پيشرفته
 

موضوعات :

  • جشنواره عمار

  • کلمات کليدي :


    مطلب بعدي >   1113 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    شروع با تنگه احد!

    حاشیه نگاری‌هایی از اکران فیلم‌های جشنواره در مشهد


    یکشنبه 11 دی 90

    امروز افتتاحیه جشنواره در مشهد بود و کلی کار داشتیم؛ مثل همیشه؛ از دقیقه 90 هم گذشتیم. صبح زود رفتم فرودگاه که سری دوم فیلم‌های ارسالی از دبیرخانه جشنواره را تحویل بگیریم. در این دومرتبه‌ای که با قسمت بار فرودگاه سروکار پیدا کرده‌ام نمی‌دانم به چه دلیل تلفن گویا می‌گفت «با عرض پوزش محموله شما دریافت نشده است» در حالی که خوشبختانه مرسوله ما رسیده بود! خلاصه بسته را گرفتم و راه افتادیم. بارنامه را و ریز قیمت‌های آن را نگاه می‌کردم. خودش سوژه یک مستند است؛ یعنی هزینه‌هایی که از مردم گرفته می‌شود با این مشخصات: سر بزنگاه است، جزئی است ولی اضافه و در تیراژ بالا، انحصاری است و غیر رقابتی.

    رسیدم به سینما قدس. تا آمدن مدیر سینما چرخی در سالن محل برگزاری جشنواره زدم. مدیر سینما که آمد گفت شما واقعاً عصر امروز افتتاحیه دارید؟! شما که هیچ کار نکرده‌اید! و ادامه داد که شما باید چند روز قبل با مسوول فنی ما هماهنگ می‌کردید و اینکه سیستم صوت ما به آپارات وصل است و قابل انتقال به داخل سالن نیست.

    با روحیه‌ای که گرفته بودم گفتم شما فقط پرده سر در سینما را بزنید بقیه کارها را خودمان انجام می‌دهیم.

    رفتم به دفتر. با کمک بچه‌ها وسایل مورد نیاز را جمع و جور کردیم. از سیستم صوت گرفته تا دستگاه دیتا و سیم سیار و میز و صندلی و ... .

    سه نفر از بچه‌ها با وانت وسایل را بردند به سینما. ساعت 12 ظهر بود و 3 عصر شروع برنامه.

    ساعت از 2 گذشته بود که به سمت سینما حرکت کردم. در بین راه خانمی زنگ زد و با لحنی تحکم‌آمیز گفت: این چه جور برنامه‌ریزی است؟ شما باید «مهار نشده» را روز اول جشنواره پخش کنید؟! گفتم به نظر شما کی باید پخش کنیم؟ گفت: «ما جمعی هستیم که می‌خواستیم این مستند را ببینیم ولی نمی‌توانیم امروز بیاییم سینما. چون ما یکشنبه اول ماه روضه داریم.»

    خلاصه بچه‌ها خیلی زحمت کشیدند و همه چیز مرتب شد. برنامه ساعت 15:15 با تلاوت قرآن و پخش سرود «خمینی ای امام» و «برخیزید ای شهیدان خدایی» و قرائت پیام امام به هنرمندان آغاز شد. محمد ملتجی از قدیمی‌های تئاتر و هنر انقلاب چند دقیقه‌ای به عنوان سخنران افتتاحیه صحبت کرد و رسیدیم به اکران اولین مستند: «مهار نشده.»

    با پایان اولین روز برنامه ساعت 9 شب تازه به فکر نهار بچه‌ها افتادیم و از نهار مهمتر برنامه‌ریزی و اطلاع‌رسانی اکران‌های فردا.

     

    دوشنبه 12 دی 90

    دیگر از آن استرس اولیه و تراکم کاری روز اول خبری نبود. مانند روز گذشته از ابتدای شروع برنامه جمعیت خوبی به سالن آمده بود و با «تنگه احد» و« نماز جمعه تاریخی» شروع کردیم. برنامه اکران‌ها را طوری می‌چیدیم که زمان نماز برنامه‌ای نباشد. سینما نمازخانه کوچکی با ظرفیت 10-12 نفر داشت. داخل سالن ایستاده بودم دیدم در نمازخانه نماز جماعت خودجوش(!) برپاست و عده‌ای هم بیرون منتظر. مدیر سینما آمد برود نماز بخواند که با ترافیک نمازگزاران مواجه شد. گفت کاش می‌گفتید موکت می‌انداختیم و همین جا داخل سالن نماز جماعت راه می‌انداختیم. عکس امام در جماران را که در سالن زده بودیم نگاه کرد و گفت چه عکس قشنگی است، تا حالا جایی منتشر شده بود؟

    سه شنبه 13 دی 90

    فیلمهای امروز بیشتر زبان اصلی و به صورت زیر نویس بود. گیلکی و انگلیسی و عربی و فرانسه و تونسی و ترکی. فکر می‌کردیم «کریم» که در خصوص وضع تونس قبل و بعد انقلاب این کشور است به خاطر کیفیت پایین صدا و طولانی بودن کسل کننده باشد که تا حدودی هم بود ولی تشویق و دست زدن حاضران پس از پخش فیلم نشان داد که در سینمای متعهد اجتماعی محتوا حرف اول را می‌زند. خندیدن‌های بلند تماشاگران به حرفهای زیر نویس «مشتی اسماعیل» نیز قابل توجه بود.

    جشنواره عمار مشهد اختتامیه نداشت؛ با این توجیه که اکران‌های محفلی، تشکلی، مسجدی و حتی صنفی که از روز اول جشنواره آغاز شده بود ادامه پیدا کند. و مهمتر اینکه کار هنری بچه حزب‌اللهی‌ها و آثاری از این دست را همه و همیشه ببینند.

    از اکران‌های محفلی گفتم. تا زمان نوشتن این گزارش در این مکان‌ها اکران داشته‌ایم:

    منزل سردار شهید نظرنژاد (بابا نظر)، جامعه المصطفی، دانشکده تربیت مدرس قرآن، حوزه علمیه امام علی، حوزه علمیه آیت‌الله صدوقی، مسجد موسی بن جعفر راه‌آهن، مسجد الزهرا و مسجد حضرت ابوالفضل قرقی، مسجد الرضا طبرسی، مسجد امام صادق قاسم آباد، مسجد حضرت رقیه زیباشهر، مجتمع آموزشی کوثر و چایخانه آذری.

    داستان اطلاع‌رسانی رسانه‌ها از ملی و غیر ملی و محلی گرفته تا ادارات و سازمانهای فرهنگی هم ماجراهایی داردکه این زمان بگذار تا وقت دگر.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه