پيشرفته
 

موضوعات :

  • پرونده

  • کلمات کليدي :

  • ساماندهی
  • میراث فرهنگی
  • مرمت مزار
  • قطعه ۴۴

  • مطلب بعدي >   1392 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    قبرستان به مثابه فرهنگستان
    ميزگردي در باره طرح تخريب گلزار شهدا

    اشاره: بنياد شهيد طرحي را در دستور کار خود دارد به نام "ساماندهي گلزارهاي شهدا". بعضي ها هم ميگويند "ساماندهي کجا بود تخريب است آقا" عده اي ديگر نام "يکسان سازي" بر آن نهاده اند. باز بنياد شهيد مي گويد: " براي آن 220 ميليارد تومان بودجه نياز است". ديگراني هستند که مي گويند " آقا پول بي زبان را خرج فرنگي بازيها در نياوريد". در اين ميان دانشکده علوم اجتماعي  دانشگاه تهران نمايندهاي از بنياد شهيد و نماينده سازمان فرهنگي- هنري شهرداري را همراه استاد عليرضا کمري کنار هم جمع کرده و بحثي را درباره اين موضوع ترتيب داده است. جمعي از دانشجويان هم بودند که نظريات خود را در قالب سوال طرح کردند و جواب را مطالبه مي کردند. به نظر مي رسد پاسخها نتوانسته آب سردي بر تندي سوالات بوده باشد.  مطالب زير برآمده از آن نشست است.

    بالاخره کار بالا گرفت
    مجري: از پيشينه طرح شرحي مختصر ارائه ميکنم. ارديبهشت سال 85 اين طرح  با حضور دکتر قاليباف، شهردار وقت، افتتاح شد که تنشي از جانب بعضي از دانشجويان و کساني که نسبت به اين قصه حساسيت داشتند ايجاد شد. اين طرح را معاونت پژوهشي بنياد شهيد پيشنهاد کرده  بود و شهرداري اجرا. بعد از افتتاح خبرگزاريها خبري را از آقاي بوربور، معاونت عمراني بنياد شهيد، نقل کردند مبني بر اينکه براي اجراي طرح در کل کشور 220 ميليارد تومان نياز است. اين طرح از قطعه شهداي گمنام شروع شد. در سال 86 بنياد حفظ آثار، بيانيه اي داد. ماحصل اين بيانيه اين بود که ما با تخريب مخالفيم ولي با ساماندهي موافقيم و اين حرکتي که دارد انجام مي شود بيشتر وجهۀ تخريب کنندگي دارد. مرداد 86، بسيج دانشگاه تهران هم بيانيه اي داد که مسکوت ماند چون طرح به اوج خودش نرسيده بود. مهر 87 اعتراض مجدد و شديد دانشجويان و خانواده هاي شهيد اتقاق افتاد که ظاهرا مستندش هم تهيه شده است. کار بالا گرفت. نهايتا دو نماينده از خانواده هاي شهيد و يک نماينده هم از طرف دانشجويان به اتفاق پيش آقاي نوريان و آقاي خامهيار رفتند. نتيجه مذاکرات اين بود که طرح فعلاً متوقف شود و کار کارشناسي بيشتري رويش انجام شود. همچنين دوستان تصميمگيرنده بيايند و به سوالات دانشجويان و معترضان پاسخ دهند. اين جلسه در راستاي پاسخگويي مسئولان اجراي طرح است.
    طرح سابقهدار است
     کمري: اين طرح در ذهن من سابقه قديمي دارد. سال 75-74 بود که به من گفتند بنا است در مزار شهدا به دلايلي تغييراتي صورت گيرد. به همين  دليل مقاله اي به نام "راز مزار" درنشريه "نامه پژوهش"، که از نشريات وزارت ارشاد اسلامي است، نوشتم. درباره مزار شهدا اولين کار درخور و بايسته را در يک کتاب سازمان ميراث فرهنگي انجام داد به اسم "بررسي سنگ نوشتههاي مزار شهدا". اين کتاب تابستان سال 70 چاپ شد و گزارشگونه اي است از حال و وضع مزارهاي شهدا در شهرستان ها و تهران؛ که در زمان خودش کتاب خوبي بود. مدتي بعد  سال 77 "آواز پر ملائک" - مجموعه شعرهاي حک شده روي سنگ هاي مزارهاي شهدا- چاپ شد. مشاور اين کار هم بنده بودم. جلد دوم اين کتاب در سال 85 منتشر شد. مجموعه کاري که راجع به مزار شهدا انجام شده بسيار اندک است. تعدادي از دانشجويان ايراني مقيم فرانسه، مثل آقاي تمدن فيلم هاي مستند درخور توجهي از مزارهاي شهدا گرفته اند که ظاهرا شما از آنها خبر نداريد. دانشکده علوم اجتماعي و مطالعات فرهنگي!
    من نسخهاي از آن فيلم را دارم. هنوز هم به نمايش گذاشته نشد.
    گلزار شهدا به مثابه فرهنگستان
        اگر ما  براي علائم و نشانه هاي مادي و غيرمادي يک رويداد تاريخي ارزش و دلالت تاريخي و فرهنگي قائليم، نگاهداشت وحفظ آن نشانه ها هم لازم است. من دوره انقلاب و جنگ و به طور کلي همه آثار و نشانه هايي که با اين دوره ارتباط دارد را به مثابه متن و سند قابل خوانش و مطالعه ميدانم. بنابراين برخورد ما با آنها بايستي خيلي حساب شده باشد. مزارهاي شهدا يک مجموعه ميراثي تاريخي- فرهنگي است شنيده ام بعضي از کساني که تغيير اين زيستبوم فرهنگي را ديده اند تعجب کرده اند. مزار شهدا از آن نوعي که در تهران شکل گرفته و نهادهاي دولتي در آن دستي نداشته اند، در واقع نمايشگاه ذوق و انديشه و باور مردمي است. مبالغه نيست که از آنجا با نام فرهنگستان ياد کنيم.
    فرنگيبازي ممنوع
     اگر ارزش ميراثي براي اين مجموعه قائليم  مثل محيط هاي فرهنگي يا باستاني در بازسازي يا بازپردازي آنها بايد ملاحظاتي را در نظر بگيريم. نميگويم رها کنيم و دست نزنيم. شما اگر کتيبه بيستون را هم رها کنيد، باد و باران به آن گزند خواهد رساند. پس نياز دارد به مراقبت، منتها با مطالعه و بر اساس روش و دقتهاي کارشناسانه. اين طور نباشد که صرف دانش سازه اي يا ملاحظات معمارانه ظاهري سبب شود يک مجموعه را دگرگون کنيم و جنبه هاي فرهنگي و دلالت هاي اصلي اش را مخدوش يا تخريب کنيم. البته من تصور نميکنم که بنياد شهيد يا مجموعه شهرداري غرضشان تخريب و دگرگوني است. اما جاي اين سوال هست که براي اين کار چه مطالعاتي صورت گرفته؟ کارهايي که  انجام شده خالي از ايراد نيست. مثلا در قطعه شهداي گمنام، بهتر بود تدابيري اتخاذ مي شد که فضاي فرنگيمآبي را به چشم و ذهن نميآورد.  مزار کشتگان جنگ در اروپا سنگ ها و صليب ها يک اندازه و يک شکل دارد. تنوعي خاص در ذوق و سليقه فرهنگي ما هست، ما ملتي شعرشناس هستيم و خيلي از رفتارهايمان خيالبرانگيز و خاطرخواهانه است. فضاي بهشت زهرا برآمده از اعماق دل خانواده هاي داغديده است. طبيعي است اگراين فضا و مکان رها شود، فرسايش مي يابد. گرما و سرما به آن آسيب خواهد رساند و خيلي اتفاقات ديگر، اصلا اين مجموعه  نياز به حفظ و حراست و حتي بازبيني دارد. منتها اين کار مطالعه مي خواهد.
    سنگهاي بيقابليت!
     يار نسب( نماينده بيناد شهيد): ما 18529 گلزار درکشور داريم و 218445 مزار. در واقع پراکندگي جغرافيايي آن وسعت ايران را شامل مي شود. در زمان شکل گيري، مکان يابي، که توسط اشخاص حقيقي و حقوقي انجام مي شد، دقيق و علمي نبود. در خيلي از گلزارها بعضي از اين سنگها را که بر مي دارند زير ساختِ آن  دست ساز است. بعد از گذشت زمان در خيلي از جاها سنگ مزار هم فرو رفته بود. خود سنگ مزارهايي که انتخاب شده و سنگ هايي که از اول بوده از لحاظ مواد و مصالح مطلوب و مرغوب نبوده و بحث هايي اقليمي و آب و هوايي روي آنها انجام نشد. زماني  طولانياي که قرار است اين سنگ مزار حامل پيامي باشد لحاظ نشد. و اي بسا توسط خانواده 2 يا 3 بار عوض شد بود. بعد ازجنگ چه خانواده ها و چه مسئولين ذيربط ديدند که فضاي موجود وضع مطلوبي ندارد و آمدند به خيال خودشان به اسم سازماندهي مزارها، بعضي سنگ مزارها را عوض کردند بعضي هم سايبان گذشتند. بهترين شکلي که در نظر گرفتند سوله بود. مي خواسته اند از گرما و نور آفتاب و يا ريزش برف و باران در امان باشند.اين وضعيت تا سال 75 ادامه داشت که بنياد شهيد وارد اين کار شد و معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگي بنياد شهيد شکل گرفت. بنياد شهيد کميسيوني را تشکيل داد و دربارۀ موضوع مطالعه شد. نهايتاً يک طرح اصلاحي داديم. ما هم دغدغه اصلي مان اين بود که اين سنگ ها حفظ شود ولي واقعيت اين بود که خيلي از اين سنگ ها اين قابليت را نداشتند.  به همه استان ها اعلام کرديم که حق دخل و تصرف در سنگ نوشته ها  را ندارند.

     باز هم سنگها مقصرند
    در بهشت زهرا در دوران شهرداران قبلي تهران نامه هاي رد و بدل شد. اولين نامه اي که ديدم مربوط به سال 69 يا 70 بود. مهندس موسوي و آقاي رحيميان در خصوص لزوم بحث  درباره اين موضوع مکاتباتي داشتند. بعد از آن يکبار فراخوان گذاشته شد در سطح کشور. الآن ما 20 جلد مطالعه داريم از مشاوريني که راجع به بهشت زهرا مطالعه کردهاند از وضعيت موجودش تا ساير مواردي که لازم است در اين حوزه مطالعه شود.  در حوزه ساماندهي دو بخش داشتيم. بخش مرمت مزار و بخش ساماندهي مزار. آماري که از مرمت سنگ هاي بهشت زهرا داريم، آمار بسيار بالايي است. به قول يکي از دوستان بيش از سي درصد اين سنگ ها توسط خود خانواده ها و در طول زمان تا الان تغيير کرده و خيلي از اين سنگ نوشته ها قابل خواندن نيست. فقط کاري که بنياد از قبل انجام داده، سنگ نوشته ها را فيلمبرداري کرده تا در انتقال آن به  سنگ هاي جديد مشکلي به وجود نيايد.
    کارهاي قابل تمجيد و تقدير
    بنيمصطفي( نماينده شهرداري): در طرح ساماندهي مزار شهدا، که از سال 1375 در استان هاي مختلف کشور شروع شده، بنياد شهيد، خانوادههاي شهدا و سازماني که در استانها تشکيل شده و استانداران محترم طي اين سال ها کار خوبي کردند. بنده مسئوليت استاني را به صورت 2 ساله يا 3 ساله يا 4 ساله داشته ام و از نزديک با اين کارها آشنايي دارم. کاري که شده است در حد خودش قابل تمجيد و تقدير است. چرا که در جهت ماندگاري آن فرهنگ بايد کاري مي شد. بهشت زهرا بزرگترين گلزار شهداي جهان اسلام است و به تعبيري براي ما يک قطب فرهنگي محسوب مي شود. سعي شده همۀ فرآيندهاي لازم را براي ابعاد فني کار جمعآوري شود. يعني نظر اهل فن و نظر افرادي که ديدگاه هايي داشته اند و امروز هم بعضي از اين ديدگاهها دارد دنبال مي شود جمعآوري شود .
    قطعه 44 و هنرنمايي ما!
     آنچه در سال 1383  در بهشت زهرا(س) شروع شد در قالب  قطعه 44 عينيت دارد. اين روند همچنان ادامه داشته، تا اين که با همۀ نظرات و اصلاحاتي که در قطعه 44 صورت پذيرفت، خود ما به عنوان مجموعه شهرداري به اين نتيجه رسيديم که اگر قرار باشد طبق الگوي قطعه 44 که نقدهاي بسيار جدي بر آن وارد است و ما آنها را پذيرفته ايم، کار شود نمي توانيم از آن به عنوان نمونه  استفاده کنيم. چرا که حساسيتها را برانگيخته است. جامعه دانشجويان و فرهيختگان ما حق دارند که بدانند چه قرار است بشود و اين را به عنوان مطالبۀ بجا و منطقي منتقدين به مسئولين منتقل کرديم که شما بايد نسبت به طرح جامع بهشت زهرا، که ترکيبي است از خود بهشت زهرا و ساماندهي گلزار شهدا، دقيقتر کار کنيد..
    مجري: "بي ترديد يکسان سازي، عين عدالت نيست. به ويژه اين که اين يکسان سازي اگرچه به دنبال پيوند با رگه هايي از معماري اسلامي و ايراني است وليکن تداعيگر قبور کشتگان فرامرزهاست. کدام انسان منصف مي تواند ميان دفاع مقدس ما و بالتبع معراج رسيدگان ما با جنگ هاي زياده خواهانه و کشتگان آنها تمايزي قائل نباشد." اين قسمتي از بيانيه بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس بو د.
    يکي از دانشجويان: رضايت خانواده هاي شهدا تا چه اندازه مدنظر بوده است؟ آيا در جريان امور قرار گفتند يا با استفاده از اصل غافلگيري قصد خوشحال کردن آنها را داشتيد؟
     چقدر خرجي که مي شود به جاست؟ از ماجراي زندگي خانواده هاي شهدا خبر داريد؟
    يارنسب : همه ساماندهي ميخواهند. بحث معيشت خانوادهها و بحث حفظ قبور شهدا دو مقوله جدا از هم هستند. هر کدام بايد در جاي خودش بحث شود. بنياد راجع به آن دغدغه داشته و وظيفۀ ذاتياش هم هست که رضايت خانواده هاي معظم شهدا را جلب کند. خانواده فکر ميکند که مثلاً با يک سقف ايرانيتي مشکل سايبان يا در امان بودن از برف و باران حل مي شود. در طرح ساماندهي 70 درصد ناظرين ما و بيش از 50 درصد مشاوريني که اين طرحها را تهيه کردند خودشان از جامعه ايثارگري هستند. يا فرزند شهيدي بوده که تحصيلات مرتبطي داشته و طرح را تهيه کرده، و يا ناظر فني ما که حداقل در سطح استان، خودش فرزند شهيد بوده است. اگر ما بتوانيم براي خانواده ها توجيه بکنيم، توجيه که نه! توضيح بدهيم که واقعاً شهيد متعلق به يک دوره يا مقطع خاص نيست و متعلق به همۀ تاريخ ايران است آنوقت قبول خواهد کرد که آلومينيوم در معرض باد و باران دوامي ندارد. يا سنگ قبر در زاويه مستقيم آفتاب چقدر مي تواند دوام بياورد؟ اين کارهايي است که در سطح استان ها در خانواده ها جا افتاده و اتفاقا ما الان بحثي که در سطح استان ها داريم به ويژه در همين سفرهاي رياست جمهوري به ما اعتراض مي کنند که چرا مثلا گلزار شهداي فلان روستا ساماندهي شده و گلزار شهداي فلان روستا ساماندهي نشده؟ چرا فلان شهر کارش تمام شده و در فلان شهر اصلا شروع نشده؟ در جامعه ايثارگران در حقيقت سؤال برعکس اين موضوعي است که مطرح است. يعني همه مي پرسند که چرا شما شروع نمي کنيد؟ بحث اطلاع رساني را خود ما هم قبول داريم درست انجام نشده، قطعاً تا اطلاع رساني کامل نشود فاز بعدي شروع نخواهد شد.

    يکي از دانشجويان: چرا نظر کارشناساني نظير آقاي کمري و بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس به عنوان صاحب نظر و کارشناس اعلام نشده است؟ اگر مطالعات صورت گرفته است، عناصر هويتي که قرار بوده است حفظ شود چه بوده است؟
    بنيمصطفي: اگر جناب آقاي کمري نظري داشتند من نمي توانم توضيحي بدهم که چرا از ايشان نگرفته اند، فلسفه حضور بنده در اين جلسه اين است که باب نظر دادن باز است.  قطعه 44 براي اين بود که يک نماد عيني وجود داشته باشد، چون افراد صاحبنظر قبلي هم همين را گفته بودند. يکي از افراد که قطعا صاحبنظر هستند، گفت تا شما کار را اجرايي و عيني نکنيد، ما نميتوانيم ببينيم چه مي شود. لذا قرار شد کار انجام بشود.آن آب نماها، آن سنگها، آن نور، آن حسي که قرار است اينجا ايجاد شود تا ما آن حس را ببينيم، حس کنيم، به ما درک بدهد، درک و فهم شهيد را به ما بدهد.  بعدا رفتيم در قطعه قدم زديم به اين نتيجه رسيديم که هنوز خيلي گام ها بايستي طي شود. لذا بنده حرفم را اين گونه بيان کنم که هنوز هر کسي که در همين قطعه 44 يا هر جاي ديگري داراي نظر و ديدگاهي است که مي تواند پياده شود و آن روح واقعي را که ما دنبالش هستيم پياده کند، ما استقبال ميکنيم. و چه در جلسات فني و چه در جلسات رسمي در خدمتتان هستيم.
    يکي از دانشجويان: ما خانواده مان با خانواده هايي که شهيد داده ارتباط دارند خيلي وضع خوشحال کننده اي ندارند، و گاهاً به ما مي گويند که سراغي از ما گرفته نمي شود و خيلي از موارد ديگر.  در محاوره مي گويند «راه بنداز، و جابنداز». ما از بنياد يا شهرداري يا سازمان فرهنگي هنري توقع داريم که کار درست را براي کار درست انجام دهند. بايد افکار عمومي اقناع شود.وقتي مادر من مي گويد: بهشت زهرا را دارند دِرو مي کنند. اين يعني اين که افکار مردمي قانع نشد. در طرح بهشت زهرا جز آنها که آمدند و مستقيماً ديده اند کاملاً نمي دانند چه بلايي دارد سرش مي آيد. اين بحث ها 10 سال است شروع شده و ما يک روزه ميبينيم کار دارد انجام مي شود. اين که بسازيم تا ببينيم چه مي شود کجا مديريت است؟ دانشجويان روي اين مسئله فکر مي کنند و ناراحت هستند و از چه کسي بايد سؤال کرد و جواب بخواهيم اين نيست که ما دشمني داريم، بحث دانشجويي و جدي است و جواب هم مي خواهيم. چون آقاي کمري مي خواهند بروند از ايشان مي پرسم عناصري که اساساً بايد مورد توجه شما در مورد حفظ قبور و مزار شهدا قرار گيرد چيست؟ و اين که وقتي نظرات خود را داديد، برخورد با شما چگونه بود؟
    حتما فرصت نکرده اند
     کمري: بعد از چاپ آن مقاله هيچ کس صحبتي با من نکرد، نه در بنياد شهيد و نه بنيادهاي ديگر. حالا نمي دانم دليل اين که توجه نکرده اند چه بود؟ نرسيده اند يا... من دنبال اين قضايا نبوده ام. البته آقاي يارنسب اشاره کردند که چه کارهايي صورت گرفته و چه پژوهش هايي انجام شده... منتها من خبر ندارم. و من به ايشان الان گفته ام که چرا کسي حاصل اين پژوهش ها و اطلاعات را منتشر نکرده و به من نداده در حالي که من خودم با بنياد مرتبط هستم و در جلساتي که حتي مسئولين بنياد حضور داشتند راجع به اين مسئله صحبت کردم. خوب است که درباره بهسازي يا مرمت مزار شهدا تصميم بگيرند اما صرفا معمار و مهندس که با سازهها سروکار دارند نمي توانند اصل قضيه را کفايت کنند. شما نگاه کنيد ببيند ساخت و مرمت مقبره فردوسي يا موزه ايران باستان يا ديگر بناهاي تاريخي را چه کساني کار کرده اند. اين کار سهل و ممتنعي است. به ظاهر آسان است. اگر در مجموع آن چيزي که در مزارهاي شهدا وجود دارد آن نمودها، نمادها، نشانه ها و رمز و رازها، حفظ و نگهداري نشود و در جاي خودش باقي نماند و قرار نگيرد، آن وقت ممکن است ما دچار خسارات جبران ناپذيري بشويم.
    از ساماندهي شهرداري تا...
    بنيمصطفي: من چيزهايي شنيدم در رابطه با ساماندهي، تخريب و يکسان سازي، احساس کردم کساني که دوربين دستشان است و از خانواده شهدا اين گونه سؤال مي کنند که قرار است آلومينيومها اين جوري بشود، سنگ ها قرار است آن جور شود صداقت در کارشان نيست. شهدا اساسي ترين کاري که کردند به ما صداقت را ياد دادند. لذا ادبياتي که استفاده مي کنيم  نبايد تحريک آميز باشد. البته در جلسه هر چه مي خواهيم بگوييم. ولي هنوز دوستان نتوانسته اند قبر تخريب شده اي را به مانشان دهند.کلمه «ساماندهي» را با ساماندهيهاي ديگر در شهرداري يکي دانستند. اين ساماندهي با آن ساماندهي رايج در ادبيات شهرداري يکي نيست. ساماندهي برگرفته از ادبياتي است که آيين نامه آن در سال 75 در شهرداري ايجاد شده. حالا مرمت، ساماندهي، تعمير مي گذاريد، هر چه که مي گذاريد. من نوشتهها و سايتها را بررسي ميکنم، مينويسند : اي واي رفت. ايها الناس، آلومينيوم ها را بردند. لودر رفت روي قبرها. عکس ها را جوري مي زنند که واقعاً مشمئزکننده است اينها براي تحريک احساسات مردم است در حالي که مي توانيم حرفها را منطقي بزنيم.  بالاخره قرار است کار سنگيني بشود، اگر مسئولين در سال 83 به اين کار اقدام نميکردند امروز من و شما اين همه ايراد نمي گرفتيم، نقد نمي کرديم، ما هم مي گوييم قطعه 44 در شأن شهدا نيست. لذا من خدمتتان صادقانه بگويم، ما شماره تلفن مان و شماره محل کارمان را اعلام مي کنيم، اگر دغدغه اي وجود دارد ما در خدمتتان هستيم. اگر کسي چه در اين جمع و چه هر جاي ديگري مثل استاد کمري، هر کسي واقعاً دغدغه دارد مشکلي دارد و مي خواهد آنجا اين نقص برطرف شود، ما در خدمتتان هستيم و نظرات را هم ميگيريم، چرا که بعد از آن هم کاري نشده است.  اين طرح مرحلهاي اجرا شده است. ما در همان مرحله اي که قرار بود فازهاي بعدي را اجرا کنيم، انتقادات و ايراداتي توسط بعضي افراد مطرح شد. لذا طرح متوقف شد تا نظرات را بگيريم. رفتيم قطعه 44. قرار بود در کنار سنگ هاي قبور شهداي گمنام نماکاري شود. ترکيب نور، آب، درخت يا سنگ همه اينها عناصر و اجزايي بود که بايد به کار گرفته مي شد، اختلاف نظر بود و همۀ اينها باعث مسکوت ماندن طرح ميشد.
    يکي از دانشجويان: نظر مقام معظم رهبري بعد از بازديد از مزار شهداي بازسازي شده، که احتمالا ازمشهد بود،چه بوده است؟
    بني مصطفي:   من اطلاعي ندارم.
       
    يکي از دانشجويان: من اواسط جلسه آمدم. آيا واقعاً اين پارک شهدايي که درست کرده ايد خيلي با روح تر است، معنويتش بيشتر شده است؟ يا شأن شهدا را در آن رعايت کرده ايد؟ ببخشيد، شأن شهدا چيست؟ شأن شهدا همان شأن خانواده هاي شهداست. برويد ببينيد که خانوادههاي شهدا با چه وضعي دارند زندگي مي کنند که حالا ما ميخواهيم بياييم قبر بچههايشان را درست بکنيم. من حرفم اين بود که با اين جور اصطلاحات، البته بچهها خيلي هوشيارانه ايستاده اند در اين کار ذهن هايمان اين گونه جهت دهي نشود که نه اين کار بايد مي شد، نه به نظر من اتفاقا نبايد ميشد. نکتۀ ديگر اين که دوستان بنياد شهيد گفتند که مال امامزاده طاهر(ع) را در سبک سنتي ساخته اند  من مي گويم وضعيت موجود گلزارها خودش يک سبک است، همين بي نظمي يک سبک است، که حاصل مردمي بودن و التهابات دوران جنگ است. آن شور و هيجاني که مادران شهدا در يک روز خاص بايد مي آمدند و بچه هايشان را خاک مي کردند. حالا در بلند مدت آمده اند و نظم داده اند ، اين خودش يک سبک است. حالا چرا بياييم برويم در سبک ايراني سنتي درست کنيم.
    يکي از دانشجويان:  مدعي شدند که قرار است از خانوادههاي شهدا نظرگيري بشود. ما خيلي خوشحال مي شويم که بدانيم اساسا اساسِ کار نظرگيري از خانوادهها چيست؟ آيا قرار است خانواده ها تک تک نظر بدهند. اگر آري چه شيوهاي قرار است به کار گرفته شود. باز آقاي يارنسب مدعي شدند که سنگ نوشته ها بدون تغيير به سنگ هاي جديد منتقل شده. اگر اين اتفاقات افتاده چرا الآن 11 خانواده شهيد از مجريان طرح دارند شکايت ميکنند؟ باز آقاي يارنسب گفتند، مطالعاتي شده. خيلي خوشحال ميشويم اگر مطالعاتي شده، اسنادش را ببينيم. اينکه صرفا يک عده مهندس و باستانشناس براي فرهنگ اين مملکت تصميم بگيرند جواب ميخواهد. مايليم علت اين قضيه را بدانيم  که چرا بدون حضور باستانشناسان، جامعهشناسان و مردم شناسان تصميم گيري شد؟
    يارنسب:  مسلما شما کمتر از بنياد، نسبت به اين مسئله دغدغه نداريد. هيچ کس اين را منکر نيست. ما هر آن چيزي که متعلق به شهيد باشد اعم از فرهنگ اش، دست نوشته اش، لباسش... براي ما اصل بر اين است که عيناً همان حفظ شود. شما برويد از همين مرکز اسناد سؤال کنيد ببينيد حتي کاغذ مچاله شده شهيد را بردند و مرمت کردند و الآن قابل استفاده براي همه است. ما بنايمان بر اين است. شما ميگوييد در مورد مزارها که آقا اين وضع موجود حفظ بشود ضعف کيفي مواد از سنگ و آلومينيم و ...  چيزي نيست که بنياد از خودش در بياورد يا شهرداري. 10 تا 20 تا 100 تايش را ببريد و از خود خانوادهها، دوستان نظر بخواهيد که چند بار در طول اين سالها عوض کردهاند.  موادي که ما بکار برديم به اندازه عمر طبيعي يک انسان هم دوام ندارد. ما از آن طرف مي گوييم آقا، شهدا و سنگ مزار شهيد و فرهنگ شهدا براي هميشه تاريخ بماند. وقتي ماندگاري را مي خواهيم، بالاخره يک شرايط و لوازمي دارد. يعني شما برويد همين موزه امام رضا(ع) يا حضرت معصومه(س)، از اول شکل گيري حرم حضرت معصومه(س) عکسهايش که هست شما برويد در موزه ببينيد. شکلگيري اين قبر از اول يک بقعه ساده بوده تا بعد شرايط زمانه، نيازها، بحث هاي معماري و... که الآن تبديل به اين شده. ما هم در واقع تأکيدمان اين است که اولاً اگر اين سنگ ها در هر جايي اين بُرد لازم را به لحاظ فني براي ماندگاري داشته باشد عينا بايد حفظ بشود. هيچ کس روي اين بحثي ندارد. براي هر گلزاري قبل از هر چيزي وضع موجودش ثبت مي شود. يعني دقيقاً موقعيت رياضي هر گلزاري با يک کاري که مرکز تحقيقات خود سپاه هم براي ما انجام مي داد تحت عنوان شناسنامه گلزار شهدا کاملا" مشخص است. اين کار در استان قزوين در تمام گلزارها بلااستثناء انجام شد با حداکثر 5 سانت خطا. يک کار خيلي دقيق و علمي بود که انجام شد. بعضي از جاها، سنگهايي که آن زمان به کار برده شده ممکن است يک تغييرات جزئي نسبت به طول و عرض داشته باشند.
    يکي از دانشجويان: من گلزار شهداي چيذر را قبل از بازسازي  و بعد از آن ديده ام. اين که ميگويند با خطاي 5 سانت، فکر ميکنم با اختلاف 50 سانت هم بوده، چون اصلا گلزار شهدا مثل گلزارهاي امام زاده ها بسيار نامنظم بوده، ولي الآن خيلي منظم است مثل کشتهشدگان جنگ جهاني دوم بغلِ هم قرار داده شده و مرتب شده  مسلما اين جابهجايي ها بيشتر از 5 سانت است. ولي آن چيزي که ما مي خواهيم اين است که نميخواهيم يادبود مثل کشتگان جنگ جهاني دوم داشته باشيم. به اسم شأن شهيد و به اسم ساماندهي و به اسم اين که شهدا به گردن ما حق دارند و شهدا صداقت دارند نبايد  متحمل  اين قبيل هزينه ها بشويم. بعضي چيزها هست که  احتمالاً خطر جاني دارد مثلاً يک سقف آلومينيومي است، يک سقف آهني است و ممکن است پاره شده باشد، اينها درست است و بايد اصلاح شود و اصلاحات شکلي، بايد انجام شود. ولي با اين الفاظ اين طرحهاي اداري و کليشهاي توجيه نميشود.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه