پيشرفته
 

موضوعات :

  • سینما

  • کلمات کليدي :


    محمد صادق کوشکی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • از انتخابات تا روکم کنی!

  • در غياب نظارت و وجدان

  • مطلب بعدي >   1317 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    قلاده‌های طلا و حلقه‌های وحدت آفرین

     

    ضعف‌‌‌‌ها و قوت‌های فیلم ابوالقاسم طالبی در بیگانه ستیزی

    یادداشت شفاهی از دکتر صادق کوشکی


    قلاده‌هاي طلا يك فيلم ضدانگليسي و بيگانه‌ستيز است. انگليسي‌ها نزديك به دويست سال به دنبال تسلط بر ايران بودند. انگليسي‌ها با سوداي تسلط بر جهان اين نكته را به خوبي دريافته بودند كه تسلط بر جهان ممكن نيست، مگر با تسلط بر نقاط استراتژيك و مهم از جمله ايران.

     آنها مي‌دانستند اگر بر ايران مسلط نشوند، تسلط بر آسيا و به ويژه غرب آسيا امكان‌پذير نخواهد بود. به همين خاطر با نگاه استعماري‌شان لطمه‌هاي فراواني به كشور ما زدند و مشكلات بسيار زياد و عميقي ايجاد كردند. انگلستان جنايت‌هاي فراواني را در حق ملت مسلمان ما روا داشته است. در يك بستر اين چنيني مي‌گوييم فيلم قلاده‌هاي طلا يك فيلم ضدانگليسي است. البته بايد متأسف باشيم كه عليرغم كارنامه سياه انگليس در طول دويست سال گذشته، سينماي ايران نتوانسته حضور جنايتكارانه انگليس در كشورمان را منعكس كند و به نوعي وكيل مدافع همه ستم‌ديدگاني باشد كه در طول دو قرن اخير در ايران از انگلستان ستم كشيده‌اند. متأسفانه تعداد آثار ضد انگليسي در كشور ما به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسد. یکی از آنها مجموعه « دليران تنگستان» که البته آن هم كار سينمايي نيست؛ و تلويزيوني است. يا به نوع خيلي خيلي كم‌رنگي، « كيف انگليسي». به نوع متوسطي «در مسير تندباد» يا كار « شير سنگي» و یا « در چشم باد». اين سه كار آقاي جعفري جوزاني در حد متوسط سعي كرده‌اند جزو آثاري باشند كه جنایات انگلستان در كشور ما  را روايت کرده‌اند.

    قلاده‌هاي طلا بابت دغدغه‌اي كه سازنده از اين نظر داشته جای تقدیر دارد. ما خلاء زيادي داريم. ما بايد ده‌ها قلاده‌هاي طلا داشته باشيم تا شايد گوشه‌اي از جناياتي كه انگلستان در حق ملت مسلمان ايران روا داشته را بتوانيم بيان بكنيم. به اين عنوان كه اين را نسل فعلي و نسل‌هاي آينده و حتي جهان بدانند كه دولت انگلستان چه جنايات‌ها و ستم‌هايي را در حق ملت‌ها و از جمله ملت ايران روا داشته است. اگر اين اثر حتی از لحاظ فنی ضعيف بود، همين كه يك تم ضدانگليسي دارد، قابل توجه است. اگر سينماي ما سالم بود، بايد تا الان پنجاه شصت فيلم ضد انگليسي مي‌ساخت.

    نكته دیگر اين است كه قلاده‌های طلا بر خلاف نگرش‌هايي كه در طول دو، سه سال اخير نسبت به حوادث سال 88 وجود داشته، سعي كرده به نوعي انگشت اتهام حوادث سال 88 را به سمت بيگانه سوق بدهد. اين هم قابل تقدير است. البته فيلم نمي‌خواهد نقش عوامل داخلي را ناديده بگيرد، بلكه تلاش دارد در حوادث سال 88، اتهام را متوجه دخالت بيگانگان كند. اين نگاه هم قابل تقدير است و حتي مي‌تواند وحدت‌آفرين باشد. يعني جزو نگرش‌هايي است كه ما در اين سه سال كم داشتيم.

    از لحاظ محتوايي فكر مي‌كنم اين دو نکته، دو پيامد كلان اين فیلم هستند.

    اما اگر بخواهيم از لحاظ فرم و قالب به كار آقاي طالبي نگاه كنيم، اين كار چند مشخصه دارد. يكي اين كه در عرصه سينماي سياسي، پليسي، امنيتي كه خودش يك ژانر است، مي‌تواند يك گام به جلو تعبير شود. اين كار از اين نظر هم قابل تأمل است. آثار پليسي ما هيچ‌وقت به طوري كه بتواند يك اثر شاخص سينمايي بشود قوت نداشته است. اين كار از اين نظر گامی به جلو است كه توانسته در قالب يك اثر سينمايي جذاب و مورد توجه و حتي ماندگار بيايد و ژانر سينماي پليسي- امنيتي را يك گام به جلو ببرد. اين هم نكته مثبت ديگري در اين فيلم است.

     بحث ديگر اين است كه اين فيلم جزو اولين فيلم‌هايي است كه سعي كرده اقتدار ملي و نيروهاي اقتدار‌آفرين را تقدير كند. سعي كرده چهره قدرتمند و جذابي از نيروي انتظامي ارایه دهد. در مورد تلاش‌هايي كه نيروهاي امنيتي و وزارت اطلاعات مي‌كنند، چند فيلم با كيفيت‌هاي متوسط داشتيم؛ اما در خصوص نيروي انتظامي، نه به عنوان پليس جنايي، بلكه به عنوان ايجاد اقتدار ملي و مقابله با تهديدات امنيت ملي(یعني نقش كلان پليس و نيروي انتظامي) فكر مي‌كنم اولين اثر باشد. بيننده اقتدار پليس را مي‌بيند و لذت مي‌برد. در عين حال فيلم سعي كرده است تصوير مطمئني هم از نيروهاي امنيتي وزارت اطلاعات نشان بدهد. در عين اينكه نشان مي‌دهد اين وزارتخانه مثل هر جاي ديگري ممكن است آسيب داشته باشد، اما قدرت آسيب‌شناسي و رفع نواقص خودش را هم دارد. اين هم تقريباً تصوير باورپذيري از دستگاه اطلاعاتي مي‌دهد.

    يك نكته مثبت فيلم اين است كه ريتم تندي دارد. گاهي وقت‌ها به قدري ريتم تند مي‌شود كه بيننده از سير حوادث داستان جا مي‌ماند و حتي گاهي وقت‌ها اين قدر تم ابهام كار غالب مي‌شود كه فكر مي‌كنم بيننده با يك بار ديدن نتواند متوجه داستان شود. فكر مي‌كنم بايد دو يا سه بار كار را ببيند تا بفهمد چه خبر بود. گاهي وقت‌ها خيلي ايجاز و ايهام و خلاصه‌گويي به ريتم كار غلبه مي‌كند، به طوري كه از گفتن داستان كمي عاجز مي‌شود. بلاتشبيه شبيه خانم نامداري مي‌شود كه اين قدر تند حرف مي‌زند كه آدم نصف حرف‌هايش را نمي‌فهمد. ولي ريتم تندش نسبت به سينماي ايران كه در آن ريتمِ كش‌دار و يكنواخت و خسته‌كننده‌ غالب است، خوب است.

    صحنه‌هاي تجمع و درگيري با نيروي انتظامي در اين فيلم، تقريباً مستند است. شايد كمتر كسي باور بكند اين صحنه‌ها بازسازي شده است. خيلي خوب در آمده‌اند. آن هم در سينماي ايران كه كسي كار با سياهي لشكر را بلد نيست. فكر مي‌كنم از اين نظر، حتي با سينماي پيشروي جهان مي‌تواند ادعاي رقابت بكند. فكر مي‌‌كنم اگر يك خارجي را بياوريم، حتي اگر اسپيلبرگ را هم بياوريم، شايد نمي‌توانستند اين قدر خوب در بياورند. اين اغراق نيست.

    شايد مهم‌ترين نقطه ضعف فيلم، فيلمنامه باشد. شايد اگر آقاي طالبي با يك فيلمنامه‌نويس حرفه‌اي مشورت مي‌كرد، مثلاً حاتمي‌كيا يا مجتبي راعي يا هر كس ديگري كه خود آقاي طالبي قبول دارد، مي‌توانستيم اميدوار باشيم كه فيلمنامه‌اش بهتر مي‌شد. در اين فيلم هر جايي كه صحنه‌هاي درگيري و صحنه‌هاي عمومي و تعقيب و گريز بوده، خيلي خوب درآمده است. اما در ديالوگ‌ها و مخصوصاً ديالوگ‌هاي دو نفره، بعضي وقت‌ها به شدت مشكل دارد. در حد تله‌فيلم‌هاي سبك پايين مي‌آيد. مخصوصاً آن دو، سه سكانس اولي كه تصوير كشتي تفريحي انگليسي را نشان مي‌دهد. خيلي كليشه است. فكر مي‌كنم بدترين قسمت كار همان جا باشد. شايد تلقي اين است كه فرمانده جاسوس‌ها يك آدم خوشگذران و در كشتي تفريحي است و جلويش پر از ميوه است. ریيس جاسوس‌ها مي‌گويد مي‌خواهيم مزدوران قلاده به گردن داشته باشيم. مزدوران قلاده فلان داشته باشيم. ريتم اين قدر شعاري است که انگار داریم سرمقاله كيهان را مي‌خوانیم. يا جاهايي كه ستاد بحران را نشان مي‌دهد كه مركب از منافقين و سلطنت‌طلبان در تهران است، خيلي كارتوني و كاريكاتوري است. در اينها نقاط ضعف جدي است كه از باورپذيري كار كم مي‌كند و يك مقداري آن ريتم خوش ساختِ صحنه‌هاي درگيري و صحنه‌هاي تعقيب و گريز و صحنه حمله منافقين به پايگاه بسيج مشكل ايجاد مي‌كند.

    يك نكته ديگر هم اين است كه در اين فيلم تصوير مظلوميت بسيجي‌ها نشان داده شده است. مخصوصاً آنجايي كه بسيجي‌ها در پايگاه بسيج محاصره مي‌شوند، آن مظلوميت واقعاً نشان داده شده است. من حيث‌المجموع تصويري كه از نيروهاي بسيج ارایه داده،‌ مخصوصاً در حوادث سال 88، تصوير مظلوميت است. تقريباً اين ماجرا غلط هم نيست.

    نكته ديگر هم در مورد پايان فيلم است. جاسوس انگليسي مي‌تواند از كشور فرار كند و اين يعني اينكه طالبي مي‌تواند قسمت دوم اين كار را بسازد. يعني آن جاسوس دوباره برگردد و اين بار در قالب يك ماجراي ديگر.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه