پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


محسن صفايي فرد

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • در حضور تاریخ دروغ می‌گویند

  • یک تجربه ماندگار در کاشان

  • مثل میوه فروشی نیست!

  • آموزش و پرورش انقلاب اسلامی

  • راز موسیقی انقلاب و انقلاب در موسیقی

  • خلأ تئوريك جدي... نيست!

  • مطلب بعدي >   1711 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 17 : جامعه شناسي يک دروغ

    مرام اسلام
    نگاهي به رساله شذرات‌المعارف نوشته آيت‌الله شاه‌آبادي

    شذرات‌المعارف گزیده‌ اندیشه‌های آيت‌الله شاه‌آبادي است. این کتاب کوچک، که ظاهرا در سالهای حکومت رضاخان نوشته شده، دارای نثری مخلوط از فارسی آمیخته به عربی رایج در مجامع علمی حوزوی آن دوران است که مشابه آن را در متونی مانند «اربعین حدیث» امام یا «تنبیه الامه و تنزیه المله» مرحوم نائینی دیده ایم.
    بخش اول کتاب را آيت الله شاه‌آبادي با عنوان «الشذره الأولی: توضیح مرام الإسلام فی شفاء صدور الأنام»، با طرح مساله ضعف و ذلت مسلمانان در شرایط کنونی آغاز میکند: «مدتی است مملکت اسلام به انتشار عقاید باطله و اخلاق رذیله و افعال قبیحه مبتلاست...» و سپس اظهار تعجب می‌نماید که در همین حال می بینیم بسیاری از مسلمانان به طور مداوم از این وضعیت فقط اظهار تأسف می‌کنند، «غافل از آنکه درد را باید معالجه نمود و مذاکره مرض و تعدد آن، راه علاج نیست!» پس باید برای علاج مرض ها ابتدا آنها را شناخت. با اين شروع شذرات را می‌توان «آسیب شناسی جامعه اسلامی و ارائه راهکارهای اصلاحی درباره آن» دانست. بخش اول یعنی آسیب شناسی به طور خلاصه بیان شده است اما در باب راهکار پیشنهادی توضیح بیشتری آمده است. نویسنده، به چهار علت اصلی برای بروز این دشواري‌ها اشاره می‌کند:
    ۱- غرور مسلمین به حقانیت خود، که صرفاً توهمی از داشتن حقانیت است بدون آنکه تلاشی برای احقاق آن صورت پذیرد؛ و اینچنین است که عرصه را دیگران اشغال کرده اند و اوضاع را در دست گرفته اند حال آنکه «قرآن مجید با اسلام انفرادی مناسبت ندارد چرا که تولید نمازگزار و اقامه صلات را هم بر دوش ما گذارده و نمی فرماید از زنا تحرز نما که منع از وقوع زنا را هم از وظایف ما مقرر داشته است.»
    ۲- یأس از ظهور سعادت دینی و دنیوی، که همین ناامیدی به عدم احساس تکلیف و بی تفاوتی انجامیده و مانع حرکت شده است.
     ۳- افتراق مسلمین و انفصام خیط اخوت (پاره شدن طناب برادری) از میانه آنها، که به واسطه اختلاط با اجانب حاصل شده و می‌رود که به انعدام (نابودی) منجر شود!
    ۴- نداشتن بیت‌المال، که گسترش اسلام به عِده و همچنین عُده (بودجه) نیازمند است و از همین رو اخماس(خمس ها) و زکوات تعبیه شده اند.
    ایشان پس از ذکر موارد چهارگانه فوق، علت‌العلل ضعف مسلمانان را جهل به «مرام اسلام» می‌دانند که بر اساس حدیث شریف «انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی»، دو بخش این مرام عبارتند از: حفظ اختصاص حکومت مطلقه به قرآن مجید و حفظ اختصاص ولایت مطلقه به مقام مقدس حضرت حجت بن الحسن (عج) که نائل شدن به این دو مرام، منوط به استحکام روابط مذهبی و دوری گزیدن از آسیب‌های فوق الذکر است.
    ایشان در این مرحله وظایفی را برای معتقدین به مرام اسلام ذکر می کنند شامل دو اصل بسط معارف و حقایق دیانت (به منزله خیط نبوت و ولایت) و توسعه اجتماعات مذهبی برای دوستی متدینین (بمنزله خیط اخوت، رشته برادری) که تحصیل آنان باعث تقویت نیروی اسلام خواهد شد و در ذیل آن، ۱۴ وظیفه جزئی تر را نیز نام می‌برند که می‌تواند به مثابه راهکارهای عملیاتی و مرامنامه یک حزب یا به تعبیر ایشان جمعیت، باشد و ذکر آنها قابل توجه خواهد بود.
    ۱. ترغیب مردم به علما، تشویق محصلین علوم دینی و ترمیم امر معاش آنها و ایجاد موسسات آموزش اخلاق و عقاید و احکام
    ۲. استحکام اتحاد بین علما برای جلوگیری از تشتت مقلدین ایشان
    ۳. تأسیس مجلات دینی برای ترویج مذهب و افعال و افکار جمعیت
    ۴. تظاهر به شرع، ترک محرمات، تعظیم شعائر و حضور در اجتماعات اسلامی
    ۵. اقتصاد در امر معیشت و ترک دنیازدگی
    ۶. ایجاد شرکت‌های اقتصادی مبتنی بر قواعد علمی برای تجارت مشروع و صناعت و زراعت و ترویج لباسهای اسلامی
    ۷. ایجاد صندوق قرض الحسنه و جلوگیری از نزول خواری
    ۸. ایجاد کار برای بیکاران و کمک به فقرا
    ۹. دفاع از افراد جمعیت در حوادث
    ۱۰. حضور در مصائب مسلمانان و سایر معاشرات آنان
    ۱۱. حضور یک شب در هفته در مرکز مخصوص جمعیت برای فراگیری مهمات مذهبی و گفتگو
    ۱۲. التزام هر نفر برای هدایت یک نفر که ملتزم به موارد مذکور باشد
    ۱۳. ارجاع اختلافات میان افراد جمعیت به هیئت رئیسه
    ۱۴. تشکیل بیت‌المال از خمس و زکات و دیگر منابع با رعایت قواعدی که از حیف و میل جلوگیری کند و صرف آنها با رعایت اولویت‌ها.
    بخش دوم کتاب با عنوان «الشذره الثانیه» شامل ۲۳ معرفت است که با توضیح ابعاد سیاسی دین آغاز می‌شود و با شرح و بسط مفهوم اخوت اسلامی و ارکان و ابعاد آن ادامه می‌یابد.
    ایشان ابتدا سیاست را تعریف می‌کنند تا از تعاریف تحریف شده رایج مصون بمانند و آنرا «تدبیر در جریان مصالح نوعیه و منع از تحقق مفاسد آنها» می‌دانند که همان اداره اجتماع و جلوگیری از بروز مفاسد برای مردمان است که بعد فردی‌اش را «تدبیر منزل» می نامیم. سپس این مفهوم را در اقسام مختلف دستورات و احکام اسلامی تطبیق می‌کنند و از آنجا که در هر امر، وجهی از تدبیر اجتماعی و یا حداقل فردی که مصلحت واقع بشر را مدنظر داشته، وجود دارد نتیجه می‌گیرند که همه آنها سیاسات الهیه‌اند. از جمله آنها حدود و دیات‌اند و مثال قصاص نفس را می‌آورند که گرچه اعدام فرد رخ می‌دهد اما نتیجه جاری شدن آن حکم در سطح تبعات اجتماعی آن، به خاطر حب بقاء و حب ذات، مانع ارتکاب بیشتر آن در سایرین می‌گردد لذا نتیجه نهایی حفظ نفوس است و اینچنین است که «و فی القصاص حیوه یا أولی الألباب.»
    پس همه احکام اسلامی چه از جهت مصالح اجتماعی و اجرایی شان و چه از باب جنبه عبودیت و داشتن مصالح و جلوگیری از مفاسد برای نوع بشر سیاسات الهیه اند، «اغلب احکام واقعیه نیز مشتمل است بر سیاست مثل طهارت و صوم و صلات و زکات و جهاد و لذا علی‌التحقیق می‌توان گفت که دین اسلام، دین سیاسی است.»
    راه تحقق این اهداف عالی نیز وجود دو عنصر عِده (جمعیت انسانی) و عُده (بودجه) است و از آنجا که مساله مربوط به اجتماع است و نه فرد، باید از عِده شروع کرد و «لا عِده إلا بالأخوه، زیرا که عدد اگرچه فوق نهایت بوده باشد ولی مادامی که مرتبط نشوند به خیط أُخوت، در حکم غیریت و مباینت است و مَثل أُخوت مَثل نخ تسبیح است که تا نباشد، حرکت و جنبش یک مهره به حرکت و جنبش دیگری منجر نخواهد شد و از همین رو پیامبر اکرم(ص) نیز تا رشته محکم برادری را میان جمع کثیر مسلمانان ایجاد نکردند توفیق نیافتند لذا أُخوت از احکام سیاسیه الهیه است برای اجرای مقاصد اسلامیه.»
    نویسنده محترم از این پس به شرح و بسط مفهوم اخوت، نقش و ارکان آن می‌پردازند، که بحثی لطیف و پرطراوت است در عین آنکه مبادی حرکت سیاسی اجتماعی اسلام را تشکیل می دهد. معظم له با استناد به آیات «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» و «و اذکروا نعمه الله علیکم إذ کنتم أعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته إخوانا» این نکته اساسی را مورد توجه قرار می دهند که «خداوند عالم، قرآن مجید را که حبل الله است از عرش الرحمن نازل فرموده بر عرش أُخوت انسان، تا فهمیده شود که مستقر قرآن و نوامیس الهیه، جامعه أُخوت مسلمین است، البته نمی توان قرآن را به انفراد نگهداری نمود.»
    سخن از این پس در توضیح عرش أُخوت است که چون هر تختی را چهار گوشه و چهار پایه است، أُخوت را نیز زوایا و ارکانی است: انس که بر پایه وفاق و یکرویی است، کمال که بر پایه اتحاد و یگانگی است، عزت که بر پایه تواضع و فروتنی است، عون که بر پایه فتوت و جوانمردی است و نشانه های اینان در حدیثی که شرایط أُخوت را ذکر می‌کند مذکورند: «أولها أن تکون سریرته و علانیته لک واحده والثانیه أن یری زینک زینه و شینک شینه و الثالثه أن لایغیره علیک مال و لا جاه و الرابعه أن لا یمنعک شیء تناله بقدرته و الخامسه و هی مجمع هذه الخصال أن لا یسلمک عند النکبات»
    خلاصه آنکه با توجه به فطرت الهی انسان، عشق را صفت ذاتیه او می شمارند و از همین رو انسان را انسان نامیده اند که کثیرالانس و شدیدالانس است« المومن آلف مألوف» و چون انس بر یکرنگی استوار است و انسان با منافق دورو انس نخواهد گرفت، در مذمت نفاق، آیه و روایه بسیار آمده است.
    ایشان در این بخش نکاتی را درباره عقب ماندگی علمی مسلمانان ذکر می کنند که ناشی از ترک علم و عمل است «انسان علاوه بر آنکه عاشق کمال است، در معاش و معاد خویش محتاج علم و عمل است لذا مورد عنایت قوه عاقله و عامله شده» و چه احمقند آنهایی که تصور می کنند، دشمنان با آن پیشرفت علمی و صنعتی نوکرشان اند و وابستگی خویش و حقارت شان در برابر آنان را نمی بینند که جا دارد بی‌حسی را به حس و بی غیرتی را به غیرت بدل کنیم و دشمنان را با سلاح علم ناکام گذاریم .
    این تذکر بجا هم را ذکر می‌نمایند که «چون فهمیدی زندگی موقت دنیوی جز با علم و عمل اداره نمی شود خواهی فهمید که زندگی آخرت هم بدون علم و عمل اداره نمی شود و لذا فرمود « قد أفلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون» «أی العالمون العاملون» فلذاست که شناخت مبدا و معاد و بهره گیری از عالمان به آن عالَم، به علم و عمل مناسب آن و فلاح منجر می شود.
    برادری که زشتی تو را زشتی خود بداند و زینت تو را زینت خود، که این حال جز با یگانگی حاصل نمی شود، در رفع نقص و ایجاد کمال در تو تلاش خواهد کرد و همچنین کسی که تغییر شرایطش در رفتار با تو تغییری نمی‌دهد، دارای فروتنی است و برای تو حفظ عزت خواهد کرد و چه بسا در تو ایجاد عزت نماید.
    از آنجا که رفع همه نیازهای مادی به انفراد ممکن نیست، احتیاج و نیاز انسان، مبنای تعاملات اجتماعی و روابط آنان با یکدیگر را می‌سازد و این حس تمدنی، با رفع احتیاج دو طرفه انجام می‌پذیرد اما «حس تدین که به واسطه زحمات انبیاء در بشر ایجاد شده، مقتضی قیام به حاجت برادر است ولو حاجتی در مقابل آن نبوده باشد لذا ناموس عون بر قائمه همت عالیه انسانیت مقرر گردیده» و اینجاست که می توان نتیجه گرفت برادر، کسی است که بر اساس یکرنگی با تو انس می گیرد و بر اساس یگانگی، به تکمیل نقص و رفع جهل تو می‌پردازد و بر اساس فروتنی، تو را عزیز می‌دارد و برپایه جوانمردی، تو را مساعدت می‌نماید.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه