پيشرفته
 

موضوعات :

  • جهان اسلام و بیداری اسلامی

  • کلمات کليدي :


    مرتضی کیانی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1316 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    کشور بيست ساله

     مروری بر تاریخچه  و بیوگرافی فرهنگی و اقتصادی جمهوری آذربایجان

    مرتضی كيانی


    جمهوری آذربایجان كه در 43 تا 50 درجة طول جغرافیایی و 38 تا 42 درجة عرض جغرافیایی قرار گرفته، کشوری نیمه‌کوهستانی است با مساحتی در حدود 86600 کیلومتر مربع که بزرگ‌ترین جمهوری در بین سه جمهوری ماورای قفقاز شوروی (سابق) به‌شمار مي‌آيد. این جمهوری از شمال به فدراسیون روسیه، از شرق به دریای خزر، از غرب و شمال غربی به ارمنستان و گرجستان، از جنوب به جمهوری اسلامی ایران و از جنوب غربی (در قلمرو جمهوری خود‌مختار نخجوان) به ترکیه محدود می‌شود. پایتخت این جمهوری، شهر بندری باکو (بادکوبه) در ساحل دریای خزر است و از شهرهای مهم آن می‌توان به گنجه، شکی، شماخی، نخجوان و شوشا اشاره کرد.

    دربارة نام‌های قدیم سرزمین آذربایجان اختلاف‌نظرهاي فراوانی وجود دارد، ولی در بیشتر تحقیقات تاریخی به سه نام آتروپاتنا (آتروپاتگان)، آلبانیا و اران اشاره شده است. آتروپاتنا یا آتروپاتگان نام قدیم سرزمین آذربایجان است‌كه از نام سردار هخامنشی، آذرباد، که بر این سرزمین حکومت داشت گرفته شده است. آذرباد را یونانیان، آتروپات و سرزمین منسوب به وی را آتروپاتنا مي‌ناميدند. در زبان پهلوی اين سرزمين آذربادگان ناميده مي‌شد كه پس از ورود اسلام به آذربایجان تغيير يافت.1 همچنین گفته شده که آتروپات نام یکی از سرداران اسکندر مقدونی بوده است. نويسندگان دورة باستان مانند استرابون، جغرافیدان معروف، از این ناحیه به آلبانیا و آلبان، ارمنی‌ها به آغوانک و ایرانیان به اران نیز یاد کرده‌اند.  سرزمینی که امروز جمهوری آذربایجان نام دارد بر اثر جنگ‌های ایران و روسیة تزاری و براساس معاهدات گلستان (1813م/1192) و ترکمنچای (1828م/1207) از ایران جدا شد و به خاک روسیه منضم گرديد. نام اصلی این سرزمین تا پيش از انقلاب اکتبر 1917 روسیه، آران یا آلبانیای قفقاز بوده است. آذربایجان (نام سرزمین‌های جنوب رود ارس) در سال 1918م(1297) در شرایط خلأ قدرتی که در روسیه پس از روی کار آمدن بلشویک‌ها در پی انقلاب اکتبر به وجود آمده بود، از سوی حزب مساوات باکو که از حمایت‌های پان‌ترکیست‌ای ترکیه برخوردار بودند به آن تغییر داده شد.2 این جمهوری دو سال بیشتر دوام نیاورد و در سال 1920م(1299) با ورود ارتش سرخ شوروی به باکو به امپراتوری شوروی ضمیمه گردید تا اینکه در سال 1991م(1370) همراه با دیگر جمهوری‌های اتحاد شوروی و در پی فروپاشی این کشور اعلام استقلال کرد و به عضویت رسمی سازمان ملل متحد درآمد.

    ساختار جمعیتی

    جمهوری آذربایجان در بین سه جمهوری قفقاز جنوبی بیشترین جمعیت را دارد. براساس آخرین سرشماری در سال 1999م(1378) این کشور جمعیتی در حدود هشت میلیون نفر دارد؛ اگر‌چه بعضي از کارشناسان دربارة آن تردید دارند. بر‌اساس پیش‌بینی‌ها، این جمعیت ظرف 33 سال آینده دو برابر خواهد شد.

    موقعیت جغرافیایی جمهوری آذربایجان سبب سکونت اقوام متعددی در این جمهوری شده است. بیشترین جمعیت مربوط به آذربایجانی‌هاست با 6/82 درصد؛ حدود 17 درصد باقي‌مانده نيز به اقوام و ملل غیر آذری آذربايجان تعلق دارد.که حدود هشتاد گروه قومی را شامل می‌شوند. از این میان 6/5 درصد را روس‌ها، 4/2 درصد را لزگی‌ها، و 6/5 درصد را ارامنه تشکیل می‌دهند. افزون بر‌این، تات‌ها، تالش‌ها، کردها، آوارها، اودین‌ها، تاتارها و یهودیها نیز در این جمهوری زندگی می‌کنند

    وضعیت اقتصادی

    جمهوری آذربایجان به علت دارا بودن موقعیت جغرافیایی و طبیعی مناسب و برخورداری از ذخایر معدنی سرشار، از موقعیت مناسبی برای توسعة اقتصادی برخوردار است. امروزه اقتصاد آذربایجان در وضعیت دوران گذار از اقتصاد متمرکز دولتی به اقتصاد بازار آزاد قرار دارد. در دوران سلطة اتحاد شوروی، آذربایجان تأمین‌کنندة بزرگ نفت برای کشور شوراها بود؛ زيرا بین 80 تا 90 درصد نفت تولیدی شوروی در آذربایجان تولید می‌شد.4 این مسئله باعث شده است امروز نيز اقتصاد این کشور بیشتر به درآمدهای حاصل از فروش نفت وابسته باشد. با ‌این‌همه سهم بخش خصوصی در اقتصاد این کشور در حال افزایش است، به‌گونه‌اي‌که طی یک دهة اخیر، این کشور از رشد اقتصادی درخور توجهی برخوردار بوده است. براساس آمارهای صندوق بین‌المللی پول، كشور آذربايجان در سال 2009م 3/9 درصد رشد اقتصادی داشته که در نوع خود، در مقایسه با کشورهای همسایه، کم‌نظیر بوده است.5 براساس گفتة وزیر توسعه اقتصادی آذربایجان، از سال 1993م(1372) حدود 7/61 میلیارد دلار در اقتصاد آذربایجان سرمایه‌گذاری شده که از این میزان 9/36 میلیارد دلار سهم سرمایه‌گذاری خارجی و 8/24 میلیارد دلار سهم سرمایه‌گذاری داخلی بوده است.6 با وجود این در فرایند دگردیسی اقتصادی آذربایجان از اقتصاد سوسیالیستی به سرمایه‌داری، موانع و مشکلات متعددی وجود دارد كه ازجملة این موانع می‌توان به درگیری این کشور با ارمنستان بر سر مسئلة قره‌باغ اشاره کرد. این مسئله باعث شده که حدود 20 درصد اراضی جمهوری آذربایجان در اشغال ارامنه باشد. در دورة پيش از جنگ، حدود 29 درصد جمعیت آذربایجان در این مناطق زندگی می‌کردند و 11 درصد محصولات صنعتی و 40 درصد محصولات کشاورزی جمهوری در این منطقه تولید می‌شد.7 اما درحال‌حاضر فقدان این ظرفیت هزینه‌های زیادی را بر دولت این کشور تحمیل کرده و توسعة اقتصادی در این جمهوری را با موانع و مشکلات زیادی روبه‌رو نموده است. تا پیش از فروپاشی شوروی، ساختار تولیدی جمهوری‌های شوروی در یک رابطة هم‌تکمیلی با یکدیگر قرار داشتند، ولی پس از فروپاشی، ارتباطات بین مؤسسات تولیدی جمهوری آذربایجان با سایر جمهوری‌ها از بین رفته یا در حال نابودی است، این مسئله در كنار تخصصی شدن تولید و تک‌محصولی بودن جمهوری‌های بازمانده از شوروی و به‌ويژه جمهوری آذربایجان، سبب شده است ساختارهای تولیدی در اين كشور به‌طور کلی قوام نیابند.

    دین و دولت در جمهوری آذربایجان

    در‌حال‌حاضر ۷۵ تا ۸۰ درصد از مسلمانان جمهوری آذربایجان، و ۷۰ تا ۷۵ درصد از کل جمعیت اين کشور شیعه هستند (آمارهای بالاتر از این هم نقل شده است). تشیع در سرزمین ‌آذربایجان هم‌زمان با حكومت صفویه گسترش یافت و مذهب اغلب آن مردم گرديد. هم‌اکنون جمهوری آذربایجان دومین کشور شیعة جهان به‌شمار مي‌آيد. شیعیان با اختصاص بالاترین سهم از جمعیت به خود و نیز داشتن اکثریت در قوم غالب (آذری‌ها) از نظر توانمندی جمعیتی بالاترین مزیت را در آذربایجان دارند و متأثر از آن، حاکمیت و دولت نیز به‌طور کامل در دست آذری‌های شیعه‌مذهب است.بنابراين شرایط به مراتب بهتری از عراق و لبنان و وضعیتی مشابه جمهوری اسلامی ایران دارد،و در بین کشورهای شیعه از اهميت بسزايي برخوردار است. حاکمیت در آذربایجان به شکل ریاستی است و اختیارات اصلی در دست رئیس‌جمهوري قرار دارد و رؤسای قوای دیگر نیز از نظر قومی و مذهبی شیعیان آذری هستند. افزون بر اینها سایر اهرم‌های قدرت مانند نمایندگان مجلس، شهرداران، نظامیان بلندپایه و رسانه‌های گروهی نیز به شکلی تقریباً یکدست در دست شیعیان است.8 اما براساس قانون اساسی 1995م(1374) آذربايجان، دولت اين كشور مبتني بر سكولاريزم است. مادة 18 اين قانون هم بر جدايي دين از دولت و برابري معتقدان به اديان گوناگون در برابر قانون تأكيد مي‌كند. با وجود اينكه اين اصل بنيان روابط ميان دين و دولت به‌شمار مي‌آيد، دولت به مسائل مربوط به دين و مطالبات ديني شهروندان توجه مي‌كند و از طريق نهادي مسئول به رفع آنها اقدام مي‌نمايد.

     در آذربايجان، كه مسكن و مأمن گروه‌هاي قومي گوناگون و منسوبان به عقايد و زبان‌هاي متفاوت است، آزادی عقيدة ديني اهميت مضاعفي دارد. با ‌وجود این دولت آذربایجان از زمان استقلال، با ایجاد نهادهایی همچون «کمیتة دولتی تشکل‌های دینی» درصدد برآمده است کنترل‌های دولتی بر نهادهای مذهبی را افزايش دهد و از این طریق فعالیت‌های این تشکل‌ها را زیر نظر خود بگیرد. تشکیل این گونه نهادها، که خود وامدار دوران حاکمیت کمونیسم هستند، به دو دلیل صورت مي‌گرفت: از یک‌سو مهار گرایش‌هاي دینی و کنترل قدرت اسلام‌گرایان را عملی می‌ساخت و از سوی دیگر به سبب توجه به مسائل دینی مردم، وجهة مناسبی کسب می‌کرد. از‌آنجا‌که بيشتر نخبگان حاکم در آذربایجان و سایر جمهوری‌های بازمانده از فروپاشی شوروی، تربیت‌یافتة نظام کمونیستی شوروی هستند، به‌رغم در پیش گرفتن مشی غرب‌گرایی و حمایت از آزادی‌های مذهبی، که در قوانین اساسی این جمهوری‌ها منعکس شده است، نگاهشان به تشکل‌ها و گروه‌های مذهبی متأثر از دوران سیاه حاکمیت کمونیستی است.

    نكتة شايان ذكر آن است كه هفتاد سال حاکمیت کمونیستی و پیش از آن سلطة تزارها بر جمهوری آذربایجان و جدا ماندن مردم این سرزمین از جهان اسلام و همچنین تخریب نهادهای دینی در این کشور، به شکل‌گیری برداشت‌های متفاوتی از اسلام در این کشور و در نزد مردم و نخبگان آن منجر شده است که با وضعيت سایر کشورهای اسلامی طرف مقايسه نیست.

    خط و زبان در جمهوری آذربایجان

    زبان آذربایجانی، زبان اصلی بومیان آذربایجان است. این زبان به گروه زبانی ترکی‌ ـ‌ آلتایی تعلق دارد. در سال 1989م(1368) از میان آذربایجانی‌های ساکن اتحاد شوروی، 97 درصد، آذربایجانی را زبان مادری خود اعلام کرده‌اند. زبان آذری لهجه‌های گوناگونی دارد که این لهجه‌ها به گروه‌های زیر تقسیم می‌شود: گروه شرقی (قبا، دربند، باکو، شماخی و مغان)، گروه غربی (قازاخ، قره‌باغ، گنجه، آیرولی)، گروه شمالی (شکی، زاقاتالا، قاخ) و گروه جنوبی (نخجوان، اردوبار، تبریز، و محاوره‌ای ایروان).9

    آغاز پیدایش زبان آذربایجانی به اوایل قرن يازدهم میلادی باز‌‌می‌گردد و ادبیات این زبان در اواسط قرن نوزدهم و بر مبنای لهجه‌های باکو و شماخی شکل گرفته است. تا سال 1929م(1308)، زبان آذربایجانی با خط فارسی نوشته می‌شد، اما از این تاریخ به بعد، الفبای لاتین جانشین خط فارسی شد و تا سال 1939م(1318) ادامه داشت تا اینکه در این سال خط سیریلیک یا روسی به جاي خط لاتین قرار گرفت. این مسئله تا زمان فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان تداوم داشت، اما از سال 1991م(1370) در کنار خط روسی (سیریلیک)، الفبای لاتین با الهام از زبان ترکی (استانبولی) به کار گرفته شده و هم‌اکنون نيز در حال جایگزینی با الفبای سیریلیک است. افزون‌بر زبان آذربایجانی، اقلیت‌هایی از مردم این کشور به زبان‌های لزگی، که عمدتاً در نواحی داغستان روسیه رایج است، و زبان تاتی، که به گروه زبان‌های ایرانی تعلق دارد، و زبان آواری؛ که بزرگ‌ترین گروه قومی در داغستان است، تکلم می‌کنند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه