پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


ياسر عسكري

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • چه کنيم؟

  • مسجد شبانه‌روزی (2)

  • تانک مبارزه با فقر

  • ميكاريم، درو نميكنيم

  • خطر جدي است

  • حاضر نبودند از ما استفاده کنند

  • مطلب بعدي >   651 تعداد بازديد
    10.00 (5 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 11 : عدالت زمینی

    آقاي هاشمي زندگي هوشي مين را که ديد تعجب کرد
    ويتنام در گفتگو با سيد کمال سجادي سفير سابق ايران در ويتنام

    اشاره: سيدکمال سجادي تا سال 1378 سفير ايران در ويتنام بود. بگفته خودش هنوز با آنجا ارتباط دارد و اکنون عضو فعال انجمن دوستي ايران و ويتنام است. براي  رعايت خلاصه گويي سواله حذف شدهاند.


    اشاره: سيدکمال سجادي تا سال 1378 سفير ايران در ويتنام بود. بگفته خودش هنوز با آنجا ارتباط دارد و اکنون عضو فعال انجمن دوستي ايران و ويتنام است. براي  رعايت خلاصه گويي سواله حذف شدهاند.

    انجمن دوستي ايران و ويتنام
    انجمن دوستي كميتههاي فرهنگي هنري، علمي، فني، اجتماعي و ارتباطات و اقتصادي و بازرگاني دارد. در واقع انجمنهاي دوستي  NGO هايي هستند که مخصوصاً در بخش اقتصادي ميتوانند بخش خصوصي را فعال كنند. كميتهها شرح وظيفه خاصي دارند مثلاً فراهم كردن زمينههاي مبادلات فرهنگي و هنري، راديويي، تلويزيوني، فيلم و موسيقي.
    انجمن دوستي در خود وزارت خارجه هم جديد است، سال 80 شروع كردند. زمان آقاي ولايتي نبود، در اواخر دوره آقاي خرازي همه به يادش افتادند. NGOها خيلي ميتوانند در كنار ديپلماسي رسمي در زمينه اقتصاد و فرهنگ اثر داشته باشند و از لبخندهاي ديپلماتيك و تعارفهاي بيهوده و جمله تكراري «بر گسترش روابط تأكيد كردند» كارآتر باشد.

    درباره ويتنام کتاب نداريم
    در مورد ويتنام بهجز همان چند كتابي كه از قديم بوده (و الآن به درد نميخورد) کتاب خوبي ترجمه نشده است. الان خودم چند کتاب در دست ترجمه دارم. يكي درباره اسطورههاي ويتنامي و داستانهاي اساطيري است و يكي هم درباره افسانههاي كودكان. از منابع زيادي استفاده كردم و با اساتيد متعددي هم ملاقات كردم و مطلب گرفتم. سفرهايي كه داشتم باعث شده كه اين كتاب نسبتاً كامل باشد. براي شناخت ادبيات ويتنام بايد كمي كار شود. الآن سي سال است كه جنگ تمام شده و لازم است كه ويتنام فعلي شناخته شود.

    اتاق ايران در  دانشگاه هانوي
    آقاي حبيبي در ملاقاتي که با ايشان کردم پيشنهاد کردند که اگر بشود يك اتاق ايران در آنجا راهاندازي كنيم. پيشنهاد را در دانشگاه هانوي كه رئيسش با ما رفيق بود مطرح كرديم. نزديك سفر آقاي حبيبي اينها زير قولشان زدند اما بالاخره توانستيم اتاقي در دانشكده علوم اجتماعي شرق شناسي بگيريم كه هنوز هم هست. رئيس دانشگاه اتاق خودش را در اختيار گذاشت، كمي پول داد كه دو كامپيوتر گرفتيم. در افتتاحيهاش هم آقاي حبيبي سخنراني كرد. منتهي سفراي بعد از ما كملطفي كرده و آنها را تغذيه نكردند.
    الان در پي آن هستيم كه يك ترم ايران شناسي يا جامعه شناسي ايران بگذاريم تا دانشجويان ويتنامي با اساتيد ما كار كنند.

    اقتصاد ويتنام
    ويتنام از نظر اقتصادي جاي بكري هست، ايرانيها كمتر حضور دارند. يك بازار 80 ميليوني، بازار کوچکي نيست. حجم مبادلات ايران و ويتنام، الان خيلي نيست. اما پتانسيل آن زياد است. در ايران وزير كشاورزي مسئول گسترش روابط با ويتنام است در ابعاد مختلف كشاورزي، صنعتي و تجاري. الآن حجم مبادلات بالاتر رفته است.
    البته متأسفانه تجار ما هنوز صورتشان به طرف اروپا يا كشورهاي حوزه خليج فارس و حداكثر ژاپن هست، ديگر به اين بازارهاي بالقوه نگاه نميكنند. اگر يك ايراني اتوشويي باز كند ميتواند سرمايه كلاني به هم بزند، مثلاً همين رب گوجه ايراني يا قير يا محصولات پتروشيمي، صنايع الكتريكي و ... در آنجا بازار خوبي دارد. كالاها ميتواند از آنجا به كشورهاي ديگر مثل كامبوج و لائوس برود، يا كالاهاي آنها هم به كشورهاي همسايه مثل تركمنستان برود، چاي و برنج ويتنامي ميتواند باشد. به هر حال فرصت خوبي وجود دارد كه دو كشور با سابقه انقلابي كه سياستمدارها همديگر را درك ميكنند. گرچه الان سياستمدارهاي آنها دارند ليبرال مسلك ميشوند.
    تا چند سال قبل همه فقير بودند. تورم خيلي بالا بود اما حالا به زير ده درصد رسيده است. اصلاحات اقتصادي خيلي به دادشان رسيد. آن زمان درآمد سرانه 130 دلار بوده و تا چند سال قبل كه خبر داشتم به نزديك هزار دلار رسيده بود. سي سال قبل مردم ويتنام با قايقهاي ابتدائي به استراليا فرار ميكردند، تعدادي هم غرق ميشدند ولي الان نفت و گاز و صنايع ماشين سازي دارند. قبلاً 20 ميليون تن برنج توليد ميكردند و همه را ميخوردند اما الان دومين صادرکننده برنج هستند.

    مقاومت ملي ويتنامي ها
    ويتناميها  هزار سال با چينيها درگير بودند. چينيها بخشهايي از ويتنام را ميگرفتند. مردم مقاومت ميكردند و آنها ميرفتند و دوباره ميآمدند. بعد با ژاپنيها و فرانسويها جنگيدند. فرانسويها آنجا را تحت استعمار خودشان قرار داده بودند. اول با كشيشها وارد شدند، مردم را به دين مسيح دعوت كردند، كمكم زبان و خط را عوض كردند و بعد ماندگار شدند. ويتنام در جنگ دوم جهاني به تصرف ژاپنيها درآمد. با ژاپنيها جنگيدند و بالاخره سال 1945 تحت رهبري هوشي مين به استقلال رسيدند. رهبري او نقطه عطفي در زندگي مردم ويتنام است. زندگي او حالت عارفانه و اسطوره مانند پيدا کرده است. کسي که ازدواج نكرد و خود را وقف ملت كرد.  عكسهايي از او دارم با دمپايي و لباسهاي ساده. يك پنكه هم آنجا ديده ميشود. ميگفتند از آن پنكه که ژاپني ها به او هديه داده بودند، هرگز استفاده نكرد. ميگفته 90 درصد مردم برق ندارند و گرما را تحمل ميكنند چرا من امتيازي بيشتر داشته باشم؟ وقتي آقاي هاشمي و حبيبي آن را ديدند، تعجب كردند. در محوطه كاخ رياست جمهوري زندگي ميكرد، يك خانه چوبي دو طبقه، خيلي ساده. به كاخ نميرفت مگر براي پذيرايي و ملاقات با رئيس جمهورهاي ساير كشورها. به آن معنا كمونيست نبود. بيشتر افكارش وطن خواهي بود. گرايش غالب آن زمان يا امريكاييها و غربيها بودند يا شوروي و چين. چارهاي هم نداشتند. اسلامي هم نبود. اما تا حدودي استقلال خود را حفظ ميكردند. او آدم عجيبي بود كه كشورش را از استعمار فرانسه نجات داد و بعد با آمريكاييها جنگيد و تا آخر عمرش صلح نكرد و پيروز شدند. الان هم هنوز بخاطر استفاده آمريکاييها از مواد شيميايي در جنگ نوزاداني متولد ميشوند كه دست و پا ندارند يا كورند.

    نسل انقلابي تغيير کردهاند
    سرمايهگذاريهايي كه در ويتنام شده، اثرات منفي داشت. شديداً فرهنگ غرب وارد شد. اوايل كه رفته بودم ميديدم سه نسل با هم در يك اتاق زندگي ميكنند؛ پدربزرگ و مادربزرگ و پدر و مادر و نوهها. بعضيها نصف آن را هم مغازه درست كرده بودند. حتي نخبهها و جراحان زبردست خيلي زندگي سادهاي داشتند. مقامات با دوچرخه يا موتور رفت و آمد ميكردند ولي الان تغيير كردهاند.  تحت تاثير سرمايهگذاري آمريكا، ژاپن و فرانسه و سنگاپور آنها دچار يك شوك فرهنگي شدند و خيلي تغيير كردند. بخش شمالي ويتنام که هانوي است به مراتب پاكتر و بهتر از بخش جنوبي است كه آمريكاييها بودند. در هانوي به راحتي ميشود قدم زد ولي در شهر هوشي مين نميشود.

    هنر مقاومت ويتنامي
    ويتناميها فيلمهاي مستندي از زمان مبارزه دارند. در مورد جنگشان مستندسازي زيادي كردند. فيلمهاي بسياري هم ساختند درباره مقاومت مردم در برابر آمريكاييها و فرانسويها. سينماي دفاع آنها قوي است. متأسفانه گفتيم كه بياييد فيلم مشتركي بسازيد، کسي قبول نکرد، در حالي كه الجزايريها با آنها فيلم ساختند، فيلمي به نام «نيلوفرآبي». رمانهاي زيادي هم درباره تاريخ جنگ نوشتهاند. شعرا هم شعرهاي زيادي دارند. نويسندگان در سطح جهاني كم دارند ولي در سطح ملي دارند. موزه جنگ قوي و غني دارند، جاهايي هم هست كه آثار جنگ را حفظ كردهاند، چه آثار هنري و چه وسايلي را كه از جنگ باقي مانده است. براي آنهايي كه در قالب نيروهاي مردمي يا ارتش مقاومت كردند امتيازات اقتصادي اجتماعي در نظر ميگيرند.

    ويتناميها 53 اقليت قومي دارند كه يك اقليت قومي اكثريت هستند؛ قوم ويت Wiet كه مردم اصلي ويتنام هستند، بقيه اقليتهاي قومي تايلنديها، كامبوجيها. يكي هم قوم “چم” است. اين قوم دو بخش است، بخشي مسلمان هستند، بخشي هم هندو هستند. در كامبوج که همسايه ويتنام است ده درصد مردم “چم” و مسلمانند؛ بيش از يك ميليون نفر. در جنوب ويتنام تعدادي از آنها را ديدهام. متأسفانه مسلمانان انجمن اسلامي دارند كه ساخته دولت است. عربستان آنجا سفارت ندارد. اما ليبي و مصر و الجزاير و اندونزي و مالزي سفارت دارند. بيشترين ارتباط مسلمانها با اندونزي و مالزي است، بعد ليبي و عراق. مالزي و اندونزي جزو اتحاديه آسه آن هم هستند. مردم “چم” يك نزديكي به لحاظ نژادي با قوم «ملايو» كه قوم قهوهاي مالزي و اندونزي است دارند. از نژاد ويت درصد كمي مسلمان هستند. مسلمانان ويتنام حدود 320 هزار نفر و بيشترشان شافعي هستند. البته خودشان نميدانند. چون از مركز اسلام دورند.
    در ويتنام دولت به تمام كارهاي مذهبي حساس است. اما نسبت به بوداييها حساسيت ندارد. مسيحيها كمتر ولي نسبت به مسلمانها به دليل همان تبليغات  جهاني كه عليه اسلام ميشود حساسيت زيادي دارند. مسلمانان ويتنام به لحاظ اقتصادي شغلهاي محدودي مثل ماهيگيري و كشاورزي دارند و فقيرند. در كامبوج هم هينطور است.  

    کامبوج همسايه ويتنام
    ده درصد مردم کامبوج مسلمانند. راديو دارند. تعدادي نماينده مجلس، سناتور مسلمان و وزير دارند. با امکانات امارات و مصر و عربستان دبستان، دبيرستان و دانشگاه درست كردهاند. اگر مجهز شوند همراه با جوانان ويتنام ميتوانند آن خلاء ايدئولوژيك را پر و آنها را به اسلام جذب كنند. اگر ده سال جدي كار شود پتانسيل اسلامي قوي در هندوچين ايجاد ميشود. چون مذهب ندارند، غربيها هر چه بدهند اينها ميپذيرند. متأسفانه اخيراً شنيدم كه بهائيت در ويتنام و كامبوج تبليغات مي کند. هزار دلار هزينه در آن منطقه به يك عالم ديني و استاد دانشگاه ختم  ميشود. همين خرجها در افغانستان مي شود، 27 سازمان و نهاد کمک ميكنند و شايد ميليونها دلار پول کمک کنيم و نتيجهاش هم معلوم نيست. آنجا پتانسيل وجود دارد. اگر درست تبليغ شود فوج فوج به اسلام روي ميآورند. ممكن است آينده را تغيير بدهند. مقداري در اندونزي كار شد، ديديم چه خبر شد. در مالزي هم همين طور. اگر آنجا هم ده سال كار كنيم يك نيروي عظيم اسلامي خواهيم داشت. آقايي گفته بود كه اگر راديويي 24 ساعته باشد ما ميتوانيم نصف كابينه را از آن خودمان بكنيم، در مجلس رأي ميآوريم، بعد وزير معرفي ميكنيم كه به كابينه ميرود و به جاي سه وزير ده وزير داشته باشيم. شيخ احمد از چهار مردان قم به تايلند رفت و الآن قبيلهاي به نام نوادگان شيخ احمد آنجا هستند. يكيشان هم رئيس مجلس تايلند است. شيخ احمد تا صدراعظمي پيش رفت و خيلي نفوذ داشت.

    اما سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي...
    ميروند و دلار ميگيرند. خودشان و بچههايشان درس ميخوانند و دكترا ميگيرند، كاري نميكنند. فوقش آقايي را دعوت ميكنند و ساز و آوازي راه مياندازند يا به دو استاد زبان فارسي كمك ميكنند. رايزن فرهنگي نيستند ]...[ فرهنگي هستند. اميدواريم آقاي مصطفوي بتواند كاري كند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه