پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1678 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره 6 : مهندسي فرهنگي يا ديکتاتوري دکوراتورها

انسان‌های خاکستری و آواز گنجشک‌ها

● عبدا... بيچرانلو

شايد بسياري از افرادي که در شهرها زندگي مي‏کنند وجه تسميه فيلم " آواز گنجشک‌ها " براي آنها ملموس نباشد، وجه تسميه‏اي که در اواخر فيلم شاهد آن هستيم. اما آنها که در روستاها زندگي کرده‏اند يا به هر نحوي تجربه زندگي روستايي داشته‏اند، به راحتي مي‏توانند جنب و جوش و شور و شادي گنجشکها را در ارديبهشت، خرداد و تير به ويژه در ارديبهشت که فصل تخم‏گذاري و به تدريج سر برآوردن جوجه‏ها از تخم است، تصور کنند و زيبايي فيلم را لمس کنند.

آواز گنجشک‌ها، داستان مرد ميانسالي به نام کريم است که در يک مزرعه‏ي پرورش حيوانات کار می‌کند، او شيفته و عاشق شترمرغ‏هاست و ارتباط رواني و عاطفي خوبي با آنها برقرار کرده است. بر حسب تصادف يکي از اين شترمرغها از مزرعه فرار مي‏کند. کريم چند روزي او را جستجو مي‏کند اما موفق به يافتنش نمي‏شود. در نتيجه از کار اخراج مي‏شود و همين زمينه‏اي مي‏شود براي اينکه پاي او به شهر باز شود. در شهر از طريق مسافرکشي با موتور امرار معاش کند. در شهر حوادث تجارب زيادي پيدا مي‏کند و در کوران اين حوادث و تجارب و تعليق و کششها، که تماشاگر را با خود همراه مي‏کنند شاهد تحول کريم نيز هستيم.

1- آواز گنجشکها، فيلمی‌ايراني و اصيل است، آن قدر ايراني که دوست ندارم آن را با هيچ فيلم خارجي مقايسه کنم. اميدوارم در آينده فيلمهاي خارجي با آن مقايسه شوند و از آن براي ساخت فيلم الگوبرداري شود همچون فيلم "بچه‏هاي آسمان" که يکي از کشورهاي شرق آسيا نسخه آسياي شرقي آن را توليد کرد.

2- فيلم چون بر فطرت انسانها متمرکز است و با ادبياتي شبيه ادبيات پيامبران، با مخاطب ارتباط برقرار کرده است، پيام آن نه فقط در ايران مخاطب دارد بلکه مي‏توان ادعا کرد پيامش جهاني است. هر بيننده نيک‏سيرتي در هر نقطه جهان مي‏تواند با آن ارتباط برقرار کند و پيام‏هاي آن را بفهمد.

3- فيلم، صريح، صادقانه و واقع‏بينانه است. مسائل مبتلابه جامعه امروز ايران را صادقانه، بدون اغراق و صريح منعکس کرده، در سکانس‏هاي مختلفي برخي روحيات، خلقيات و رفتارهاي منفي رايج در ايران امروز، انعکاس يافته است؛ مانند مسافري که کرايه‏اش را پرداخت نکرده و طلبکاري مي‏کند، کار چاق کني‏هايي که مسافر ديگري انجام مي‏دهد و...

4- روابط عاطفي فيلم دقيق است؛ عشق خالص و بي‏رياي ايراني در آن موج مي‏زند، عشق اصيل زن و مرد ايراني که در سکانس نصب آنتن تلويزيون روي پشت بام شاهد آن هستيم. نجابت و حياي زن ايراني نيز در اين سکانس به زيبايي به تصوير کشيده شده است. عشق به فرزند که در ارتباط بين کريم و دخترش جريان دارد و متقابلاً عشق دختر به پدر؛ دختري که با از دست دادن سمعک قادر به شنيدن نيست و از طريق لب‏خواني حرف‌هاي پدرش را مي‌فهمد و حاضر است نشنيدن و تظاهر به شنيدن را تحمل کند اما پدر براي خريدن سمعک به زحمت نيافتد.

5- کودکان فيلم، در عين پاکي و معصوميت کودکانه، آرمانها و ايده‏هاي بزرگي دارند، خمود، بي تحرک و خام و ساده نيستند. نسل پرجنب و جوشي هستند که حاضرند براي رسيدن به آرزوها و اهداف معقولشان، بزرگترها را متقاعد و براي رسيدن به اين آرمان‏ها بسيار تلاش و از خودگذشتگي کنند.

6- مساله قوميت در اين فيلم به نحوي لطيف و نرم و بدون تعارض به تصوير کشيده شده است: مانند واقعيت جامعه که با افرادي که با لهجه‏ها، گويش‌ها يا زبان‌هاي مختلف در جامعه ايراني صحبت مي‏کنند طور خاصي برخورد نمي‏شود. چرا که اين لهجه‏ها، گويش‌ها و زبان‌ها عناصر فرهنگي و ملي ايران زمين محسوب مي‏شوند نه چيزي زائد، در اين فيلم نيز چنين تعاملي با کريم صورت مي‏گيرد.

7- در فيلم، تفاوت فضاي شهر و روستا به خوبي نمايان است، شهرش واقعاً شهر است مخصوصاً شهر پرازدحام تهران. انسانهاي شهر با سرعت بالايي در ترددند، گويي شتاب زندگي فرصت سرخاراندن به آنها نمي‏دهد. تندتند سوار شدن بر موتور و اصلا وجود موتور در اين شهر عمدتاً به اين دليل است که شتاب زندگي بالاست و انسان‌ها بايد کارهاي مختلفي را در زمان کوتاهي به سرانجام برسانند. روستاي فيلم در فضايي ساختگي طراحي شده است و فضاي ساختمانهاي آن را خود مجيد مجيدي با زحمت بسيار براي اين فيلم طراحي کرده است اما فضا بسيار به واقعيت نزديک است و روحيات و رفتار افراد روستايي بسيار طبيعي و زلال به تصوير کشيده شده است.

8- عنصر شترمرغ دلالت‏کننده‏ي برخي معاني است؛ عنصري معنوي که گويي پيکي آسماني است که هنگام لغزش‏هاي کريم، او را از لغزش باز مي‏دارد. حتي خود کريم در سکانسي از فيلم به شکل شترمرغ در مي‏آيد. در گريم رضا ناجي نيز سعي شده دماغ او به گونه‏اي باشد که تداعي‏گر شترمرغ باشد. به نظر مي‏رسد با اين عنصر تلاش شده پاکي و صفاي کريم به تصوير در آيد، صفايي آسماني که در موجودي زميني جاري است. شترمرغ مي‏تواند کارکرد ديگري هم داشته باشد. کارکرد اقتصادي و مفيد بودن همه اجزاي اين موجود و هر آن چه از او حاصل مي‏شود آن را به موجودي منحصر بفرد تبديل کرده است. در آواز گنجشک‌ها نيز پربرکت بودن اين حيوان نمايش داده شده، آنجا که با يک تخمش علاوه بر خانوده کريم، خانواده‏هاي متعدد ديگري از آن منتفع می‌شوند.       

9- موسيقي فيلم، متناسب با فضاي فيلم و ايراني است. مجيدي براي ساخت اين فيلم از يکي از زبردست‏ترين موسيقي‏دانان کشور بهره گرفته است و اين باعث شده در نقاط دراماتيک فيلم و حتي در تعليق و کششهاي آن، فضا تلطيف شود. در فيلم اما براي تاثيرگذاري بر مخاطب به صورت بي‏رويه از موسيقي استفاده نشده است و حتي بخشهاي زيادي از فيلم موسيقي ندارد. همين موسيقي جذاب و تاثيرگذار بود که باعث شد اين فيلم در جشنواره فيلم فجر گذشته برنده سيمرغ ويژه موسيقي جشنواره نيز بشود.

10- صداگذاري فيلم، نقطه برجسته ديگر فيلم است چون همان طور که از نام فيلم نيز پيداست در اين فيلم صدا موضوعيت بيشتري دارد. صداهايي که براي محيط شهري طراحي و اجرا شده و نيز صداهايي که براي محيط روستايي در نظر گرفته شده بسيار در فضاسازي فيلم موثر بوده است.

11- تدوين فيلم با دقت صورت گرفته است. شروع و پايان فيلم با تصوير شترمرغ باعث افزايش بارمعنايي فيلم شده و حتي چينش خط سير فيلم به نحوي است که مخاطب انتظار سير ديگري دارد (البته اين به خطي که کارگردان براي روايت داستان در نظر گرفته بر مي‏گردد) اما تدوين آن باعث شده خط سير بسياري از سکانسهاي فيلم، غيرمنتظره باشد.

12- طراحي صحنه، عنصر ديگري است که به قوت اين فيلم کمک کرده است مخصوصاً در طراحي فضاهاي طبيعي مانند مزرعه گندم که بسيار براي آن زحمت کشيده شده است. حتي مجيد مجيدي در جايي گفته است که براي اين کار ده هکتار زمين را گندم کاشته‏اند و نيز آب‏انباري که همراه با تحول شخصيت‏هاي فيلم و رويدادهاي مثبت و دل‏انگيز آن، از لجن و کثافات، تمييز و آبش زلال مي‏شود؛ گويي تصويري از دلهاي انسان‏هاي اطرافش را باز می‌نماياند. عنصر برجسته‏ي ديگر، عنصر نور فيلم است که بسيار آرام‏بخش است، مخصوصاً در تصاوير شفاف و خوش‏نور مربوط به روستا و طبيعت، تحسين‏برانگيز است. 

  13- "آواز گنجشکها" اوج سينمايي است که علاوه بر اينکه مي‏توانيم آن را از مصاديق سينماي ملي بدانيم، از مصاديق سينماي خاصي است که خود مجيد مجيدي در ساخت هفت فيلم به تجلي رسانده است، سينمايي که در آن پيام‏هاي اصيل فرهنگي (فرهنگ ايراني با همه مختصاتش، شامل دين، سنتها، آيين‏ها و باورهاي ملي و...) با شيوه‏اي عام و خاص پسند ارائه مي‏گردد. سينمايي که در آن انسانهاي خاکستري، نه سياه و سفيد مطلق، در آن متحول مي‏شوند و اين متحول شدن براي هر انساني شدني و دست‏يافتني است نه چيز عجيب و خيالي و غيرواقعي. از فيلم بدوک گرفته تا بچه‏هاي آسمان، رنگ خدا و بيد مجنون و اکنون آواز گنجشکها همواره شاهد اين فرآيند در فيلمهاي مجيد مجيدي بوده‏ايم.

14- اين فيلم، به سادگي بسياري از پيامهاي ديني را براي مخاطبان خود تبيين کرده است. مخصوصاً موضوع روزي حلال و سم بودن درآمد حرام. شايد انتقال چنين پيامهايي از طريق سينما يا تلويزيون ساده به نظر برسد اما بايد متوجه ظرافت‏هاي رسانه‏اي بود که لزوماَ انتقال هر پيامی‌از طريق رسانه ممکن نيست بلکه با رعايت جذابيت پيام براي  مخاطب و نيز قابليت اقناع اوست که مي‏توان اميد به تاثيرگذاري پيام رسانه مخصوصاً پيامی‌ديني داشت.

15- براي مسوولان و مديران سينمايي و ديگر فعالان سينمايي و دانشگاهي که دغدغه سينماي ملي دارند و براي طراحي چارچوب نظري آن نيز تلاش‌هايي کرده‏اند (اطلاع دارم که آثاري در اين زمينه در حال نگارش است) مفيد به نظر مي‏رسد با نگاهي به "آواز گنجشک‌ها" که از مصاديق سينماي ملي است، در ارائه الگو و چارچوب نظري خود از اين فيلم بهره گيرند و اميد است محصول ديالکتيک نظر و عمل در اين زمينه، سينماي ملي بالنده ايران باشد.

16- مناسب است که مديريت فرهنگي کشور (اعم از وازرت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌يا هر سازمان، نهاد و مجموعه فرهنگي دولتي و غيردولتي که فعالانه در عرصه فرهنگ حضور دارد) براي نمايش گسترده اين فيلم در کشور، به ويژه در شهرهاي کوچک و حتي روستاها تلاش کنند تا ايراني خود را در آيينه‏اي زلال و نه مشوش و تحريف شده يا براساس ذهنيت يک کارگردان که فرهنگ اصيل اين مرز و بوم را نمي‏شناسد، ببيند.

 

دسته بندي هاي برگزيده
آرشيو راه