پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


محمدحسین جعفریان

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • جلسه شعر با تدابیر امنیتی

  • مطلب بعدي >   1785 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 6 : مهندسي فرهنگي يا ديکتاتوري دکوراتورها

    انرژي حيرت‌آور و مسئولان بي‌باور

    فرصت‌ها و چالش‌هاي هنر انقلاب

    درگفت‌وگو با محمدحسين جعفريان

    بيداري اسلاميدر جهان اسلام و پتانسيلهاي هنر در پرداختن به اين مقوله در زمينههاي مختلف شعر، رمان، فيلم و... را چگونه ميبينيد؟

    سؤال بسيار سختي است كه بايستي مفص‍ّل دربارة آن حرف زد اما فكر مي‌كنم هنر و ادبيات اسلامي‌در عمده ممالكي كه صاحب تفكرات انقلابي هستند نتوانسته هم‌پاي آن تفكرات انقلابي كه به تدريج به بيداري اسلامي‌منتهي مي‌شود، قدم بردارد، تقريباً هميشه هنرمندان عقب‌تر بودند. اگر ما مدعي وحدت به معني پيوستن ممالك و امتهاي اسلامي‌به يكديگر هستيم بايد حركتي انجام دهيم. من فكر مي‌كنم پيش‌زمينة اين مسئله هنر و ادبيات باشد، به نحوي كه بين اهل قلم و هنرمندان سرزمينهاي مختلف اسلامي‌بتوان ارتباط برقرار كرد، مانند سازمان كنفرانس اسلامي‌كه يك تشكيلات سياسي است. در زمينه هنر، به يك تشكيلات فرهنگي كه اعضاي كشورهاي مختلف اسلامي‌طي آن گاهي دور هم جمع شوند، حرف بزنند، از هنرهاي هم استفاده كنند، ضروري است. اين امر باعث زايندگي و اتفاقاتي مي‌شود كه بيداري اسلامي‌در رأس آنهاست. وقتي كه آنها اين سوغات را براي ملت خود به ارمغان ببرند، اتفاقات زيادي رخ خواهد داد.

    مشكل عدم توليد هنري در عرصه بيداري اسلامينبود سازمان و ساختار است؟ آيا وجود سازماني مثل كنفرانس اسلاميبراي هنر ضروري است؟

    اين اصل يكي از مهم‌ترينهاست. ما به صورت تك‌ستاره و تك‌چراغ آدمهايي را در ممالك اسلامي‌داريم كه در اين حوزه به شدت زحمت مي‌كشند، اما اينها تنها هستند و يك‌دست صدا ندارد. يك راهي انديشيده شود كه اينها بتوانند با هم مرتبط شوند تا يك زايندگي رخ بدهد، فضاهاي جديدي كشف شود و به محض آنكه اينها دور هم جمع شوند و معلوم شود بحث بيداري اسلامي‌يك هدف است (با آن توانايي كه از هنرمندان و اهل قلم سراغ داريم) هنر مي‌تواند در خدمت اين آرمان قرار بگيرد. فكر مي‌كنم اگر اين اتفاق در گذشته‌ها رخ مي‌داد، الان ما شاهد يك جبهه فرهنگي بسيار نيرومند از كشورهاي اسلامي‌در برابر كل جهان بوديم.

    به جز نبود سازمان و ساختار، چه مشكلات ديگري را سدِ راه هنرمندان جهان اسلام (به خصوص هنرمندان انقلابي تولديافته از انقلاب اسلامي) در مسير پرداختن به ابعاد مختلف بيداري اسلاميميبينيد؟

    موردي وجود دارد كه به كل جامعه باز مي‌گردد، در حال حاضر به مفهوم دقيق كلمه، ما در تهاجم فرهنگي به سر مي‌بريم. اين پديده عده‌اي را به سوي خود كشانده كه بخشي از هنرمندان را نيز شامل مي‌شود. اين معضلي است كه بايد حل شود، به اين معنا كه بايد جرياني از اين طرف وجود داشته باشد كه هنگام تهاجم فرهنگي و درگير شدن ملتها و برگزيدگان، جرياني وجود داشته باشد تا با اين موضع مقابله كند، چون اين جريان نبوده بخشي از هنرمندان به آن سمت رفته‌اند. ما در ممالك اسلامي‌هنرمندان خوبي داريم اما لزوماً فعاليتها و آثارشان در خدمت بيداري اسلامي‌نيست. اين اتفاق دلايل متفاوتي دارد كه باعث مي‌شود فلان شاعر، مجسمه‌ساز يا نويسنده مقلد بار بيايد. وقتي اين هنرمندان آفريننده نيستند و تحت تأثير فرهنگ و هنري قرار دارند كه از آن سوي آب آمده در نتيجه توليدات آنها همه در همان راستاست. به هر حال بحث عرضه و تقاضا هم هست يعني اگر از آفرينشهاي ادبي در حوزه بيداري اسلامي‌استقبال شود اين توليدات افزايش مي‌يابد.

    البته بخشي از هنرمندان تحت تأثير فرهنگ غرب هستند، طبيعي است چنين هنرمندي كه از اين پنجره دنيا را نگاه مي‌كند، نمي‌تواند آفرينشي در راستاي بيداري اسلامي‌داشته باشد. ديگر اينكه براي اين نوع محصولات هنري تقاضا وجود ندارد، در حالي كه براي آن نوع هنر تقاضا هست. حمايتهايي كه بايد از سوي دولتها از اين دسته هنرمندان صورت بگيرد هم نيست.

    به طور خاص انقلاب اسلامي‌و دفاع مقدس مولد هنرمندان معدودي بوده كه از تهاجم فرهنگي دشمن مصون مانده‌اند و قرار بود حامل و ناقل پيام انقلاب اسلامي‌به دنيا باشند. بعد از جنگ مسائلي چون انتفاضه اول و بوسني خالق يا الهام‌بخش آثار هنري زيادي براي هنرمندان بود. در چند سال اول مسائل و تحولات پ‍ُرشتاب دنياي اسلام هر كدام مي‌توانست الهام‌بخش اين بخش از هنرمندان ما براي پرداختن به مسائل هنري باشد؛ مثل پيروزي حزب‌الله لبنان، شروع انتفاضه دوم، اشغال افغانستان و عراق و منع حجاب در فرانسه و اخيراً هم اهانت به پيامبر اكرم (ص). حال بفرماييد حجم و كيفيت آثار همين دسته محدود از هنرمندان ما در اوايل دهه هفتاد و بعد از جنگ، نسبت به قضية بوسني و انتفاضه اول، قابل مقايسه با كارهايي كه طي چند سال اخير صورت گرفته هست يا نه؟

    من اصلاً حجمي‌نمي‌بينم! اين قدر اين آفريده‌ها كم هستند كه نمي‌شود دربارة آنها حرف زد. كارهاي بسيار معدودي در حوزه هنرهاي خاص صورت گرفته است. ما هميشه در دنيا براي منبع الهام‌بخش چيزي كم نداشتيم. مهم استقبال هنرمندان ممالك اسلامي‌از اين وقايع و استفاده از آن براي بيدارسازي حتي ملت خود آنهاست. به نظر من، پ‍ُررنگ‌ترين جريان هنري كه متعهد بود و هنوز هم در جامعه خط پ‍ُررنگي از اين هنر و ادبيات در حال سير و تكامل است، هنر و ادبياتي است كه به جنگ و دفاع مقدس نظر دارد. اتفاقاتي كه در دنيا رخ داده نتوانسته هنرمندان را آن طور كه بايد و شايد به انجام كارهاي جدي ترغيب كند. حال اگر شعري در روزنامه‌اي چاپ مي‌شود و به ملت فلسطين تقديم مي‌شود نمي‌توان اين را حجم تلقي كرد و سعي داشت تا آن را نقد كرد، اصلاً اين مقدار قابل بحث نيست.

    با توجه به سفرهايي كه به ممالك اسلاميداشتهايد و توانستهايد نظر ساير مسلمانان را نسبت به انقلاب اسلاميدريابيد، بفرماييد انقلاب اسلاميدر اين كشورها چه تأثيري داشته است؟ مسلمانان نسبت به انقلاب اسلامياشراف بيشتري پيدا كردهاند. تأثير انقلاب اسلاميرا در ميان آنها چطور ديديد؟

    آنها به اين انقلاب و مردم خيلي اميدوارند و به چشم مدينه فاضله به سرزمين ما نگاه مي‌كنند. انقلاب اسلامي‌باعث شد آدمهايي كه اين تفكر را داشتند اما در جهان رها بودند، حالا احساس كنند كه مأمني دارند و كساني هستند كه صحبتهايشان را بشنوند و مي‌توانند به آنها پناه ببرند؛ مثل افغانستان، تاجيكستان، بوسني، كوزوو و آلباني، ولي عمدتاً اين احساس در ممالك اسلامي‌وجود دارد و در كشورهاي غير اسلامي‌براي معرفي انقلاب اسلامي‌از پنجره هنر و ادبيات اقدامي‌صورت نگرفته است.

    اين نگاه مثبت و اميدوارانه چگونه شكل گرفته و شناخت آنها نسبت به انقلاب از چه طريق براي مردم جهان اسلام حاصل شده است؟ شما مي‌فرماييد كه در زمينه هنري و پرداخت آن به جهان اسلام حجم خاصي نداريم، پس آيا ماهيت و عنصر خود انقلاب باعث پيشرفت آن شده و آنها آن را شناخته‌اند يا اين شناخت از راه‌هاي ديگري صورت گرفته به نحوي كه مسلمانان به رغم تبليغات شديدي كه عليه انقلاب وجود داشته به آن اميد دارند؟

    اين تبليغات شديد از چه طريق بوده است؟

    از طريق رسانه‌هاي غربي. جواب شما هم همين است، از طريق رسانه‌ها يعني از همان طريقي كه مي‌شود چهره يك ملت و آرمانهايش را تخطئه كرد، از همان طريق هم مي‌توان آن آرمانها را شناساند و ياد داد. آنها عمدتاً از طريق تلويزيون و كانالهاي ماهواره‌اي با انقلاب اسلامي‌آشنا شده‌اند و مسائل آن را پي‌گيري كرده‌اند.

    يعني اساساً قالبي كه انقلاب اسلامي‌را براي مردم دنيا عرضه كرده يك قالب خبري و رسانه‌اي بوده و كمتر در قالب هنري به مردم دنيا عرضه شده.

    همين طور است.

    شما ميفرماييد كه يكي از مشكلات هنرمندان ما درباره كار كردن در مورد بيداري اسلاميكمبود تقاضا از سوي مردم خودمان است. با توجه به اينكه ذائقه همين مردم را هنرمندان شكل ميدهند، فكر ميكنيد اين چرخه كي متوقف ميشود؟

    منظور من كمبود تقاضا از سوي مردم نيست بلكه عدم تقاضا از سوي دولت است به اين معنا كه از هنرمندان بخواهد در اين زمينه‌ها فعاليت كنند. جالب است كه دولت به نان مردم سوبسيد مي‌دهد ولي به فرهنگ آنها نمي‌دهد!

    عمده مردم ديدگاه خود به جهان اسلام را از هنرمندان ميگيرند.

    اين طور نيست. آنها عمدتاً از رسانه‌ها و خبرها تأثير مي‌گيرند؛ از رسانه‌ها، راديو تلويزيونها و مطبوعات داخلي و خارجي.

    حداقل بخشي از نگاه مردم محصول كار هنرمندان، در اين زمينه است، هنرمندان نگاه و تحليل خود را نسبت به مسائل جهان اسلام از كجا ميگيرند؟

    هنرمند تحليلگر و آفريننده است، قرار نيست از جايي ايده بگيرد. وقتي به جبهه انقلاب مي‌آيد و با آن آرمانها هم‌پيمان مي‌شود سعي مي‌كند آن را در قالب هنري كه دارد بريزد تا طرفداران بيشتري را به اين تفكر جذب كند. فقط آن تلنگر اوليه ممكن است توسط خبر، اتفاق يا موضوعي حاصل شود. هنرمند براي اين هنرمند است كه ابداع مي‌كند و با توجه به باورهايش، جهان‌بيني خلق مي‌كند.

    بنابراين آفرينشهاي هنري يك هنرمند تا حدود زيادي محصول ويژگيهاي ذاتي خودش هست و عرضه اين آثار هم تا حدودي محصول مستعد بودن شرايط بيروني است. چنانچه شرايط بيروني براي هنرمندان مهيا شود آيا فكر ميكنيد كه هنرمندان امروز به خصوص نسل دوم و سوم، براي ابداع و خلق آثار هنري در زمينه جهان اسلام از آن ويژگيهاي ذاتي برخوردارند؟

    بي‌ترديد همين طور است و چقدر اين پتانسيل حيرت‌آور است. مسئولان نمي‌توانند باور كنند كه چه انرژي حيرت‌آور و بزرگي بيكار مانده كه قابل استفاده است، نه با جنگ كه با قلم و هنر مي‌شود دنيا را فتح كرد.

    براي خلق آثار هنري علاوه بر احساسات كه ميفرماييد مركز جوشان آن درون خود هنرمند است. يك سري نيازهاي نرمافزاري هم وجود دارد، آنها را بايد از كجا تهيه كرد؟

    اگر كسي علاقه‌مند باشد و در حوزه هنري تلاش كند تا آنجا كه بتواند از دست و بازوي خودش اين نيازها را برآورده مي‌كند. اما اگر نهادهاي دولتي هم امكاناتي در اختيارشان بگذارند آنها استفاده خواهند كرد. يكي از ايراداتي كه سالهاي گذشته هم به آن اشاره شد اين است كه اين امكانات در اختيار كساني كه تواناييهاي شگفتي دارند و در اين سرزمين هم كم نيستند، يا متأسفانه قرار نمي‌گيرد يا توزيع مناسبي ندارد؛ يعني عادلانه نيست. عمدتاً اين امكانات به هنرمنداني تعلق مي‌گيرد كه امتحان خود را پس داده و نشان داده‌اند كه قادر به ايجاد رويداد تازه‌اي در اين مسير نيستند.

    به نظر شما نگاه جهاني هنرمندان نسل اول انقلاب، هنرمنداني كه متولد فضاي جنگ و انقلاب اسلاميهستند ناشي از چيست و اين نگاه جهاني به هنرمندان نسلهاي بعد منتقل شده يا خير؟ هنرمندان نسل اول، آن نگاه جهاني را كه هنرمند را وا ميدارد تا به موضوعاتي فراملي به خصوص ابعاد جهاني انقلاب اسلاميبپردازد از كجا گرفتهاند؟

    اين يكي از آرمانهاي انقلاب بود كه امام بارها از آن حرف مي‌زد. كساني هم به دنبال اين تفكر، جهان را جست‌وجو كردند. پايان گرفتن جنگ هم بسيار در اين زمينه مؤثر بود، چون كساني كه درگير اين حوزه بودند انرژي‌شان آزاد شد و توانستند آن را در حوزه‌هاي ديگري به كار بگيرند، بسياري متوجه ممالكي شدند كه در حال انقلاب يا نبرد با دشمن بودند و تفكر انقلابي و ايراني ما از آنها حمايت مي‌كرد و همين امر باعث تشويق اين هنرمندان مي‌شد. اينها دست به دست هم داد تا اين آرمان‌گرايي را در بيرون مرزهاي جمهوري اسلامي‌نيز دنبال كنند كه البته آن هم كم‌كم فروكش كرده و خيلي جدي نيست. به ياد دارم بعد از اينكه جنگ تمام شده بود روايت فتح كساني را به رفتن به لبنان و افغانستان تشويق مي‌كرد. امكاناتي هم در اختيارشان قرار مي‌داد تا از آنجا محصولات هنري به ارمغان بياورند. در واقع مي‌خواستند به هر شكلي اين دغدغه را حفظ كنند كه قدري هم موفق بودند.

    بخش دوم سؤال اين بود كه اين آرمانها به هنرمندهاي نسلهاي بعدي منتقل شده است؟

    خيلي كم، چون جامعه به لحاظ سياسي متشنج بود، استعداد بعضي از بچه‌ها در حوزه كشمكشهاي سياسي هدر شد و در خدمت برخي احزاب و تفكرات سياسي قرار گرفت.

    عملكرد ديگر هنرمندان جهان اسلام را در زمينه مصاديق بيداري اسلاميبه خصوص مسئله فلسطين، چگونه ارزيابي ميكنيد؟

    در حوزه شعر، كه تخصص اصلي من است، حيرت‌آور بوده، يعني خيلي خوب كار كردند. عربها كه به اين آرمان بسيار متعهد بوده‌اند، كتابهاي زيادي هم منتشر كرده‌اند. اما در حوزه‌هاي ديگر و به خصوص سينما عملكرد كند و غير قابل اعتنا بوده. اگر تشكيلاتي ايجاد شود كه هنرمندان جهان اسلام را دور هم جمع كند، براي بسياري از اين موضوعات مي‌توان چاره‌انديشي كرد.

    لطفاً بفرماييد اين تشكيلاتي كه ميتواند هنرمندان را در زمينه بيداري اسلاميدور هم جمع كند بايد چه مؤلفههايي داشته باشد تا دچار همان آسيبهايي كه خيلي از ساختارها و نهادهاي بوروكراتيك و انقلابي به آن مبتلا شدهاند، نشود؟

    اين سؤال تخصصي است و شايد در تخصص من نباشد و بهتر است كه در حوزه مديريت به آن پاسخ داده شود. اما آنچه مسلم است اين است كه يك سرزمين و دولت بايد پيشگام شود و هسته اوليه اين تشكيلات را بنيان‌گذاري كنند و سپس از بقيه ممالك اسلامي‌بخواهد كه به اين مجموعه بپيوندند. در اين شرايط، ممكن است اين مجموعه به جايي برسد كه از حيث مالي هم بتواند با محصولات توليدي خود هزينه‌ها را تأمين كند و به هيچ حكومتي وابسته نباشد. البته در شروع چنين اتفاقي نمي‌افتد و تا دولتي به اين قضيه وارد نشود طبيعي است كه براي هنرمندان راه‌انداختن چنين تشكيلات وسيعي بسيار دشوار خواهد بود. همين الان كلونيهاي كوچكي اين طرف و آن طرف هست ولي بايد يكپارچه شوند.

    فرموديد يكي از دلايلي كه نگاه آرمانخواهانه و جهاني هنرمندان نسل اول به نسلهاي بعدي منتقل نشده فضاي ملتهب سياسي و يك سري مشكلات اجتماعي بوده است. جز اين مسائل، چه مشكلات ديگري وجود داشته؟ يعني فقط جوّ ملتهب سياسي منجر به عدم انتقال شده، يا مثلاً فقدان چنين نهادي در داخل كشور احساس ميشده يا عدم ارتباط صحيح و تربيتي هنرمندان نسل اول با هنرمندان نسلهاي بعدي عامل اين قضيه است؟

    تا وقتي كه جنگ جريان داشت، چون عيني بود هزينه‌هاي آن به طور مرتب پرداخت مي‌شد. لذا توجه جامعه و حكومت به هنرمندان و توليدات آنها در اين زمينه خيلي جدي و پ‍ُررنگ بود. بعد از پايان جنگ و عدم احساس نياز براي آفرينشهاي فرهنگي و هنري، اينها فراموش شدند، وقتي اين اتفاق افتاد، هنرمندان جديدي كه در حوزه‌هاي مختلف وارد مي‌شدند يا شعرايي كه اولين مجموعه شعرهايشان را منتشر مي‌كردند، جذب فضاهاي ديگري شدند، چون آن زمان زمينه‌اي فراهم نشد تا آنها در اين جهت تربيت شوند، پنجره‌ها هم باز بود. دسترسي با يك آنتن ماهواره به كانالهاي ماهواره‌اي كه اوج همان تهاجم فرهنگي است طبيعتاً جامعه را تحت تأثير قرار مي‌داد. اين سيلاب بخش اعظمي‌از جامعه و هنرمندان را با خودش برد. وقتي كارهاي بچه‌هاي بعد از جنگ، به خصوص دهه هفتاد را نگاه كنيد، به ويژه در حوزه شعر، عمدتاً درگير مسائل جزئي مثل زن و عشق و از اين دست موضوعات است، حتي وارد حوزه‌هاي اجتماعي هم نشدند. بخش ديگري هم در وادي فرم و ظاهر افتادند، بيش از اينكه در فكر اين باشند كه چه مي‌خواهند عرضه كنند يا اينكه چطور مي‌خواهند عرضه كنند! طوفان جريان ساختار و فرم آنها را با خود برد. طبيعتاً الان معدود هنرمندان نسل دومي‌و سومي‌داريم كه خودشان را متعهد به معرفي انقلاب اسلامي‌و آرمانهاي آن از طريق هنر و قلم خود بدانند. من يك مجسمه‌ساز هستم و فكر مي‌كنم مجسمه بسازم تا پول در بياورم، شعري را شاعر مي‌سرايد كه دغدغه روزانه اوست. الان رمان‌نويسي هست كه در جهت آرمانهاي انقلاب اسلامي‌قلم بزند؟ اين موضوعات همچنان با كم‌رنگ شدن در جامعه امروز از چشم هنرمندان هم افتاده‌اند و كمتر مورد توجه آنان قرار گرفته‌اند. شايد بتوان گفت كه چنين جرياني وجود ندارد، چون متكي به چند نفر است. اين طبيعي است و كسي هم نخواسته اين مشكل را حل كند.

    طي چند سال اخير، باقيمانده‌هاي نسل اول به خصوص در زمينه شعر چقدر آفرينش هنري داشته‌اند؟

    آنها بيكار نبوده‌اند، اما به جهت اينكه مورد بي‌مهري قرار گرفته‌اند، عمدتاً گوشه‌گير شده‌اند. خيليها اگر چيزي مي‌آفرينند منتشر نمي‌كنند. اينها دست به دست هم داده تا فضاي شكننده و خيلي ساكتي در اين عرصه براي هنرمنداني فراهم شود كه در دوره‌اي، دهان انقلاب و حنجره مردم بودند. چون براي اين جهان‌بيني و چشم‌اندازي كه به آن معتقدند تقاضايي وجود ندارد، عمدتاً آنها در خودشان فرو رفته‌اند يا به كارهاي ديگري روي آورده‌اند. در چهار پنج سال اخير و شايد تا ده بيست سال آينده خيلي بعيد است كه شاعري در اين انديشه باشد كه مجموعه شعري بيافريند كه منعكس‌كننده اهداف انقلاب باشد.

    مگر نسل اول انقلاب و بعد از جنگ به خاطر مهر و محبت مسئولان و تقاضاي زياد بود كه به خلق آثار هنري ميپرداختند كه با فروكش كردن آن مهر و محبت خلق هنري هم كمتر شد؟

    نه، به خاطر تقاضا اين كار را مي‌كردند. آن موقع همه جامعه درگير بود، براي همين در حوزه هنري هر چيزي كه مي‌آفريدند هم مورد توجه مسئولان بود و هم مردم. امروز، نه مردم خواهان يك مجموعه شعر در حوزه انقلاب اسلامي‌هستند نه مسئولان! فكر مي‌كنيد اين جامعه هفتاد ميليوني مشتاق هستند كه فيلمي‌راجع به انقلاب اسلامي‌ببينند؟! يا ترجيح مي‌دهند مرد عنكبوتي يا آقا و خانم اسميت را ببينند!

    اينكه ذائقة مردم ترجيح ميدهد مرد عنكبوتي ببينند، تا حدودي ميتواند نتيجه و تأثير هنرمندان بر مردم باشد، ذائقة مردم را كي ميسازد؟! به فرض كه مردم اين نياز را احساس نكنند، دليل ميشود كه آثار هنري هنرمندان در زمينة انقلاب اسلاميكاهش پيدا كند؟

    نيچه مي‌گويد كه «شاعر احتياج به كساني دارد كه شعرش را تأييد كنند حتي اگر يك عده گاو باشند كه هيچي نفهمند!» آدم براي مولكول‌هاي هوا كه شعر نمي‌نويسد! مي‌خواهيد در مردم تغيير ايجاد كنيد، رسانه در اختيار ادبيات انقلاب نبوده، اگر قرار است كسي محاكمه شود رسانه است نه هنرمند. سال 62ـ63 در دبيرستان يا سال 64ـ65 در دانشگاه فوتبال خيلي بي‌معنا بود. بعد مسئولان كانال سه را به وجود آوردند كه شبانه‌روز راجع به ورزش، به خصوص فوتبال، براي مردم توضيح مي‌داد. اين موضوع را به موضوع روز تبديل كردند، آن زمان يك كيهان ورزشي و يك دنياي ورزشي بود، الان حدود يك ميليون روزنامه ورزشي چاپ مي‌شود كه تيراژش از روزنامه‌هاي سياسي بيشتر است.

    امروز با گذشت 28 سال از انقلاب اسلامي، دنيا شاهد واقعيتهايي است كه به اعتقاد خيلي از تحليلگران دنيا چه دوست چه دشمن، تغييرات دنيا ناشي از انقلاب ماست نه لزوماً به خاطر كاري كه فرزندان انقلاب كردند، به خاطر ماهيت انقلاب و عطشي كه دنيا نسبت به محتوا و پيام انقلاب اسلامي‌داشت، به هر حال اين فضا و پتانسيل پيش روي هنرمندان انقلاب اسلامي‌است. به نظر شما رسالت هنرمندان امروز انقلاب اسلامي‌به رغم همه مشكلات اجرايي و امكانات و تغيير كردن ذائقة مردم چيست؟

    قبلش اين را بگويم كه واقعاً هنرمندان آرمان‌خواهي كه در اين سرزمين هستند قدرت تغيير ذائقه مردم را دارند ولي امكانات در اختيارشان نيست. زماني بود كه حافظ در شيراز شعر مي‌گفت در سمرقند آن را مي‌خواندند، حالا اگر بخشي از اين رسانه‌ها مثل اينترنت، تلويزيون و... در اختيار هنرمندان انقلاب باشد مي‌توانند ذائقه مردم را تغيير دهند. مردم خودشان دور نشدند، مردم را دور كردند! وقتي كه به جاي شبكه ادبي فرهنگي شبكه ورزشي داشته باشيد ديگر جاي تعجب نيست كه ذائقه مردم تغيير كند. ما مدعي هستيم كه همه هنرمندان از شعرا گرفته تا سفالگران، نقاشان و رمان‌نويسها مي‌توانند ذائقه مردم را تغيير دهند ولي نيازمند امكاناتي هستند كه در اختيارمان قرار داده نشده است.

    به نظر من وظيفه هنرمندان اين است كه به آفرينشهاي فرهنگي هنري ادامه دهند تا زماني كه مثل تيرهايي از تركش بيرون بيايد و مورد استفاده قرار بگيرد، حداقل مي‌توانند انبار كنند، يا براي اندك تقاضايي كه هست آثار بيافرينند كه محل توجه مردم در داخل و هواخواهان انقلاب در خارج باشد. اما اين نسل خيلي مأيوس و دربه‌در است! در دوره‌اي، اهانت كوچك يك روزنامه به حضرت امام (ره) باعث شد انقلاب به وجود بيايد، اما امروز به پيامبر توهين شده و هيچ اتفاقي هم نمي‌افتد! چند شاعر عكس العمل داشتند و چند داستان‌نويس در اين زمينه چيزي نوشتند؟ چند سينماگر، راجع به اين موضوع مستند ساختند؟ كدام نقاش براي مقابله با اين اتفاق تابلويي كشيد؟ در حالي كه همه دارايي ما اعتقاد ماست و آن اعتقاد در شخصيت برترين آفريده‌هاي اين جهان، يعني حضرت محمد (ص)، خلاصه مي‌شود. خيلي دردناك است كه به آرماني‌ترين مسئله زندگي ما اين طور توهين مي‌شود و هيچ كس صدايش در نمي‌آيد! آرمانهاي انقلاب فراموش شده، اعتقادات آدمها له و مصادره شده ولي هيچ اتفاقي نمي‌افتد! اين موضوع مرا خيلي مي‌ترساند. اين موضوع خيلي خطرناك است و بايد براي آن چاره‌اي انديشيد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه