخواني ما داريم اگر آنجا اجرا شود، فكر ميكنم بلوا بشود. پوششهاي اسلامي هنرمندان و بازيگران ما در آنجا خيلي حساسيت برانگيز است. مثل ديگر مسلمانان دنيا فكر ميكنند كه ما چون حكومت اسلامي داريم، هر چيزمان اسلاميست. زود اشكالات را ميگيرند. شديداً هم متعصب هستند. دقيقاً بايد اسلام و ظواهر آن رعايت شود. اگر يك فيلمي با شواهد غيراسلامي پخش ميشد، ميگفتند: اسلام را عمل نكردند.
    شما اسلام را خراب ميکنيد
    در کشمير آنهايي كه در ارتباط با انقلاب هستند، از ما انقلابيترند. ما يك مقدار مادي شدهايم. زماني كه انقلاب پيروز شد يكي از اشكالات و سئوالاتي كه به انقلاب داشتند اين بود كه ميگفتند موفقيت جمهوري اسلامي و حكومت اسلامي اين است كه ابتدا كار فرهنگي بكند. ميگفتند درست است كه امام بدون كار نظامي و با كار فرهنگي انقلاب را به پيروزي رسانده، اما فكر ميكنيم آن خلوص لازم براي موفقيت جموري اسلامي در حركات و سكناتش، تعاملات و تقابلاتش، در عرصههاي فردي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي هنوز  محقق نشده ولي شما تشكيل حكومت داديد. اين مسائل بعداً شما را با مشكل مواجه ميكند. شما اسلام را خراب ميكنيد! شما بياييد مثل اخوانالمسلمين مصر يا جماعت اسلامي پاكستان قبل از اينكه تشكيل حكومت بدهيد كار فرهنگي و ريشهاي بكنيد تا پس از تشكيل حكومت با مشكل مواجه نشويد. اما ما از انقلاب دفاع ميكرديم و ميگفتيم اسرائيل دارد مسلمانها را نابود مي کند. آمريكا از آن طرف ديگر! ما بايد از امكاناتمان استفاده كنيم. همراه با تشكيل حكومت كار فرهنگي هم ميكنيم.
    امروز بنده پس از بيست و پنج شش سال تجربه مديريت و فعاليت سياسي، معتقدم درست است كه ما بايد حكومت اسلامي تشكيل ميداديم و الآن هم قدرتي عليه استكبار جهاني به وجود آوردهايم، ولي در عرصه فرهنگي درجا زديم و عقب رفتيم. من هميشه صحبت آن روزهاي کشميريها در ذهنم هست. به نظرم مديران جنگ جنگيدند، اما مديران فرهنگي كارشان را به خوبي انجام ندادند.
    قم هندستان
    اساتيد و نويسندگان و رسانهها و مطبوعات ما اصلاً كشمير را نميشناسند. كشمير را بايد رفت و ديد. قابليتهايي وجود دارد كه از آن بيخبريم. من آنجا را وطن دوم خودم ميدانم. عليرغم اينكه خيلي هم به آنجا دعوت شدم پس از دوران دانشجويي به آنجا نرفتم. مشكلات جنگ و پس از جنگ، خانواده و مشغلههاي كاري نگذاشتند كه به كشمير بپردازيم.
    كشمير مستعد است. اگر شما و دوستان جوان ديگر همت كنيد ميتوانيم كارهاي خوبي انجام بدهيم. وقتي بتوانيم كشمير را سازماندهي بكنيم عين اين است كه هند را سازماندهي كرديم. مقام معظم رهبري زماني كه به كشمير آمدند در نمازجمعه كشمير گفت كه كشمير، قم هندوستان است. اگر روي كشمير كار و سرمايهگذاري كنيم مثل اين است كه روي هند كار و سرمايهگذاري كرديم.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه