پيشرفته
 

موضوعات :

  • مدیریت فرهنگی

  • کلمات کليدي :

  • فرهنگ رفاه‌طلبی
  • اختلاف طبقاتی
  • ادبیات قوی
  • انرژی اتمی
  • قالب ادبی

  • مطلب بعدي >   1940 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    دوره سانسورشده «سازندگی»
    ظرفيتهاي هنر براي ثبت تاريخ انقلاب

    در گفتوگو با مسعود رضايي
    نويسنده رمان تصادف
    اشاره: "تصادف" مسعود رضايي، پژوهشگر تاريخ انقلاب  از معدود آثار داستاني است که سوژه آن مربوط به انقلاب اسلامي پس از جنگ است. در حوزه سينما فيلم هاي زيادي درباره اين مقطع تاريخ انقلاب ساخته شده که بدون شک موفق ترين آنها آژانش شيشه اي است. قطعا" بيشتر شدن داستانها و رمانهايي که به اين مقطع از تاريخ انقلاب ميپردارند به خلق رمانهاي موفقتر از" تصادف" منجر خواهد شد. آنچه در زير ميخوانيد فشرده ايست از گفتگوي راه با مسعود رضايي درباره زمينههاي نگارش" تصادف". سوالها براي رعايت اختصار حذف شده اند.

    بعد از جنگ، به دليل سياستهايي كه دولت سازندگي در پيش گرفت، فضاي عمومي جامعه دچار تغيير و تحولات جدي شد. معمولاً كشورهايي كه از جنگي فارغ ميشوند، سياستهاي رياضتكشانه و سختكوشانه را دنبال ميكنند. نمونه بارز اين قضيه را ميتوانيم در ژاپن و آلمان بعد از جنگ بدانيم. اين دو كشور تقريباً نابود شدند. در سياستهاي بعد از جنگ، اين دو كشور مردم را به سختكوشي، قناعت، كممصرف كردن، توليد كردن و سياستهايي كه موجب سازندگي مملكت ميشد، تشويق كردند. بعد از جنگ ما اما جور ديگري شد. گفتند جنگ تمام شد، راحت شديم. حرف دولتمردان آن دوره اين شد كه «مردم ما سختيهاي زيادي در ايام جنگ كشيدند و حالا بايد به وضعيت رفاهي آنها رسيد.» بر مبناي اين تحليل كه پوشش قشنگي روي خود دارد، ناگهان شاهد ورود كالاهاي مصرفي به داخل بوديم. اين كالاهاي مصرفي با خودش نوعي فرهنگ رفاهطلبي هم آورد. در پي اين عملكرد دولت سازندگي، روحيه اشرافيگري، روحيه تجملگرايي و لوکسگرايي و رفاهطلبي هم پررنگ شد. و همان چيزهايي كه باعث اختلافات با رژيم گذشته شد، يعني شكاف طبقاتي، در كشور شكل گرفت. فضاي كشور به گونهاي شد كه بعضيها گفتند ما اشتباه كرديم كه راه قبلي را رفتيم. فضاي عمومي جامعه از آن حالت انقلابي و جنگي، ناگهان وارد حالت رفاهي، تجملي و اشرافيگري شد. مسابقهاي براي اندوختن ثروت بيشتر شكل گرفت.
    تصادف دهک پايين و بالا
    در داستان "تصادف" زندگي يك نفر مورد بررسي قرار ميگيرد. او تصادفي كرده است با يك ماشين گران قيمت و بايد خسارت سنگيني را بپردازد و ندارد. از پليس راهنمايي و رانندگي و مأمور بيمه گرفته تا قاضي و حتي بعضي از همكاران خود آن صاحب ماشين گرانقيمت كه طلب خسارت ميكند، همه ميخواهند به اين فرد كمك بكنند اما ساختار به گونهاي شكل ميگيرد كه خود ساختار، جلوي كمكها را ميگيرد. يعني وقتي كه جامعه دچار اختلاف طبقاتي شد و از حدي گذشت، ديگر كمك به افراد پايين دست جامعه از طريق معمولي امكانپذير نميشود.  ساختارها كار خودشان را ميكنند. وقتي ساختارها محكم بشوند اجازه اصلاح  را ميگيرند و اصلاحات به سختي انجام ميشود. آدمي كه در اين دهک پايين گير افتاده، همينجور "گيرافتاده" باقي ميمانند. به سختي ميتوان دست او را گرفت و بالا آورد. ما در برههاي از انقلابمان دچار نقص و نقصاني شديم. حالا ممكن است كساني كه اين سياستها را در پيش گرفتند، توجيهاتي داشته باشند، اما من به عنوان ناظر ميبينم آنچه كه گفته ميشد و با آنچه كه در سال 70 و 71 و72  شاهدش بوديم، تفاوتهايي داشت و اختلاف طبقاتي و رانتخواريهايي را پديد آورد.
    در عين حال من در اين داستان، سياه سياه هم نگاه نكردم؛ يعني آدمهاي خوب هم در اين داستان هستند. اينجوري نيستند كه همه آدمهاي بد و رانتخواري باشند. حتي در كنار همين طبقه رانتخوار، آدمهايي هستند كه عاقلترند؛ يعني با نگاه بازتري به قضايا نگاه ميكنند.
    به هر حال به ذهنم رسيد كه  هشداري بايد داد که ما در بخشي از مسير انقلابمان دچار يك اشتباه شديم. دچار نقص و نقصان شديم و اين نقص و نقصان تا به آن مرحله غير قابل حل نرسيده است، بايد حل بشود.

    انرژي هستهاي ادبي
    الآن در زمينه انرژي اتمي كه يك كار تكنيكي و فني است، بودجه بسيار زيادي را صرف ميكنيم. در حوزه بعضي از صنايع، بودجههاي كلاني را مصرف ميكنيم. آيا هيچ وقت شده است كه فكر كنيم مثلاً حوزه ادبيات هم ميتواند به اندازه انرژي اتمي براي ما دستاورد داشته باشد. آيا هيچ وقت شده است كه بپرسيم اگر ما يك سينمايي قوي و ارزشمدار داشته باشيم، اين سينما چقدر براي انقلاب ميتواند مفيد و مؤثر باشد. براي اين كه از خودمان در برابر تهاجم نظامي ديگران دفاع بكنيم، پاي صنايع موشكي و دفاعيمان، بودجههاي نامحدود ميگذاريم. بايد هم بگذاريم. اما اگر ما يك ادبيات قوي داشته باشيم، آيا اين نميتواند سدي محكم در برابر تهاجم فرهنگي باشد؟ چطور در برابر تهاجم نظامي كه ميخواهد صورت بگيرد و احتمالش را ميدهيم، اين همه بودجه ميگذاريم، اما در مورد تهاجم فرهنگي که بهترين دفاع در برابر آن بهرهگيري از ظرفيتهاي هنري است، اين بودجهها را نميگذاريم يا بودجهها را عادلانه تقسيم نميكنيم.
    تاريخ نگاري هنري پرونده هستهاي
    الآن مسئله انرژي اتمي و مسائل بينالمللي حول آن يك بحث جدي و جديدي است كه جزو تاريخ انقلاب ماست. آيا ميخواهيم اين بخش از تاريخ را فقط با مقالات ثبت كنيم؟ بياييم اين تاريخ را در قالب يك فيلم، داستان، و رمان هم ثبت بكنيم. ميتوانيم از اين ظرفيتها استفاده بكنيم. خيلي از موضوعات و سوژهها هست كه ما ميتوانيم از آنها استفاده بكنيم و تاريخ انقلاب را ثبت بكنيم و بسيار هم ماندگار و تأثيرگذار خواهد شد. براي حال حاضر خودمان هم خيلي جالب و مؤثر است. بايد مرتباً به فكر گسترش اين ظرفيتها باشيم. البته بايد توجه داشته باشيم كه ما حالت كليت به قضيه نميدهيم. يعني اگر ميگوييم راجع به انرژي اتمي فيلمي ساخته بشود، منظور اين نيست كه ساخته نشده است يا اصلاً ساخته نميشود. منظور گسترش ظرفيت در اين زمينه است.
    انقلاب ما جذابيت خالص است
    خوشبختانه تاريخ انقلاب به اندازهاي جالب، روشن و جذاب است كه ما اصلاً نياز به اين كه چيزي را تحريف بكنيم نداريم. خط انقلاب ما، خط سير نهضت انقلاب اسلامي ما، به اندازهاي پرافتخار هست، به اندازهاي شخصيتهاي مثبت و قوي و تأثيرگذار دارد كه اگر همان چيزي را كه بودند،  به نمايش درآوريم، خودش به اندازه كافي تأثيرگذار است.  براي اين كه برسيم به آن حقيقت، حتماً بايد مطالعه بكنيم. در بعضي از فيلمها بزرگنماييها و كوچكنماييهايي صورت ميگيرد. در حالي كه اصلاً به اين قضايا نيازي نيست. اينجور قضايا ممكن است از تأثير فيلمها و آثار داستاني هم كم بكند. اگر مطالعات عميق صورت بگيرد و اگر با متخصصين در اين امر مشورت شود، فيلمها و كارهايي كه ساخته ميشود و حتي آثاري كه نوشته ميشود، اينها ميتواند  تأثير بزرگي در جامعه بگذارند.
    سوژههاي دوره پس از جنگ
    اگر بعد از دوران جنگ، آن سياستهاي رفاهطلبانه و تجملخواهانه در كشور ما اجرا نميشد و به جاي آن سياستهاي عدالتطلبانه و سياستهايي كه تشويق به سختكوشي، قناعت، توليد، بالا بردن وجدان كاري و تمام عواملي كه توسعه، نيازمند آنها هست، ميشد، قشر جوان ما هم به آن سمت تمايل پيدا ميكرد. وقايع بر همديگر تأثير ميگذارند. سياستهاي بعد از جنگ، سياستهاي منطقي ادامه جنگ و متناسب با دوران بعد از جنگ نبودند سياستهايي هستند كه به رفاه، تجمل، اشرافيگرايي و پول درآوردن و سرمايهداري دامن ميزنند. اين سياستها باعث يكسري تغييرات در روحيات جامعه ميشوند به خصوص طيف پر شمار جواني كه در جامعه هستند. با تشديد هر چه بيشتر اين روحيات در جامعه، آن طيفهايي كه داشتند در حوزه مسائل ارزشي، اعتقادي و انقلابي كار ميكردند، ديدند كه كارهايشان مورد توجه آنچناني قرار نميگيرد. نويسندهاي که ميتواند داستان خوب بنويسد، از خود ميپرسد که چرا بايد اين توان را در نگارش يك سوژه ارزشي که جامعه توجه به آن ندارد به كار ببرد. ميگويد من چرا توانم را در اينجا به كار ببرم، توانم در اين سوژهاي به كار ميبرم كه جامعه ميپسندد. حرفهايم به اين معنا نيست كه ما كلاً سوژههاي ارزشي، جنگي و انقلابي را نداشته ايم. در جامعه ما هست. ولي بايد خيلي بيشتر از اين ميبود و خيلي بيشتر از اين، تأثيرگذار ميشد.
    داريم با حداقل ظرفيت كار ميکنيم. اميدواريم كه واقعاً توجه كساني كه در حوزههاي مختلف هنري دارند كار ميكنند به اين مسئله جلب بشود كه توانمندي خودشان را (هر چند كه ممكن است رويكرد و توجه كمتري از سوي جامعه به آنها باشد) به سمتي ببرند كه موضوعات سازنده و مباني توسعه واقعي كشور را مورد توجه قرار بدهند. اين سوژهها ميتواند سوژههاي ارزشي باشد. سوژههايي كه ميتواند جوانها را به كار، توليد، تلاش، سختكوشي، قناعت، وجدانكاري، رعايت ارزشهاي اخلاقي و به هر آنچه كه ما در مسير توسعه واقعي به آن نياز داريم، سوق بدهد.
     تاريخ نگاري هنري انقلاب اسلامي
    سينما، تلويزيون تئاتر، شعر، داستان و رمان ظرفيتهاي بسياري براي ثبت تاريخ انقلاب دارند. اگر در يك شعر بتوانيد واقعه ورود امام را ثبت بكنيد. خوب چقدر ماندگار خواهد شد؟ درباره اين كه چقدر در برابر ورود امام مقاومت ميشود و فرودگاهها را ميبندند و اين كه امام(ره) بسيار مصمم است كه حتماً وارد ايران بشود، اين كه بعضيها حتي دوستان امام به ايشان توصيه ميكنند، الآن وقت مناسبي نيست و امام ميآيد. راجع به اينها مقاله زياد نوشته شده است. چه اشكالي دارد كه در قالب شعر و ديگر قالبهاي ادبي و هنري هم به اين موضوع پرداخت. اگر وضعيت ضدانقلاب را در دورههاي مختلف پس از انقلاب بتوانيم در قالب شعر، داستان، رمان و فيلم ارائه بدهيم، چقدر تأثيرگذار خواهد بود؟ اينها همه تاريخ انقلاب است كه ميتواند در قالب ادبيات و هنر ريخته شود و ماندگار بشود. شما اگر يك سخنراني درباره دشمنيهاي منافقين در نقاط مختلف كشور بيشتر جواب مي دهد و مخاطب تأثير ميگيرد يا كه اين جنايتها در قالب آثار هنري نشان داده شود ؟
    الآن براي خيلي جوانهاي ما اين سئوال مطرح است كه چرا مردم در سال 1357 انقلاب كردند. مطالعات جدي در اين قضيه صورت نميگيرد و شنيدههايشان، شنيدههاي افواهي و شايعاتي است كه به وفور در جامعه وجود دارد.  نميگويم  جوانها مقاله و كتاب علمي نميخوانند اما وقتي در قالب هنري و ادبي باشد، حتماً و حتماً بيشتر از مقالات خواهند خواند. اين ظرفيتهايي است براي تاريخنگاري انقلاب كه بايد از آن استفاده کرد.
     * انتشارات نيکتاب : 67184966-120

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه