پيشرفته
 

موضوعات :

  • روستا

  • کلمات کليدي :

  • زنان روستایی فعال
  • برنامه‌های عمرانی
  • زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی، مدرنیته
  • رسانه

  • عبد الحسین احمدی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • کهکشان راه روستایی

  • جلال و روستا

  • مطلب بعدي >   2390 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 7 : عزه در محاصره، جهان در اشغال

    روستا در کلینیک تخصصی
    آسیب شناسی مطالعات روستا به بهانه مرور «فصلنامه علوم اجتماعي»

    روستا با همه مختصاتش در رسانههاي ايران کمتر بروز و نمود دارد. معدود نشرياتي را ميتوان سراغ گرفت که هرازگاهي مطالبي درباره روستا مينويسند. دانشکدههاي علوم اجتماعي دانشگاهها به دليل ارتباط موضوعي که با روستا، به عنوان نمونهاي منحصر به فرد از يک پديده اجتماعي، دارند، بعضا"، در نشريات خود  از  روستا حرفي به ميان ميآورند يا نتايج تحقيقات محققان علوم اجتماعي را عرضه ميدارند."فصلنامه علوم اجتماعي" نشريه دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي است که از سال هفتاد شمسي تا کنون موضوعات مختلف اجتماعي، از جمله روستا، را تحليل و تبيين کرده است. سيري در شمارههاي منتشرشده آن بهتر و بيشتر ميتواند بيانگر ميزان حضور روستا و مسائل آن در يک نشريه تخصصي باشد. براي اين بررسي از مجموع شمارههاي آن(37شماره)  27 شماره را در اختيار داشتيم. از اين تعداد هم بحث مربوط به روستا فقط در شمارههاي يکودو، سهوچهار، هفتوهشت، پانزده و شانزده، بیست وشش، سيويک و سيوسه مطرح شده است.
          نکته ديگر راجع به اين نشريه آن است که بعضا دو شماره آن در يک تاريخ  و اي بسا با تاخير 4فصلي منتشر شده است. مثلا " روي جلد دارد" شماره ها 34و35، پائيز و زمستان1385 ( چاپ: زمستان 1386)" مدير مسئول دليل اين وضعيت را درج مقالات با کيفيت بالا ميداند که باعث ميشده نشريه تا دريافت مقالهاي با مختصات علمي در کما فرو رود. ايضا همان جناب شيوه انتشار نشريه مذکور را" به يک معنا نشاندهنده وضعيت توليد علمي حوزه علوم اجتماعي در کشور ميداند.( ش 36، ص2 ) و معتقد است" نشريه از 9سالگي وارد دوران بلوغ خود شده است." دو نکته ديگر درباره" فصلنامه علوم اجتماعي": اول اينکه از شماره يازده درجه علمي- ترويجي را کسب کرد.دوم آنکه چند ويژه نامه هم داشته است:  شماره 19، ويژه «مشارکت سياسي زنان»؛ شماره 22،ويژه «برنامهريزي شهري»؛  شماره26، ويژهنامه «مشارکت». شمارههاي 28و29، ويژه"علومارتباطات" و 34و35،سفارشي براي:" گياهمردم شناسي".(البته از شما چه پنهان هرچه مداقه کرديم نتوانستيم به راز و رمز اين واژه جديدالولاده پي ببريم.) و نهايتا ويژهنامه "روستا" يا "توسعه روستايي" يا "فرهنگي روستايي؛که يافت مينشد! جستهايم ما!

    زنان روستايي همچنان فعال
     شماره 1و2: " مقايسه فعاليتهاي توليدي زنان روستايي در سه منطقه متفاوت از يک اقليم"؛ عنوان مطلبي است در 12 صفحه. محققان، که اتفاقا خود نيز از عليامخدرات بودهاند و لاجرم عنصر "فعال بودن" را فرض اوليه براي همجنسان خود گرفتهاند و البته ما هم هيچ اعتراضي نداريم، بعد از بررسي سه روستا در سه منطقه جلگهاي، کوهستاني و کوهپايهاي استان گيلان موارد زير را به عنوان نتايج تحقيقات اعلام کردهاند:
    -"فعاليت زنان در هر سه روستا چه در امر توليد کشاورزي و چه در امر خانهداري بارز و چشمگير بوده است.
    - به دليل نفوذ اقتصاد کالايي و الگوهاي زندگي شهري دربعضي روستاها نقش سنتي زنان چه در صحنه اجتماع و چه در صحنه خانواده محدود شده است.
    - وجود اقليم متنوع در هر روستا از طرفي و درجه متفاوت گسترش توليد کالا و شهرنشيني از سويي ديگر ميزان و نحوه فعاليت زنان در روستاهاي فوق را تحت تاثير قرار داده است."(ص 174)

      زمستان 74، شمارههاي 7و8 فصلنامه علوم اجتماعي در 359 صفحه منتشر شد. 26 صفحه آن با  عنوان "عوامل موثر بر توسعه روستايي" به قلم دکتر عزت الله سامآرام به روستا اختصاص يافته است.
        تعاريف مختلفي از توسعه و بالتبع توسعه روستايي ارائه شده است. هرکسي هم از ظن خود تحليلي از اين مفهوم ارائه ميدهد. بنابراين ما از منظري توسعه يافتهايم و از منظري ديگر توسعه نيافته! اگرچه " درحال توسعه" هم اصطلاح ديگري است که ما را به آن مينامند! اما در اين تحقيق "توسعه" اين چنين تعريف شده است:" تغيير در ساختارهاي جامعه روستايي از اجتماع سنتي به سوي جامعه مدرن در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، و فرهنگي."( ص 79)
    مصاديق عيني توسعه يافتگي!
    نويسنده در اين مقاله به نکات درخور توجهي اشاره ميکند:
    -" اجراي برنامه هاي عمراني در روستاها بدون مطالعه علمي تا اين اواخر هم ادامه داشت وامروز شاهد نتايج معکوس برنامههاي بيمطالعه توسعه روستايي هستيم. نمونه آن خالي شدن ساليانه حدود يکهزار آبادي در مناطق روستايي است."(ص82)
    - "با بررسي انجام شده در سال1345 مشخص شد که 15925 آبادي خالي از سکنه شدهاند. اين بررسي در سال 55 گوياي آن است که 26952 آبادي از سکنه خالي شدهاند. اين تعداد درسال 1365 به 38613 آبادي رسيد."( ص84)( البته اگر نويسنده آمار سال هاي 75و85 را هم ذکر ميکرد بسيار بهتر روند تصاعدي توسعه يافتگي را احساس ميکرديم!)
    فَرّي ديگر از فرهنگ
          ايشان مهمترين عامل براي توسعه روستايي را وجود زمينههاي فرهنگي و اجتماعي ميداند که بدون آن چنانچه امکانات توسعه اقتصادي هم به روستا داده شود نميتوان به تداوم يا گسترش آن و توسعه روستايي اطمينان داشت.(ص 85) نتيجهگيري نهايي اين تحقيق چنين است: "توسعه فيزيکي روستا بدون زمينههاي فرهنگي به عنوان اولين مرحله توسعه اگر هم به صورت عيني و با وارد کردن ابزارآلات فني به روستا انجام شود در صورتي ميتواند پايدار بماند که زمينههاي فرهنگي، ارتباطي، اجتماعي و حقوقي آن در جامعه روستايي فراهم شود. نتايج اين تحقيق نشان ميدهد که در هر برنامه توسعه روستايي و يا در پيشنهاد براي توسعه روستايي وقتي ميتوان اميد به موفقيت داشت که دربردارنده برنامهها و پيشنهادات مناسبي براي توسعه فرهنگي ... روستا باشد."(ص 98)

    دکتر سامآرام در مقاله ديگري به نقش زنان روستايي در پشتيباني از جبهههاي جنگ پرداخته است. عنوان مقاله: "تشکلهاي خودجوش زنان روستايي براي پشتيباني از جبهههاي جنگ تحمليي"، 24 صفحه، فصلنامه علوم اجتماعي، شماره 15و16، پائيز و زمستان 1381.
    گزارش کار600 ميليون ساعتي
        محقق بعد از سنجش مخاطبان، که در محدوده 10 روستا و بنا به قول نويسنده " با هدف شناخت بيشتر از چگونگي مشارکتهاي آنان" انجام شده نتيجه ذيل را حاصل کرده است: "در طول هشت سال دفاع مقدس هر يک از زنان مورد مطالعه هر هفته 48/10 ساعت و هر ماه حدود 42 ساعت و در هر سال 503 ساعت و در هشت سال حدود 4000 ساعت از وقت خودشان را در خدمت براي پشتيباني از رزمندگان جبهههاي جنگ در تشکلهايي که به صورت خودجوش تشکيل شده بودند خدمت کردهاند. اگر فرض کنيم که اين فعاليت حداقل در يک سوم روستاهاي پرجمعيت کشور يعني در ده هزار روستا وجود داشته است رقمي که به دست ميآيد معادل 000/000/600 ميليون ساعت کار داوطلبانه و مشارکت جويانه کل زنان روستايي کشور محسوب ميشوند." ( ص 62)
    پاي دراز مدرنيته
    " بررسي تاثير رسانهها بر تمايل به تغيير سبک زندگي روستايي" عنوان مقالهايست که در شماره 31 نشريه چاپ شده است و اين گونه آغاز ميشود: " جوامع محلي يا اجتماعات روستايي کشور ما آنچنان که برخي تصور ميکنند اجتماعات سنتي به معناي کلاسيک آن نيستند. بسياري از روستاها تحت تاثير مدرنيته قرار گرفته اند و از ظواهر آن( فنآوريهايي چون برق، تراکتور، اتومبيل و...) بهرهمند گشتهاند. اين بهرهمندي در واقع به معناي تغيير و دگرگوني مصرفي روستاهاست"(ص112) محقق  در ادامه طرح سوال مي کند: "آيا تغيير در سبک ارتباطي روستائيان و گسترش ارتباطات در تغيير سبک زندگي روستائيان موثر بوده است؟"(ص113)
    هنر جعبه جادويي!
         نويسنده بر اساس تحقيقات ميداني خود از 64 روستاي نواحي مختلف کشور وضعيت مصرف رسانه ها در روستاها را چنين تبيين ميکند:
    ـ " جوانان( 15تا 29ساله) روزانه به طور متوسط 217 دقيقه تلويزيون تماشا ميکنند. اين ميزان در افراد ميانسال( 30 تا49 سال) 180دقيقه است و در بين بزرگسالان( 50 تا64 سال) 123دقيقه."(ص125)
    - طبق اين تحقيق گروه سني جوان در هر هفته حدود 290 دقيقه( نزديک به 5 ساعت) از ويدئو استفاده ميکند. اين ميزان درگروه سني ميانسال به 107  دقيقه در هفته ميرسد و در بزرگسالان به 63 دقيقه."(ص126)
    - ميانگين مطالعه مطبوعات در طول يک هفته در جوانان 143 دقيقه، در ميانسالان 84 دقيقه و در بزرگسالان 22 دقيقه است. (ص130)
    360 درجه به نفع بانوان
    نتيجه نهايي تحقيق:" در بين زنان مشاهده شد که 20 درصد داراي تمايل کم،34 درصد داراي تمايل متوسط و 46 درصد تمايل زيادي براي تغيير سبک زندگي دارند. ميل به تغيير سبک زندگي در مردان30 درصد تا ميزان کم، 24 درصد متوسط و 38 درصد تا حد زياد ميباشد. بنابراين زنان روستايي تمايل بيشتري براي تغيير سبک زندگي دارند."( ص 132)
    (  البته ما هم به خود اجازه ميدهيم و يک نتيجه ذوقي ازمجموع تحقيقات ارائه شده ميگيريم و آن اينکه از آنجا که فعلا کفه ترازوي جنسيتي به نفع عليامخدرات  تغيير يافته و کمي تا قسمتي تمام دانشگاهها را هم فتح کردهاند و ايضا ارادتي که مرد ايراني به ضعيفهها دارد پس دور از انتظار نيست که طي چند دهه آينده سبک زندگي مردم مخصوصا در روستا بالکل جامه جديد بپوشد و همه در سايه تمايلات بانوان شيوهاي لطيف و زيبا و رمانتيک از زندگي را تجربه کنند. زهي سعادت و توفيق! )
    يک قلم از گنجينه سنت
       آخرين شماره فصلنامه علوم اجتماعي که بحثي را به يکي از مختصات زندگي روستايي اختصاص داده شماره 33 است. در اين شماره دکتر جمعهپور نتيجه تحقيقات ميداني خود را از قنات کاشان عرضه داشته است. از آنجا که اين بحث چندان ربطي مستقيم به روستا ندارد ميتوان از آن گذشت اما از نکات برجستهاي که محقق محترم درباره قنات گفته نميتوان صرف نظر کرد:
    -" سيستم آبياري قنات و نظامهاي وابسته در ايران يکي از ده سيستم دانش بومي ميراث بشري است که براي مطالعه، شناخت و تهيه طرح هايي براي حفاظت از آن انتخاب شده است."( ص29)
    -" با اينکه ايران مهد قنات شناخته مي شود اما آثار و نوشته هاي علمي و تحقيقاتي جدي در اين زمينه بسيار اندک است."(ص30)
    -  "در سه دهه اخير به طور فزاينده بر ميزان چاه ها افزوده شده و از تعداد قنات ها کاسته شده است...در بسياري از دشتها که در 30 سال قبل در عمق10 الي 15 متري به آب مي رسيدند اکنون براي رسيدن به آب بايد 50 تا 60متر زمين را حفر نمايند."(ص56)
    - "بررسيها نشان ميدهد يکي از عوامل اصلي تخليه روستاها و نابودي آنها از بين رفتن قنات درآنها به عنوان تنها منبع تامين آب مورد نياز آن بوده است. در حال حاضر حدود 68000 هزار روستاي خالي از سکنه وجود دارد که در مورد 30 درصد آنها خشک شدن تنها منبع آب عامل تخليه روستاها بوده است." (ص60)
    -" قنات در محدوده وسيعي از ايران تنها يک شيوه بهرهبرداري از منابع آب زيرزميني نبوده است. بلکه يک شيوه زندگي است. شيوه زندگي برآمده از دامان محيط زيست طبيعي و تکوين يافته بر اساس شرايط جغرافيايي و سازگار با شرايط بوم شناختي است." ( همان)

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه