پيشرفته
 

موضوعات :

  • بیداری اسلامی

  • کلمات کليدي :


    محمد ولوی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • زمینی با قاعدة بازی خودی

  • فیس بوک را اشغال کنید

  • دشمن سازمان یافته و دوستـان منفعـل

  • از گرسنگی بمیرد... هر کس که در «حز ب ملی» نیست

  • راه های مجازی به سمت حقیقت

  • انتخابات داغ در کرانه شرجي مديترانه

  • مطلب بعدي >   1487 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    شعله به شعله روبه‌رو

       بیداری اسلامی ، شبکه‌های اجتماعی و انقلابهای عربی

     محمد ولوی

    الف) انقلاب‌های عربی و شبکه‌های اجتماعی

    هفدهم دسامبر 2010، طارق طیب محمد بن بوعزیزی فارغ التحصیل دانشگاه که به خاطر بیکاری به میوه فروشی سیار روی آورده بود، پس از آنکه گاری دستی اش به بهانه نداشتن پروانه کار توسط پلیس مصادره شد، در اعتراض خود را در مقابل ساختمان شهرداری به آتش کشید و در بیمارستان جان باخت. اقدام بوعزیزی که میتوانست یک خبر معمولی مثل هزاران خبر صفحات حوادث رسانه سنتی چون روزنامه باشد و نهایتا تاثر خوانندگان را برانگیزد ، بواسطه ظهور رسانه‌های نوین آغازگر انقلابی در کشورهای عربی شد که دومینو وار در حال پایان دادن به حکومت دیکتاتورهای عرب است و حتی الهام بخش جنبش‌های اعتراضی در کشورهای وابسته به اردوگاه سرمایه داری گردیده است

    خبر خودسوزی بوعزیزی که  به سرعت در بین اهالی سیدی بوزید تونس  پخش می‌شود ، اعتراضات گسترده مردم را به همراه دارد. هرچند مطالبه این اعتراضات در روزهای نخست آن، حل مشکل بیکاری و وضعیت معیشتی بود، اما مواجهه با سرکوب شدید و انتشار صحنه‌های ضبط شده بوسیله موبایل در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی نقش محوری را در اطلاع رسانی از این حادثه برای بخش‌های مختلف مردم تونس و پیوستن آنها به موج اعتراضات خیابانی ایفا کرد.

    مردم تونس به دو زبان عربی و فرانسه سخن می‌گویند و از سطح سواد بالا و بیشترین ضریب نفوذ اینترنت در بین کشورهای عربی برخوردار هستند. همین عامل باعث دسترسی و بهره مندی حداکثری این مردم از رسانه‌های نوینی چون توییتر و فیسبوک شد. از لحظه آغاز اعتراضات ، برچسب #sidibouzid در شبکه‌های اجتماعی لحظه به لحظه صحنه‌های خودسوزی و سرکوب خونین معترضان را در استان سیدی بوزید به سایت‌های اینترنتی کشاند تا علاوه بر مردم سایر شهرهای تونس، مردم جهان را نیز  متوجه این اتفاقات کند.

    شهید خالد سعید

    حدود یکسال قبل از خودسوزی بوعزیزی یک نیروی پلیس در مصر به موجب قانون حالت فوق العاده ، جوانی به اسم خالد سعید را که به ویدئویی از نقش این پلیس در تجارت مواد مخدر دست یافته بود ؛ به شکل اسفناکی به شهادت رساند.

    پس از قتل وی و انتشار خبر آن صفحه " كلنا خالد سعيد « به آدرس http://www.facebook.com/#!/ElShaheeed در فیس بوک ایجاد شد.

    در حالی که نزدیک به یک سال کامل از وقوع آن واقعه گذشت ؛ واقعه خودسوزی بوعزیزی که منجر به سرنگونی رژیم تونس شد به وقوع پیوست.

    پیروزی انقلاب تونس ؛ به نوعی حسادت مصری‌ها ، که خود را الهام بخش فکری جهان عرب می‌دانند و اینبار می‌دیدند همسایه کوچک و حاشیه ای آنها بر دیکتاتوری فائق آمده و آنها هنوز در سایه دیکتاتوری سی ساله حسنی مبارک به سر می‌برند ، برای قیام برانگیخت.

    وائل غنیم ، مدیر صفحه خالد سعید ؛ از فرصت بوجود آمده استفاده کرد و یک event  را به عنوان “روز 25 ژانویه ، روز انقلاب بر ضد فقر و فساد و بیکاری مصر  در فیس بوک ثبت کرد. لازم به ذکر است که این روز روز ملی پلیس در مصر نیز می‌باشد.

    دلایل مهم انقلاب که در این صفحه اعلام شده بود از قرار زیر  بود :

    قانون حالت فوق العاده و مهمترین قربانیان آن از جمله خالد محمد سعید و جوانی به اسم سید بلال

    خشونت روزانه پلیس با مردم مصر

    رفتارخشونت امیز پلیس مصر با مردم  در طول حکومت مبارک یک صحنه عادی برای شهروندان مصری بود

    بیش از سی و دو سال حکومت حسنی مبارک

    فساد ؛ بیکاری ، وضعیت وخیم اقتصادی ؛ اجتماعی و سیاسی

    افزایش تصاعدی جمعیت و نرخ فقر.

    حمایت از تلاشهای گروههایی نظیراخوان المسلمین

    صدور گاز به اسرائیل

    تقلب در انتخابات مجلس و پیروزی حزب دموکراسی ملی با 95% آرا !

    انفجار مشکوک کلیسای القدیسین اسکندریه درست در هنگام شب اول سال میلادی 2011 و وارد کردن تهمت به مسلمانان در وقوع این انفجار که هدف از آن ایجاد فتنه بین مسلمانان و مسیحیان بود.

    به این واسطه مصریهای بیشماری با عطش  نابودی مبارک و از میان برداشتن ظلم‌ها و تبعیضات سی ساله در 25 ژانویه در میدان التحریر تجمع کردند. جمعیت زیادی در میدان حضور یافتند که برخورد شدید پلیس را به همراه داشت و این امر باعث شد که دامنه این اعتراضات با حرارت بیشتری به روزهای بعد نیز کشیده شود.

    بدین ترتیب جرقه انقلاب در فیس بوک خورد و روز اول انقلاب با نام  روز خشم ملت مصر آغاز گشت.

    از آن روز به بعد ، صفحه خالد سعید در فیسبوک به رسانه جوانان انقلاب بدل گشت و محتویات این صفحه بود که تا حد زیادی مشخص می‌نمود انقلابیون چه عکس العملی را باید در مقابل بیانیه‌های دولت و مبارک اعلام کنند.

     و انقلاب تا روز هجدهم یعنی 11 فوریه (جمعه رهایی) ادامه پیدا کرد. در ساعت 6 بعدازظهر و پس از پایان نماز مغرب ؛ عمر سلیمان در صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد که حسنی مبارک از منصب خود کناره گیری کرده است و اداره امور کشور را به شورای عالی نیروهای مسلح مصر سپرده است.

    با پیروزی انقلاب در مصر ، شعله‌های انقلاب به دیگر کشورهای عربی کشانده شد. پس از پیروزی انقلاب مصر ، صفحه فیسبوک انقلاب 17 فوریه ، این تاریخ را تاریخ شروع انقلاب مردم لیبی اعلام کرد. علی رغم اینکه لیبی در بین کشورهای عربی شمال آفریقا به دلیل ذخایر نفتی کشور ثروتمندی است ، با اینحال جامعه لیبی همچنان یک جامعه سنتی باقی مانده است. مردم لیبی بدلیل شخصیت عجیب و سرسختی قذافی ، گزینه مقابله نظامی با وی را انتخاب کردند و در نهایت با هزاران کشته و مجروح ، انقلاب مردم لیبی موفق به سرنگونی حکومت قذافی شد.

    هر چند فعالان انقلاب لیبی در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند ، اما این شبکه‌ها بیشتر خاصیت اطلاع رسانی خارجی را داشتند و فیلمهای انقلابیون و درگیریها بواسطه این شبکه‌ها در سطح جهان انتشار میافت

    در یمن که کمترین توسعه یافتگی را در بین کشورهای عربی دارد ، همچنان مناسبات قبیله ای حکمفرما است . در میان مخالفانی که امروز در خیابانهای یمن وجود دارند ؛ سه جریان  اصلی خاندان الاحمر ، شیعیان زیدی و طیف جنوبی‌ها حضور دارند و تصمیمات شیوخ قبایل است که تعیین می‌کند رویکرد مقابله با حکومت چگونه باشد. جوانان نیز بجای تصمیم گیری انقلاب در اجتماعات اینترنتی در خیابانها حضور فعال دارند و نقش شبکه‌های اجتماعی در اثرگذاری و انسجام بخشی بر این انقلاب حداقلی است و تنها یک مرجع برای کسانی است که از طریق این شبکه‌ها اخبار انقلاب یمن را دنبال می‌کنند.

    در بحرین نیز هر چند اکثریت مردمی مخالف حکومت آل خلیفه به دلیل دسترسی به اینترنت ، از شبکه‌های اجتماعی  برای اعلام انقلاب 14 فوریه استفاده کردند ، اما شیعیان که اکثریت مخالفین حکومت را تشکیل می‌دهند با الگوسازی انقلاب اسلامی ایران ، از مناسبتهای مذهبی و اماکنی چون حسینیه‌ها و مساجد برای ساماندهی اعتراضات خیابانی بهره می‌گیرند  ، تا جایی که شبکه‌های اجتماعی در این کشور فیلتر نیست اما برای مقابله با انقلاب مردم ، حکومت آل خلیفه به هتک حرمت حسینیه‌ها و حتی انهدام مساجد پرداخته است. با اینحال گروهها و فعالان حقوق بشر بحرینی مانند کمیسیون حقوق بشر بحرین ، نبیل رجب یا زینب الخواجی به  طور مداوم در حال اطلاع رسانی تحولات بحرین از طریق توییتر و فیسبوک  هستند و به دلیل بایکوت انقلاب بحرین توسط رسانه‌های عربی چون الجزیره ، نقش نسبتا موثری را در انتقال اخبار بحرین و ظلمهای حکومت آل خلیفه ایفا می‌کنند. در عربستان نیز صفحات فیسبوک در منطقه الشرقیه به خط دهی و اطلاع رسانی در مورد قیام بر ضد حکومت سعودی می‌پردازند.

    از سویی دیگر ، همزمان با گسترش موج اعتراضات در کشورهای عربی ، جوانان فلسطینی در اواخر فوریه و اوایل ماه مارس با ایجاد صفحه‌ای جدید به نام انتفاضه سوم فلسطین ، موجی شدید در دنیای مجازی علیه اسرائیل به راه انداختند به طوری که منابع خبری فاش کردند رژیم صهیونیستی با فشار و رشوه بر مسئولان شبکه فیس‌بوک آنان را مجبور کرد تا صفحه انتفاضه فلسطین را حذف کند. مقامات امنیتی پس از این هشدار دادند تظاهراتی که در مرزهای فلسطین اشغالی در روزهای ۱۵ می‌و ۵ ژوئن به ترتیب سالروز اشغال فلسطین (یوم النکبة) و سالروز اشغال قدس(یوم النکسه) اتفاق افتاد و آغاز آن در فیس‌بوک بود، خطر امنیتی جدیدی برای موجودیت اسرائیل است.

    پس از این اتفاق گروهی که در صفحه فیسبوک رسمی خود ، نام خود را گروه حرکت جهانی به سمت قدس نامگذاری کرده است ، اعلام کرد که برای نجات بیت المقدس در روز 30 مارس 2012 ، هزاران نفر را از سراسر دنیا با مذاهب و افکار گوناگون به سمت اردن  و از آنجا به سمت قدس روانه خواهد ساخت.

    زینب الخواجی ، فعال شبکه‌های اجتماعی انقلاب بحرین

    با تمام اوصاف ذکر شده و نقش مهم شبکه‌های اجتماعی در موفقیت این انقلابها نباید این اشتباه را مرتکب شد که شبکه‌های اجتماعی باعث انقلاب در کشورهای عربی شد. هر چند فیسبوک در مصر کلید انفجار دینامیت خشم سی ساله مردم را زد و درادامه نیز یک ابزار برای اطلاع رسانی سریع و هماهنگی مردم گشت ، اما واقعیت این است که هزاران عامل سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی باعث این قیام شد و یک عزم اجتماعی و مردمی برای این رخداد وجود داشت.

    درصورتی که یک جنبش از خاستگاه اجتماعی مردمی برخوردار نباشد ، حداکثر اثرگذاری که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند انجام دهند ، دروغ پردازی و ایجاد توهم به سان آنچه که دراغتشاشات پس از انتخابات ایران صورت گرفت می‌باشد. اغتشاشاتی که بعدها به دلیل منحصر بودن در فضای اینترنت و نه برآمدن از درون توده‌های جامعه به انقلاب توییتری مشهور گشت. نکته ای که هیلاری کلینتون نیز بطور غیرمستقیم بعدها به آن اعتراف کرد : ما هر کار که از دستمان برمی آمد کردیم و زماني كه توییتر قصد تعميرات سرور هاي خود را داشت ( و براي مدتي شبكه اجتماعي غير فعال مي شد ) دولت مانع اين اقدام شد ، چرا كه نمي خواست وقفه اي در انقلاب به وجود آيد !!

    در شورش توییتری 88  ، کاهش جمعیت بدنه خیابانی با افزایش توهم سبزپوشان در شبکه‌های اجتماعی معاند نظیر بالاترین ارتباط مستقیم داشت تا جایی که دروغهای بالاترینی‌ها باعث بوجود آمدن یک توهم در بین اعضای سایت و خوانندگان ساده لوح آن از جمله سران شکست خورده در انتخابات به دلیل عدم آشنایی با اینترنت و ماهیت فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی ، علی رغم مشاهده ریزش شدید بدنه اجتماعی طرفداران آنها شده بود، بطوریکه آنها برای روز 22 بهمن ، طرح آکسیون نهایی ، اسب تروا و فتح تهران را مطرح کردند ! ادعای مضحکی که حضور میلیونی مردم در خیابانهای منتهی به میدان آزادی پوچی ادعاهای آنها  را مشخص نمود.

    ب)انقلاب‌های عربی ، بیداری اسلامی و شبکه‌های اجتماعی

    واقعیت این است که شبکه‌های اجتماعی هر چند به روند سقوط حکومتهای دیکتاتور کمک کردند اما قطعا نمی‌توان بوسیله آنها یک حکومت مردمی تشکیل داد و هنوز این انقلابها در اول مسیر دشوار خود قرار دارند. 

    با توجه به گرایش بسیار بالای جوانهای عرب به این شبکه‌ها ، تمامی طرفهای ذینفع در منطقه از جمله غربیها ، وهابیها و حتی ترکیه فرصت را برای اثرگذاری و جریانسازی بر اذهان و سلیقه‌های اعراب  غنیمت شمرده و به کار منسجم و هماهنگ در شبکه‌های اجتماعی می‌پردازند. و صفحات سازمان یافته ای را برای اثرگذاری بر این جریان راه اندازی کرده اند.

    در داخل ایران نیز هر چند حرکتهای انگشت شماری برای اثر گذاری بر انقلابهای عربی بواسطه شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت ، اما در مقایسه با تلاشهای سازمان یافته رقبا اثرگذاری چندانی را نداشته است. ضعف آشنایی با زبان عربی و فرهنگ جوامع مختلف جهان عرب و نحوه تعامل با آنها توسط بدنه دغدغه مند اما سردرگم فعالان جوان سایبری و عدم سیاست گذاری مناسب از سوی مسئولین دست اندرکار و سیاست گذار در نگرش به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری که می‌تواند در راستای گسترش پیام انقلاب اسلامی استفاده شود ، باعث شده تا از این ظرفیت بوجود آمده توسط شبکه‌های اجتماعی استفاده ای نشود. حال آنکه مقام معظم رهبری سالها قبل با دور اندیشی هوشمندانه ای چشم انداز فضای مجازی را برای چنین موقعیتهایی ترسیم کرده بودند : « امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطی بسیار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جای دنیا می‌رسد. میدان افکار مردم و مؤمنین، عرصه کارزار تفکرات گوناگون است . امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی فکری قرار داریم . این کارزار فکری به هیچ وجه به زیان ما نیست؛ به سود ماست. اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را که نیاز ماست - از مهمات تفکر اسلامی و انبارهای معارف الهی و اسلامی - بیرون بکشیم و صرف کنیم، قطعاً بُرد با ماست؛ لیکن مسأله این است که ما باید این کار را بکنیم.»

    بواسطه عدم توجه(عدم توانایی) سیاست گذاران و مسئولان این عرصه در ایجاد یک نقشه استراتژی و پاسخگویی به پیام روشن رهبر انقلاب در راستای اثرگذاری بر ملت‌های مسلمان  ،  شبکه‌های سازمان یافته مورد حمایت دشمنان انقلاب اسلامی ، با درک خطر نشر تفکر انقلاب اسلامی و با توجه به گرایش مردم به گروهها و جریان‌های اسلام گرا ، با محوریت وهابیون و طرفداران مدل اسلامی ترکیه که مورد حمایت آمریکاست ، به حمله به ایران ، جریان مقاومت و انقلاب اسلامی می‌پردازند.

    این شبکه زنجیره ای و سازمان یافته ، تلاش دارد تا با چشم پوشی از نقش موثر ایران دربیداری بوجود آمده در کشورهای اسلامی با توجه به شرایط به خط دهی و جریان سازی در کشورهای منطقه بپردازد. وجه مشترک این صفحات یکی است : ایران شر مطلق و خطرناک تر از اسرائیل است !

     

    اما آیا این تبلیغات مسموم بر جوانان عرب فیسبوک موثر بوده است ؟

    در شبکه R.N.N رصد الاخباریه که لحظه به لحظه به درج اخبار مصر می‌پردازد جمله ای به نقل از نبیل العربی رییس اتحادیه عرب کار شده بود با این عنوان که ایران هیچوقت دشمن مصر نبوده است. در بررسی انجام شده این خبر بیشترین تعداد لایک را در بین بازه زمانی یک هفته پیش از خود داشت. جالب اینجاست که علی رغم بالغ بر ۶۰۰ لایک به نشانه موافقت با این گفته ، هیچ کامنت موافقی در مورد روابط ایران و مصر وجود نداشت و همه کامنتها حمله و هتاکی نسبت به ایران و تشیع بود و واضح بود که نظرات موافق با انقلاب اسلامی به راحتی هرچه تمامتر توسط مدیران صفحات سانسور می‌شود.

    ماحصل بحث آنکه ظرفیت شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به ابزار موثری برای معرفی الگوی انقلاب اسلامی تبدیل شود. اهمیت این بحث هنگامی دو چندان می‌شود که گروههای فراوان مخالف تفکر انقلاب اسلامی بصورت هدفمند در حال حمله به این تفکر و جمهوری اسلامی ایران هستند. تشکیل شبکه هدفمند جهت جریان سازی‌های لازم با توجه به فرصت‌های پایدار پدید آمده در راستای مقابله هر چه بیشتر و بهتر با ستیز دشمنان انقلاب اسلامی می‌تواند یکی از پایه‌های اساسی عرصه اطلاع رسانی عمومی و اثرگذاری بر جوانان کشورهای عربی باشد . امری که با روند فعلی بعید می‌رسد بتوان به آن دست یافت. حتی درصورت تشکیل این  شبکه ،  به دلیل عدم شناخت  صحیح از فضای حاکم بر کشورهای عربی بعید می‌رسد بتوان موفقیت چندانی به دست آورد. کما اینکه ناکارایی  پروژه‌های شتاب زده طول یکسال گذشته صحت این گفته را اثبات می‌کند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه