پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه فرهنگی

  • کلمات کليدي :


    مهدی ابوالقاسمی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1435 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    دسته نگاری؛ تجربه‌ای به سوی تاریخ نگاری مردمی

     مهدی ابوالقاسمی

     

    کتاب «دسته یک»، خاطرات است؛ اما الگویی بهینه از پژوهش و تدوین تاریخ شفاهی را معرفی می‌کند.

    «دسته یک» نوشته اصغر کاظمی بی شک از ارزشمندترین و ماندگارترین آثار در حوزه تاریخ نگاری گروهی به حساب می‌آید. کتاب روایت ماجراهای کوچک‌ترین واحد نظامی جنگ – دسته-  است. گروهی 29 نفره در لشکر 27 محمد رسول‌الله از گردان حمزه از گروهان یک که در دسته اول سازماندهی شده‌اند. مسوول دسته، معاون دسته، 3 آرپیچی زن، 9 کمک آرپیچی‌زن، تیربارچی، 3 کمک تیربارچی، 2 تخریب‌چی، مخابرات، امدادگر، پیک، 4 حمل مجروح و یک تک‌تیرانداز آرایش نظامی دسته یک است. موضوع کاظمی در «دسته یک» مشارکت این گروه در عملیات والفجر هشت است. عملیاتی که از 20/11/1364 به مدت 80 روز در عمق خاک دشمن و در منطقه فاو ادامه می‌یابد. اما «دسته یک» کاظمی به حضور 90 دقیقه‌ای این دسته در شب 24 بهمن 1364 در جاده فاو- ام القصر می‌پردازد. دسته یک به عنوان دسته خط‌شکن ساعت 22:20 دقیقه شب 24 بهمن وارد درگیری می‌شود و در نیمه شب با دستور قرارگاه لشکر عقب‌نشینی می‌کند. در درگیری سنگین دو طرف و تا زمان عقب نشینی کامل که تا بامداد 24 بهمن ادامه پیدا می‌کند 14 نفر از اعضای دسته یک به شهادت می‌رسند. تا پایان جنگ و در دیگر عملیات‌ها 4 نفر دیگر نیز شهید می‌شوند و فقط 11 نفر باقی می‌مانند که عبارتند از: معاون دسته، 2 آرپیچی‌زن، 3 کمک آرپیچی‌زن، کمک تیربارچی، تخریب‌چی، امدادگر و 2 حمل مجروح.

    ماجرای آشنایی اصغر کاظمی با دسته یک که خود در آن حضور نداشته است را از زبان خود او بشنویم: «نخستین بار که گذارم به گردان حمزه افتاد، اسفند 1364 بود. آن روزها من و دوست دبیرستانم امیر همایون صرافی در واحد توپخانه لشکر 27 محمد رسول‌الله بودیم. امیر دو سالی از من کوچک‌تر یود یک روز گفت که آقای محمد کبریایی معلم ورزش مدرسه‌مان در گردان حمزه خدمت می‌کند و بهتر است با هم به دیدنش برویم. این شد که در اولین فرصت به مقر گردان حمزه و پیش اقای کبریایی رفتیم. این اتفاق ساده، شروع آشنایی‌ام با دسته یک بود. بچه‌های تبلیغات گردان هم آلبوم عکس رزمندگان والفجر هشت و چند نوار کاست در اختیارمان گذاشتند که پر از پیام و صحبت رزمندگان شهید بود. با دیدن آن تصاویر معصومانه و جذاب و شنیدن صدای آنان، علاقه‌مندی و شیفته‌گی‌ام به ماجرای دسته یک گروهان یکم از این گردان بیش از پیش شد.»

    اگر چه کاظمی از همان روزهای آغازین پایان جنگ در سال 67 به جمع‌آوری خاطرات رزمندگان می‌پردازد اما کار دسته یک را از سال 1381 به صورت جدی آغاز می‌کند و پس از صرف انرژی بسیار زیاد در سال 85 به نتیجه می‌رساند. مجاهدت کاظمی و تیم همکارش گنجینه‌ای پدید می‌آورد شامل 832 صفحه، 1991 برگ سند مکتوب، 328 قطعه عکس و 315 دقیقه صدای شهید. او 2 سال زمان می‌گذارد تا آمار و آرایش نظامی این دسته 29 نفره را که در شب 24 بهمن 1364 حضور داشته‌اند تهیه کند. کاظمی برای پیدا کردن سرنخ به هر کاری دست می‌زند؛ از نصب یادداشت سر مزار شهید گرفته تا اعلان در روزنامه‌های کثیر الانتشار. گوشه‌ای از این پشتکار کاظمی را ببینید:

    «خاطرم هست بيش از شش ماه به انحاء مختلف، در پي يافتن مسئول حمل مجروح دسته يک حميدرضا رمضاني مي‌گشتيم. آگهي اسم ايشان را هم شش ماه به بعضي از روزنامه‌هاي کثير الانتشار داديم تا بالاخره با ما تماس گرفت. وقتي که تلفن زد، گفت: «من که فرمانده نبودم، چرا دنبال من مي‌گرديد؟» تعجب کرده بود مي‌گفت: «شما بايد دنبال فرمانده بگرديد. من حتي سلاح در دست نگرفتم.» او را توجيه کرديم. قبول کرد، آمد و اتفاقاً يکي از زيباترين خاطرات کتاب، مربوط به حمل مجروحي است که سلاح به دستش نگرفته.»

    اصغر کاظمی به بهانه بازسازی خاطرات حضور 90 دقیقه‌ای دسته یک در عملیات والفجر هشت سبکی از خاطره نویسی را معرفی می‌کند که اگر آن را دسته‌نگاری بنامیم، بی‌شک تجربه‌ای موفق در راه تاریخ نگاری مردمی به حساب می‌آید.

    این‌که کاظمی چرا و چگونه از میان نیروهای دخیل در عملیات شامل لشکر 27 محمد رسول‌الله، لشکر 25 کربلا، لشکر 7 ولی‌عصر ، لشکر 31عاشورا، لشکر 5 نصر، لشکر 8 نجف اشرف، لشکر 14امام حسین، لشکر 17 علی ابن ابی‌طالب، تیپ مستقل 32انصارالحسین، تیپ مستقل 15 امام حسن، تیپ مستقل 44 قمر بنی هاشم، لشکر 19 فجر، تیپ مستقل 33 المهدی، ناو تیپ کوثر، قرارگاه عملیاتی نیروی دریایی ارتش،قرارگاه عملیاتی نیروی هوایی ارتش،قرارگاه عملیاتی هوانیروز،تیپ 21 امام رضا،تیپ 10 سیدالشهدا، 18 الغدیر و 16 گردان از توپخانه و همچنین از میان واحدهای عملیاتی و پشتیبانی اعم از اطلاعات عملیات، تخریب، ادوات، مخابرات، بهداری، تعاون، تبلیغات، زرهی، پدافند هوایی، توپخانه سبک و سنگین، مهندسی، تدارکات، لجستیک و ... لشکر محمد رسول‌الله را انتخاب می‌کند؛ این‌که چرا و چگونه از میان گردان‌ها، گروهان‌ها و دسته‌های مختلف لشکر 27 سراغ دسته یک گروهان یکم گردان حمزه می‌رود؛ این که چرا و چگونه از میان دسته یک‌های فراوان دسته یک، یک دسته یک یکتا را گزینش می‌کند جدای از تعلق خاطر و دلبستگی کاظمی به آن، از جهت نگاه خلاقانه به انتخاب سوژه پژوهش بسیار با اهمیت است. کاظمی در حقیقت سوژه را خلق می‌کند و داده‌های حاصل از مصاحبه و اسناد را متناسب با سوژه چیدمان می‌کند. بنابراین خاطرات خودنوشت یا دیگر نوشت شخص‌محور هر یک از دسته یکی‌ها با هر میزان جذابیت، اتقان و معناداری اجزای دسته یک را نداشت؛ همچنین هیچ پژوهشی در مورد گردان حمزه، لشکر 27 محمد رسول الله یا عملیات والفجر هشت توان و انگیزه رسیدن به محتوای دسته یک را پیدا نمی‌کرد. این هنر سوژه‌یابی یا خلق سوژه است که یک مضمون هر چند تکراری را در قالبی معمول می‌ریزد و برای مخاطب همیشگی عرضه می‌کند ولی به شکلی تازه و با طراوت.

    از این جا کادربندی درست سوژه معنا پیدا می‌کند. دسته یک نه یک شخص است که هر چه دلش می‌خواهد بگوید نه یک جمعیت که هر چه بخواهی به آخرش نرسی. دسته یک 24 بهمن 1364 افراد و ابعادش مشخص است. هر چند با همان ابعاد مشخص و محدود از پروژه‌های شخص محور که عمده تحقیقات و تولیدات کنونی را تشکیل می‌دهند بسیار مشکل‌تر است. به تعبیر دیگر نگاه کاظمی به تعریف سوژه نه آن قدر «واید» است که جزئیات و ریزه‌کاری‌ها را به علت تراکم زیاد نتواند نشان دهد؛ و نه آن قدر «تله» است که مجبور شود برای نشان دادن سوژه، روابط و پیوندهای آن را با نزدیک‌ترین عناصر حذف کند. و این یعنی بهینگی در سایز و ابعاد پژوهش.

    نکته دیگر در دسته یک این است که پژوهشگر اثر به دنبال سوژه خود می‌دود. سوژه‌ای که ابعادش مشخص است ولی همه اجزایش در دسترس نیست و حتی در نگاه اول اثری از برخی آنها. تلاش چشمگیر و صبوری مثال زدنی تیم پژوهشگر آن انتظار فعالی است که موجب می‌شود پس از 2 سال سوژه در کادر قرار گیرد و مقدمات اولیه پژوهش فراهم آید. اینکه نقش همه اجزای سوژه را در نظر بگیریم؛ همه اجزا را دارای اثر بدانیم و پیش از احصای کامل ابعاد اعلام کفایت پژوهش نکنیم نکاتی است که در دسته‌نگاری‌های مشابه به کار می‌آید.

    در کنار نکات تکنیکی که در دسته‌نگاری باید مورد توجه قرار گیرد، نگاه صاحب تکنیک است به موضوع و سوژه. این صاحب تکنیک است که نگاهش را از روی سوژه‌ها عبور می‌دهد و روی یک سوژه خاص تمرکز می‌کند. حتی اگر سوژه مشخص باشد باز این صاحب تکنیک است که به اجزای مختلف وزن‌دهی می‌کند و تشخیص می‌دهد از چه زاویه‌ای و با چه عمقی به آن نگریسته شود. کار بزرگ کاظمی در دسته یک این است که می‌رود سراغ محسن گودرزی، سعید پورکریم، اکبر مدنی، اصغر علی محمد پوراهر، مسعود علی محمد پوراهر، مهدی کبیرزاده، اصغر لک علی‌آبادی، سیروس مهدی‌پور، حمیدرضا رمضانی، امیر عباس رحیمی، رضا انصاری، حسین گلستانی، محسن گلستانی، محمد امین شیرازی، محمد جواد نصیری‌پور، محمد قمصری، علی بی‌بی‌جانی، غلامرضا نعمتی، مجید جوادیان، حسن اعلایی‌نیا، محمد علیان‌نژادی، حسن رضی، بهنام باقری، مهدی ملکی، سهیل مولایی، حسین فیاض، علی قابل، احمد احمدی‌زاده و علی رحیمی. و اینها یعنی 29 نفر آدم گمنام و مردمی. آدم‌هایی که بعضی حتی سلاح به دست نگرفته‌اند. تبار شناسی آدم‌های دسته یک، یک دلواپسی و امید را نشان می‌دهد. دلواپسی از این که این آدم‌های گمنام همچنان گمنام بمانند؛ گمنامی حداقل به این معنا که ماجراهای آنها ثبت نشود و به فراموشی سپرده شود. شمه‌ای از این دلواپسی در تعجب حمل مجروح دسته یک که می‌گوید: «من که فرمانده نبودم، چرا دنبال من می‌گردید؟» به مشام می‌رسد و ابعاد وسیع‌تری از آن با رصد بی‌توجهی به از دست دادن آن‌ عناصر گمنام و تاریخ‌ساز و حامل تجربیات قابل انتقال، قابل ارزیابی است؛ و امید به اینکه اگر به این آدم‌های گمنام و مردمی مراجعه شود گنجینه انقلاب اسلامی برای سده‌های آینده باقی خواهد ماند که البته استراتژی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی نیز همین گونه ترسیم شده است:

    «اگر شما مي‌توانستيد تاريخ را مستند به صدا و فيلم حاوي مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده‌هاي مردم رنجديده كنيد، كاري خوب و شايسته در تاريخ ايران نموده‌ايد. بايد پايه‌هاي تاريخ انقلاب اسلامي ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها باشد»(بخشی از پیام حضرت امام  به حمید روحانی- 25 دی 1367)

    استفاده از ظرفیت بی‌نظیر دسته‌نگاری در نگاه به سوژه‌های جزئی و کوچک چه از زاویه خاطره‌پژوهشی و چه از دید جمع‌آوری سند و ‌عکس نیاز امروز پژوهشگران حوزه انقلاب و دفاع مقدس است. ناگفته‌های ریز و فراوانی که تنها به این شیوه قابل عرضه است؛ ضمائمی که می‌توان آنها را از این طریق با تعریفی خاص به متن اصلی تبدیل کرد؛ عکس‌ها و اسنادی که با این نگاه قابل فراخوان است بخشی از کاربردهای دسته‌نگاری را نشان می‌دهد.

    به نظر می‌رسد دسته‌نگاری تکنیکی است که به کمک آن می‌توان گامی به سوی تاریخ نگاری مردمی برداشت. گروه‌های سرود و تئاتر، انجمن‌های اسلامی مدارس، گروه‌های تبلیغاتی، مساجد فعال و اثرگذار، نشریات محلی و تجربی، گعده‌ها و کارگاه‌های ادبی، گروه‌های فعال در پشتیبانی جنگ و ... و حتی تک‌نگاری آثار و وقایع گروه محور از جمله دیوارنوشته‌ها و دیوارنگاره‌ها از جمله موضوعاتی است که می‌توان در حوزه فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی به شیوه دسته‌نگاری به انها پرداخت.

    دسته یک را ببینید!

    «از جنگ یک تصویر باشکوه ولیکن دوری در جلو چشم همه بود، باشکوه و با عظمت. اما مثل تابلویی که در بالا گذاشته باشند و آدم از دور بخواهد به آن نگاه کند. این کتاب‌ها آمدند این ریزه‌کاری‌ تابلو را کشانده‌اند جلو و حالا انسان می‌تواند آنها را از نزدیک ببیند. این «دسته یک» را ببینید! به هیچ وسیله‌ای نمی‌شد آن ریزه کاری‌های زیبای آن تابلوی با عظمت را به کسی نشان داد جز در چنین کتابی و با چنین مصاحبه‌هایی؛ با همین خصوصیاتی که انجام گرفته. انصافا خیلی خوب سلیقه به خرج داده و خیلی خوب کار کرده‌اند.» (یادداشت رهبر انقلاب درباره کتاب دسته یک)

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه