پيشرفته
 

موضوعات :

  • لبنان

  • کلمات کليدي :


    ابوالفضل حاجی جیدری

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • در انتظارحـادثه بعدي

  • مطلب بعدي >   1242 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    تولد در قلب مصیبت و فاجعه

     

    مروري بر همراهي  فعالان اجتماعي و هنرمندان چپ با حزب‌الله لبنان

         رنا حايك/ ترجمه: ابوالفضل حاجي‌حيدري

     

    گروه «صامدون» در قلب مصيبت و فاجعه متولد شد و نه در ميان سرمايه‌گذاري‌هاي آن‌چناني. اين گروه را انرژي دوستي و انسانيت پايه‌گذاري كرد نه دستور و فرمان فلان مدير به فلان زيردست. فعاليت و صدق خود را به نسل جوان لبناني اثبات كرد و اين مطلب را به اثبات رسانيد كه قادر به مواجهه با بحران‌هاست؛ نه اين كه صرفاً توانايي صرف برگزاري جشن‌ها و مراسمات تشريفاتي را داشته باشد.

    دوازدهمين روز از تموز، ميدان شهدا شاهد اعتراضات مردم لبنان به وقايع غزه بود كه ناگهان شعارهاي مردم با صداي موشك‌هايي كه منطقه ضاحيه و فرودگاه بيروت را نشانه رفته بودند درآميخت. هفتاد نفر كه بعضي از آنها وابسته به گروه‌ها و مجموعه‌هاي فلسطيني و لبناني بودند و بعضي ديگر افراد فعال، بعد از تجاوز خونين چند ساعته، تصميم گرفتند كه مكانيسم كار را تغيير داده و بعد سياسي تحصن براي غزه را به كار انساني ميداني براي سامان دادن امور افرادي كه از جنوب و ضاحيه به بيروت مهاجرت مي‌كنند، تبديل كنند.

    تحصن‌كنندگان به باشگاه «ديدار» منتقل شده و مركز «أتاك» و «جمعيت چپ براي تغيير» را به اتاق عمليات مبدل كردند. تعداد 15 نفر از فعالان از تاريخ 14 تموز اقدام به تنظيم پرونده خانواده‌هاي مهاجر و مدارسي كه آمادگي استقبال از آنان را داشتند، كردند. از سوي ديگر فعالان به آشنايان و دوستان خود براي جمع کردن كمك‌هاي مالي و جنسي مراجعه و از اين طريق باب كمك‌ها را باز كردند. آنان همچنين با گروه‌هاي ديگر جهت انضمام تلاش‌ها تماس گرفتند و ديري نپائيد كه فعالان ديگري نيز در «زيكوهاوس» به آنها پيوستند. جمعيت در زيكو متراكم بود. بعضي از آنها كار را شروع كرده بودند و بعضي دیگر تازه به «مركز امداد- (صنايع)» كه بعدها به «مقاومان» تغيير نام داد، پيوسته بودند. جمعيت لبناني محافظت از دموكراسي انتخابات، جنبش اجتماعي، باشگاه فرهنگي فلسطينيان، جمعيت نسل‌ها، خط سبز، جمعيت حلم، جمعيت بيروت دي‌سي و بسياري ديگر در اين كار شركت داشتند.

    كارها به صورت خودجوش تقسيم شد. اعضا در امتحان نظم‌مداري و تقيد به كار روشمند و دوری از هرج و مرج، سربلند بيرون آمدند؛ كميته‌ها را تشكيل دادند و هر كميته سراغ وظيفه خود رفت: كميته پزشكي متكفل بررسي بهداشت محيط و فراهم كردن لوازم پزشكي و بهداشتي شد؛ كميته تبليغات در كنار انتشار بيانيه و نشريه‌ها و نيز تماس با رسانه‌هاي گروهي، اقدام به راه‌اندازي پايگاه اينترنتي كرد؛ كميته اطلاعات؛ كميته محاسبه و جمع كمك‌ها؛ و كميته اجناس كه عهده‌دار دريافت كمك‌هاي جنسي و تحويل آن به مهاجران بود. و هر يك از گروه‌هاي كاري به صورت تخصصي در يكي از زمينه‌هاي حياتي وارد كار شد؛ يكي از گروه‌ها مسئول آماده كردن غذاي گرم براي حدود 12 هزار شخصي بود كه در 33 مدرسه پناه داده شده بودند و اين كار به واسطه موافقت صاحب يكي از رستوران‌ها با استفاده از آشپزخانه‌اش صورت گرفت. از سوي ديگر گروه پيگيري اموراجتماعي سعي در كنترل مصائب مهاجران و خصوصاً اطفال آنها داشت. این افراد كه تعداد آنها به 450 نفر مي‌رسيد در طول جنگ از ساعت 8 صبح كار خود را شروع مي‌كردند و در بعضي موارد تا نيمه‌هاي شب مشغول بودند. آنها هر روز جلسه تشكيل مي‌دادند و برنامه‌ها و نتايج كار را بررسي مي‌كردند.

    اما در مورد سرّ پيروزي، باسم شيث، عضو كميته هماهنگي مي‌گويد: «صامدون از گروه‌هايي است كه توانايي خود بر انجام نقش فعال در سطح سياسي و انساني را بدون اين كه به انجمن خاص و يا دكاني تبديل شود، به اثبات رسانده است». اين گروه كه به دست مجموعه‌هاي سياسي پا گرفت، ديري نپائيد كه به وسيله حضور افراد خيّري كه اكثرشان را مهاجران فعال در زمينه كار مدني تشكيل مي‌دادند، ثبات يافت. با وجود اين كه مواضع مجموعه‌هايي كه «صامدون» را تشكيل دادند، مختلف بود، اما اين گروه توانست افراد نیکوکار را با داشتن رويكردهاي مختلف سياسي، سامان دهد. 

    داستان‌هاي مهاجرت

    «احمدسيد» يكي از فعالان گروه، امور روزانه خود را كه مهاجران در آن سهيم بودند به رشته تحرير در مي‌آورد. کودكان به محض رسيدن خبر ويران شدن منازل‌شان گريه مي‌كردند، اما در كارگاه‌هاي نقاشي و تئاتر این انديشه «خانه‌اي كه ويران مي‌شود، دوباره ساخته مي‌شود» را به بچه‌ها تلقين مي‌كردند و به آنان اين فرصت را مي‌دادند كه خانه‌هايشان را آن‌گونه كه دوست دارند ترسيم كنند؛ خانه‌هايي مزين به انواع رنگ‌ها و احاطه‌شده به وسيله باغ‌هاي زيبا.

    نقش تبليغات

    از آن‌جايي كه جنگ تموز، يک جنگ فوق‌العاده تبليغاتي بود، «صامدون» علي‌رغم كثرت كارها، به ضرورت بيان مواضع سياسي، ثبت و ضبط وقايع جنگ و امور روزانه آن و نيز اعلام فعاليت‌هاي گروه توجه داشتند. از اين رو اقدام به راه‌اندازي پايگاه اينترنتي، ايجاد گروه خبري با همكاري «تلويزيون الجديد» و نيز انتشار گاه‌نامه‌اي با مطالب مختصر كردند. «علي زراقط»، مسئول گاه‌نامه توضيح مي‌دهد كه هدف از اين كار، «از سويي ايجاد يك زمينه مشترك براي اعضاي گروه كه متعلق به گروه‌هاي سياسي مختلفي بودند و بنيان‌گذاري يك ادبيات مشترك براي آنان و از سوي ديگر هويت دادن به شخص مهاجر بود؛ تا او خود را صرف يك عدد و رقم در آمار آوارگان جنگ احساس نكند». پايگاه اينترنتي نقشي اساسي در برقراري ارتباط با رسانه‌هاي گروهي و نيز افكار عمومي داشت؛ خصوصاً اين كه در اين پايگاه در كنار زبان عربي، زبان انگليسي نيز گنجانده شده بود. بيان حقايق جنگ و مهاجرت و نيز اعلام گزارش‌ها و آمارهايي كه گروه در مورد خسارت‌هاي مادي و انساني فراهم كرده بود از اهم وظايف اين پايگاه بود. اما گاه‌نامه را كاريكاتورهاي ناجي العلي و قصيده‌هاي محمود درويش و محمد ماغوط و محمدعلي شمس‌الدين پر بارتر مي‌كرد. اين نشريه كه سخن مهاجران را نيز پوشش مي‌داد در شماره پنجم خود منتشره در 31 تموز، به مناسبت تكرار فاجعه قانا، درست بعد از ده سال از فاجعه اول، از ديگر شماره‌هاي خود متمايز بود.

    بعد از جنگ

    جنگ پايان يافت. همگي نفس عميقي كشيدند و آرامش جاي صداي موشك‌ها را گرفت؛ هر چند مصائب و سختي بيش از قبل رخ مي‌نمود. فعالان دريافتند كه كار پايان نپذيرفته و مرحله پيش‌رو، سخت‌تر خواهد بود. مهاجران به مناطق خود بازگشتند و اين بار، «صامدون» مهمان آنها شدند و مقرّ خود را در صور، صريفا، عيتاشعب و تبنين متمركز كردند؛ مراكزي كه روستاهاي مجاور را نيز پوشش مي‌داد. اين مراكز اقدام به تهيه كمك‌ها بعد از جمع‌آوري نيازهاي حدود 25 روستا كرد و فعالان گروه در كنار برنامه‌هاي خاص خود، اقدام به ايفاي نقش واسطه بين جمعيت‌هايي كه قصد كمك به جنوب را داشتند و افراد هدف كردند كه حدود 20 هزار نفر را شامل مي‌شد. بعضي از اين كمك‌ها از مانده‌هاي كمك‌هاي جنگ و بعضي ديگر از مؤسسات ديگر مثل كميسارياي عالي پناهندگان و سازمان جهاني غذا بود. اما در مورد برنامه‌ها و پروژه‌هاي كوچك، خود گروه «مقاومان» اقدام به سرمايه‌گذاري از طريق مبالغ كم كرد كه در بيشترين آنها به 2 هزار دلار به هر روستا مي‌رسيد.

    گروه «صامدون» در قلب مصيبت و فاجعه متولد شد و البته نه در ميان سرمايه‌گذاري‌هاي آن‌چناني. اين گروه را انرژي دوستي و انسانيت پايه‌گذاري كرد نه دستور و فرمان فلان مدير به فلان زيردست. فعاليت و صدق خود را به نسل جوان لبناني اثبات كرد و با ايفاي نقش خود، اين مطلب را به اثبات رساند كه قادر به مواجهه با بحران‌هاست؛ نه اين كه صرفاً توانايي برگزاري جشن‌ها و مراسمات تشريفاتي را داشته باشد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه