پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1705 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره 6 : مهندسي فرهنگي يا ديکتاتوري دکوراتورها

از تو حرکت از خدا برکت

کاشمر

کاشمر، شهري است در 200 کيلومتري مشهد، مدفن شهيد مدرس و دومين شهر زيارتي خراسان، سابقاً موطن علماي مشهور و نام‌آوري هم بوده است. حوزه علميه و مجتمع دانشگاهي در شهر وجود دارد. مساجد، جلسات مذهبي و قراني هم به شدت فعالند، دو تا کتابفروشي هم وجود دارد که يکي غالباً کتاب‌هايش، کتاب‌هاي طالع‌بيني و آشپزي و فال و انواع واقسام رمان‌هاي فهيمه رحيمی ‌و پليسي است. ان يکي هم که متصدي اش يکي از بچه‌هاي مذهبي است به عرضه کتب دانشگاهي از نوع پيام نور و کتب تست و آمادگي و گام به گام می‌پردازد.

سال‌ها پيش چند تا کتاب فروشي ديگر هم داشتيم که تبديل شدند به فروشگاه لوازم التحرير. نمايشگاه‌هاي کتاب هم حال و روز بهتري ندارند. با اين تفاسير شما می‌توانيد وضعيت شهر را از لحاظ دسترسي به کتاب آن هم از نوع جبهه فرهنگي انقلاب تصور کنيد. يکي از دوستان با تاسف می‌گفت: "ما اگر خواسته باشيم کتب شهيد مطهري را بخريم بايد چه کنيم؟" کتب شهيد مطهري که جا افتاده و شناخته شده است در کاشمر پيدا نمی‌شود حالا کتب ديگر نويسندگان پیش‌کش. تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل.

اين کمبود و کاستي‌ها در عرصه فرهنگ عمومی‌کاشمر مدتي بود که دغدغه اصلي بچه‌هاي انجمن فرهنگي مطلع فجر شده بود. مدتي دنبال اين بوديم که برا ي رفع اين خلأها، اقدام به راه‌اندازي يک فروشگاه کتاب کنيم، چيزي شبيه کتاب آفتاب مشهد، با همان سبک وسياق و همان سطح کيفيت. با عده‌ای از بزرگ‌ترها و مسئولين شهر مشورت کرديم بزرگ‌تر‌ها می‌گفتندکه هنوز پتانسيل و استعداد اين کار در شهر بوجود نيامده و مسئولين با حالت مايوس کننده‌ای می‌گفتند که حالا کسي کتاب نمی‌خواند، پول به کتاب نمی‌دهد، برويد دنبال يک کاري که سود داشته باشد.!!

بعد از تمام مشورت‌ها و رايزني‌ها، خودمان به اين نتيجه رسيديم که فعلاً توان راه‌اندازي و اداره يک فروشگاه کتاب را نداريم، واقعيتش اين بود که بودجه و سرمايه شروع به کار را نداشتيم و خيرين و کساني که تمکن و توانايي سرمايه گذاري داشتند نسبت به ضرورت انجام چنين کاري توجيه نبودندو يا اصلاً اعتقاد به اين نوع کارها نداشتندو هنوز در فکر کمک به احداث حسينيه و کمک به طلا کاري گنبد فلان جا و....بودند.

با تمام اين محدوديت‌ها و موانع، نمی‌شد از پا نشست وعطاي کار را به لقايش بخشيد. گفتيم يکي از موانع تاسيس فروشگاه کتاب، فقدان پتانسيل و استعداد لازم جهت پذيرش اين نوع کتب و ديگري توجيه نبودن خيرين و کساني است که می‌توانند قدمی‌در اين راه بردارند. علت اصلي وجود اين دو مانع هم عرضه نشدن اين نوع محصولات و کتب در سطح شهر کاشمر است، به صورتيکه غالب افرادي هم که اهل کتاب هستند خيلي از اين کتب را نديده‌اند و يا حتي اسمش را نشنيده‌اند.

برگزاري نمايشگاه کتاب بهترين راه براي ورود محصولات جبهه فرهنگي به کاشمر و اشنايي مردم با انها بود. دوباره دست بکار شديم اولين قدم رايزني با مسئولين جهت مساعدت آنان بود. اين بار گفتند: اين نوع کتاب‌ها ديگر خواننده ندارد، مردم بيشتر دنبال همان کتاب‌هاي طالع بيني و آشپزي و فال و لطيفه و....هستند، قطعاً اگر اين نوع کتاب‌ها را در نمايشگاه‌تان عرضه نکنيد، فروشي نخواهيد داشت. به آنها گفتيم که ما بر عکس شما فکر می‌کنيم به نظر ما آنقدر کتب زرد و سخيف به مردم عرضه کرده‌ایم، که ذائقه شان عوض شده، و در حقيقت اختياري در خريد نداشته‌اند.

کتاب‌خوان‌ها مجبور بوده‌اند همين کتاب‌هاي زرد را بخرند چون کتاب ديگري عرضه نکرده‌ایم. قطعاً عرضه کتاب وزين، ذائقه مردم را عوض می‌کند و مخاطب خودش را پيدا می‌کند و حتي مخاطب سازي می‌کند. سر انجام با قطع اميد از مساعدت ديگران، تصميم گرفتيم که با اتکا به جيب بچه‌ها و توکل به خدا کار را شروع کنيم.

اولين کار تهيه يک ليست کتاب بود. ليستي 400 عنواني تهيه شد. ملاک در تهيه ليست اين بود که در عين رعايت کيفيت مطلوب ما، خاطر طيف بيشتري از مردم جلب شود. يعني چه انهايي که دنبال کتب محتوايي ديني هستند و چه انهايي که دنبال کتب ادبيات و رمان و شعر و... هستندبتوانند از نمايشگاه استفاده کنند. با همين ملاحظات ليستي تهيه شد که کتب شهيد مطهري، آيت ا... جوادي آملي، علامه جعفري، عين.صاد، شهيد آويني، شهيد بهشتي، علامه حکيمي، امير خاني، شجاعي، مرحوم آل احمد، بايرامي، سرشار، معلم، کاظمي، و کتب دفتر ادبيات مقاومت و ادبيات اسلامی‌سوره مهر شاکله اصلي آن را تشکيل می‌داد.

ليست را به چند نفراز دوستان اهل کتاب نشان داديم، تاييد کردند و پيشنهاداتي هم داشتند. قسمتي از ليست را از فروشگاه کتاب فرهنگ و انديشه قم وابسته به نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها تهيه کرديم و قسمتي ديگررا از کتاب آفتاب مشهد خريديم.

مرحله بعدي تهيه مکان نمايشگاه بود، سالن سرپوشيده‌ای در حاشيه خيابان اصلي شهر وجود داردکه متعلق به اداره ارشاد است و محل برپايي نمايشگاه‌هاي مختلف است. با اينکه قول داده بودند که انجا را در اختيار مان بگذارند، و ما هم خودمان را آماده برگزاري نمايشگاه می‌کرديم،گفتند که متأسفانه می‌خواهيم سالن رادر اختيار چند نفر کاسب بگذاريم که لوازم مهدکودک و لوازم التحرير و کيف و وسايل بازي و.... بفروشند! به لطف اداره ارشاد و کاسبان محترم، بي خانمان شديم، تنها سالن نمايشگاهي شهر هم همين سالن بود که حالا در اختيار فعاليتهاي تجاري قرار گرفته بود. چاره‌ای نداشتيم که نمايشگاه رادر فضاي باز برگزار کنيم مکان‌هاي مختلفي به نظر مان آمد که براي بر پايي نمايشگاه مناسب بود، سرانجام محوطه‌ای را در حاشيه خيابان اصلي شهر پيدا کرديم که متعلق به اداره برق بود، خدا خير دهد رئيس اداره را، بدون هيچ گونه شرط و پيش شرطي با درخواست ما موافقت کرد.

با زدن داربست و کشيدن برزنت روي آنها وجور کردن چند عددميز، آماده برگزاري نمايشگاه شديم. کتابها رسيد و نمايشگاه رابا 280 عنوان کتاب افتتاح کرديم. اسمش را هم گذاشتيم، مهروماه، تو تبليغات‌مان هم سعي کرديم، نمايشگاه را يک نمايشگاه متفاوت نشان بدهيم تا کساني که از نمايشگاه‌هاي تکراري و سطح پايين خسته شده‌اند، رغبتي براي بازديد داشته باشند.

ابتدا فکر می‌کرديم که فروش خيلي پايين خواهد بود و جز عده معدودي کتاب‌هايمان را نمی‌خرند و دلمان هم خوش بود حداقلش اين است که مردم اين کتاب‌ها را هم ميبينند. ولي گذشت يکي دو روز از نمايشگاه نشان داد که تصوراتي که داشتيم اشتباه بود استقبال و فروش غير منتظره بود، خيلي از کتاب‌هايمان تمام می‌شد و سفارش می‌گرفتيم. بازتاب خوبي هم در سطح شهر داشت، خيلي از اشخاص فرهنگي و اهل کتاب، تشکر و قدرداني می‌کردند و برپايي اين نمايشگاه را يک واقعه بي نظير می‌دانستند خيلي‌ها می‌گفتند که ما چنين نمايشگاهي با اين سطح کيفيت را به ياد نداريم که در کاشمر بر پا شده باشد.

همين اظهار نظرات و استقبال فراتر از انتظار ما بود که خستگي را از تن مان به در می‌کرد و سختي‌ها را آسان. بعد از برپايي نمايشگاه به کنه معناي اين عبارت پي برديم که "از تو حرکت از خدا برکت". واقعاً در مورد کار ما صدق پيدا کرد. ابتدا انتظار استقبال و فروش نداشتيم و اميدمان آشنايي مردم با اين کتب بود، و به يک معنا می‌خواستيم عمل به تکليف کنيم و به نتيجه‌اش اهميتي نمی‌داديم، اما لطف خدا شامل حالمان شدو استقبال فراتر از انتظار بود.

الان که نمايشگاه تمام شده و تجربه برگزاري يک نمايشگاه کتاب را در چنته داريم، فهميده‌ایم و به اين نکته پي برده‌ایم که فقدان فرهنگ کتاب خواني در شهرهايمان علاوه بر آنکه معلول کم کاري و اهمال دستگاه‌ها و رسانه‌هاي فرهنگي است، معلول اهمال و سستي ما و امثال ما که مدعي سنگرداري جبهه فرهنگي انقلاب اسلامی‌هستيم نيز می‌باشد.

اگر به وظيفه توزيع محصولات فرهنگي مان خوب عمل می‌کرديم، امروز نا اميدانه نمی‌گفتيم که اين نوع کتب دربين مردم مخاطبي ندارد. تجربه نمايشگاه کتاب مهر و ماه کاشمر نشان داد که فعال شدن حلقه توزيع، نقش موثري درتقويت فرهنگ کتاب خواني و تغيير ذائقه مردم دارد. اگر ما اين کار را نمی‌کرديم همچنان بايد می‌نشستيم و زانو به بغل می‌گرفتيم و با حسرت از عدم اقبال مردم به کتب وزين سخن می‌گفتيم، و چون زنبوران بي عسلي بوديم که‌اندر ضرورت توزيع، ساعت‌ها سخن می‌رانديم ولي در عرصه عمل......

فهميديم که با علم وعمل قله‌هايي را می‌توان فتح کرد.

 

دسته بندي هاي برگزيده
آرشيو راه