پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه جهانی(بین الملل)

  • کلمات کليدي :


    رضا نساجي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • بدون احمدی‌نژاد هم این گفتمان باز تولید می‌شود

  • دانشگاه درخط مقدم جهاد

  • نخـبگان و عوام، مـرکز و پیرامون، بالا و پایین!

  • جامعه‌شناسی ایرانی

  • مطلب بعدي >   1410 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 24 : ديده بان نابينا

    اکثریت فراموش شده

    وقتی لیبرال دموکراسی، حقوق 99 درصد را زیر پا می‌گذارد
    رضا نساجی

    این روزها با تجمعات اعتراضی پیرامون قلب اقتصاد آمریکا در نیویورک مواجهیم. اعتراضاتی که شعارهای خاصی خطاب به سردمداران نظام سرمایه‌داری، دارد.

    دموکراسی اکثریت یا دیکتاتوری اقلیت
    جیمز مدیسون، چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده اعتقاد داشت که اگر اکثریتی متحد وجود داشته باشد، حقوق اقلیت‌ها در امان نخواهد بود. وی معتقد بود نبود اکثریتی همیشگی و پایدار، امکان شکوفایی یک جامعه عادلانه را فراهم می‌آورد. همه افراد در مورد تصمیماتی که نهایتا بر آن‌ها تاثیر خواهد گذاشت بالقوه حق ابراز نظر دارند و هیچ گروه منفردی قادر نیست به زیان دیگران  استیلا پیدا کند.
    نهایت حرف مدیسون این بود که دموکراسی عبارت است از حکومت اکثریت به شرط آنکه حق اقلیت‌ها خورده نشود. به جز او و الکسی دوتوکویل که جز تمجید از نظام دموکراسی آمریکا، کار جدی نکرده است، باید به آراء رابرت دال اشاره کرد. “به جای یک مرکز واحد قدرت حاکم، باید مراکز متعدد قدرت وجود داشته باشد که هیچ یک حاکمیت کامل نداشته یا نتواند داشته باشد. هرچند یگانه حاکم مشروع، مردم هستند ولی در چشم انداز کثرت گرایی آمریکا، حتی مردم هم هرگز نباید حاکم مطلق باشند، و در نتیجه هیچ بخشی از مردم از قبیل یک اقلیت نباید حاکمیت مطلق را در دست داشته باشد.” دال در اینجا به نکته جالبی اشاره می‌کند، این‌که ممکن است اقلیتی حاکم شود که حق اکثریت را نادیده بگذارد.
    وضعیتی که امروز در آمریکا شاهد آن هستیم و به اعتراضات شهرهای مختلف و بویژه در نیویورک با عنوان «تسخیر وال‌استریت» انجامیده است. گروه «تسخیر وال‌استریت» در فیس‌بوک از طرفداران خود خواسته تا برای سرنگونی بزرگ‌ترین انحراف ایجاد شده در دموکراسی، به وال‌استریت لشکرکشی کنند. معترضان می‌گویند که آن 99 درصدی از جامعه هستند که دیگر حاضر نیست قربانی حرص و طمع و فساد یک درصد باقیمانده جامعه شود.

    اقلیت واقعی؛ محرومین اجتماعی و اقتصادی
    آیا اقلیتی که خود را 99 درصد می‌داند، در طبقه بندی‌های مرسوم پرولتاریا- بورژوازی و یا طبقات سه گانه پایین، متوسط و بالا می‌گنجد؟ مسئله بسیبار گسترده تر از خواسته‌های طبقه کارگر و یا تمایل طبقه پایین برای پیوستن به بالاتر از خود است. در این‌باره باید به شعارها و خواسته‌های خود معترضان رجوع کرد. معترضان وال‌استریت، وب سایتی را طراحی کرده‌اند که کسانی که از این حرکت حمایت می‌کنند، می‌توانند در آن علت اعتراض خود به نظام اقتصادی حاکم را بیان کنند. در صفحه آغازین وبسایت این گروه متن زیر به چشم می‌خورد: “ما 99 درصدی هستیم که از خانه‌های خود بیرون رانده شده‌ایم. ما از خدمات درمانی مطلوب محروم بوده‌ایم. ما از آلودگی محیط زیست رنج می‌بریم. ما ساعات طولانی را برای مقداری اندکی دست مزد و بدون بهره مندی از حقوق قانونی خود سخت کار می‌کنیم، البته اگر بتوانیم کاری پیدا کنیم. در حالی که یک درصد دیگر از همه چیز برخوردار است، ما از هیچ چیز برخوردار نیستیم. ما 99 درصد جامعه هستیم.»
    معترضان می‌گویند: “در وال‌استریت(به معنای خیابان دیوار) دوباره «دیواری» بنا شده که پشت آن مرفهین شادکامند و این طرف 99 درصد مردم عادی هستند که هر روز زندگی به کام‌شان تلخ‌‌تر می‌شود”. معترضانی که می‌خواهند این خیابان را بند بیاورند می‌گویند که بانک دارها و با نفوذان اقتصاد جهان که اکثرا در وال‌استریت ردپایی از آن‌ها یافت می‌شود، به طرز "ناعادلانه ای" می‌خواهند که تمام دردسرهای این کسادی را بر دوش 99 درصد مردم عادی بگذارند.
    یک فارغ‌التحصیل دانشگاه می‌گوید: “خانواده من با قرض کردن از دیگران، تلاش کردند تا مرا به جایی برسانند. آن‌ها بیش از صد هزار دلار خرج تحصیل من کردند. اما الان من هیچ آینده شغلی ندارم. من نیز جزو همان 99 درصد جامعه هستم.» زن جوانی که به عضویت گروه «99 درصد» در آمده نیز می‌گوید: "من دارای مدرک کارشناسی ارشد هستم، اما مجبورم برای تامین هزینه زندگی خود و خانواده ام معلمی کنم. همسرم به علت ابتلا به یک بیماری مزمن شغلش را از دست داده است.»
    این همان شباهت رخدادهای آمریکا با اعتراضات خاورمیانه است. چراکه دقیقا یادآور ماجرای خودسوزی جوانِ تحصیل‌کردهِ دستفروشِ تونسی است که به شروع انقلاب تونس منجر شد. کما این‌که بی بی سی هم اعتراف می‌کند: “به گفته سازمان دهندگان این جنبش، این حرکت از تجمعات اعتراض آمیز مردم مصر الهام گرفته است.”

    اقلیت‌های دروغین
    اما سوال اینجاست که اکثریت 99 درصد در مقابل چه کسانی قد علم کرده اند؟ اقلیت متنفذ و مرفه «بورلی هیلز» نشین؟ یا دولت‌مردان و اقتصاددانان محافظه کار و لیبرال؟ شرکت‌های بزرگ اقتصادی؟ این اکثریت در مقابل کدام اقلیت قرار می‌گیرد؟ اساسا در طبقه‌بندی اجتماعی امروز چه کسی اقلیت است و چه کسی اکثریت؟ آیا اقلیت‌های مذهبی و نژادی همچنان وجود دارند و منازعه اصلی میان آنهاست و یا آنکه طبقه‌بندی و قشربندی‌های اجتماعی و اقتصادی، خطوط منازعه را تعیین می‌کنند؟

    اقلیت یهودی
    طبقه مرفه و متنفذ سیاسی و اقتصادی حاکم در آمریکا نسبت دقیقی با صهیونیسم جهانی دارد. چرا باید پول مالیات‌دهندگان آمریکایی خرج حمایت از اسرائبل شود و آمریکا بیش از همه با تشکیل دولت فلسطین مخالفت کند؟ این همان چیزی است که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «حمايت از اسرائيل را همين يك درصد مي‌كنند. مردم آمريكا انگيزه و علاقه اي به حمايت از اسرائيل ندارند، كه پول بدهند، ماليات بدهند، خرج كنند، براي اينكه بتوانند غده ي سرطاني اسرائيل، دولت جعلي اسرائيل را در يك منطقه اي سر پا نگه دارند.»
    امروز یهودیان اقلیتی پر نفوذ اند، این بار با استفاده از «صنعت مظلوم نمایی» و «صنعت اسطوره پردازی». پرفسور فینکل اشتاین، یهودی جسور آمریکایی که آشکارا به انتقاد از صهیونیسم و نظام امپریالیستی آمریکا پرداخته و از این رو با برچسب خطرناک از جامعه آمریکا طرد و از تدریس محروم شده است، درباره تعاریف جدید مظلومیت یهودی‌ها می‌نویسد: «نخبگان یهود که در دفاع از منافع طبقاتی و مشترک خود حرکتی تهاجمی را آغاز کرده بودند هرنوع مخالفت با سیاستهای جدید محافظه کارانه خود را تحت عنوان یهودستیزی محکوم می‌کردند. از همین رو بود که که ناتان پرلموتر، رئیس «جامعه ضد افترا» اعتقاد داشت که «یهودی ستیزی واقعی» در آمریکا عبارت است از سیاستهایی که «منافع یهودیان را کاهش می‌دهد»، سیاستهایی مانند تبعیض مثبت، کاهش بودجه دفاعی، انزواطلبی جدید و حتی مخالفت با افزایش توان هسته‌ای(فینکل اشتاین: ص 38)
    به این ترتیب، یهودیان عامل اعمال سیاست‌های تبعیض و فقیرپرور آمریکا هستند که نه تنها جامعه آمریکا که کل عالم را قربانی زیاده خواهی آنان کرده است. نورمن پادهورتس از عزم جدید یهودیان پس از جنگ ژوئن 1967 سخن به میان می‌آورد: همان طور که اسرائیل را ایالات متحده آمریکا تا دندان مسلح کرده است که فلسطینیان سرکش را سر جای خود بنشاند، یهودیان آمریکا نیز شجاعانه می‌کوشند سیاهپوستان سرکش را بر سر جای خود بنشانند! (فینکل اشتاین: ص 39)     
                                   
    پایان کار دموکراسی مدیسونی
    حتی با وجود آنکه نظام رسانه‌ای غرب (که مهمترین ابزار اعمال حاکمیت اقلیت بر اکثریت است) تمام قد در مقابل مردم ایستاده است، اما مسلما اعتراضات وال‌استریت و اعتراضات مشابه در دیگر شهرهای آمریکا و اروپا، یک رخداد کوتاه مدت، گذرا و سطحی نخواهد بود.
    در این‌که نظام دموکراسی کثرت گرای مدیسونی، با خطر فروپاشی مواجه است، تردیدی نیست: “فساد رژيم سرمايه داري براي آن مردم، محسوس و عيني شده است. ممكن است اين حركت را سركوب كنند، اما نمي‌توانند ريشه‌هاي اين حركت را از بين ببرند؛ بالاخره يك روزي اين حركت آنچنان خواهد باليد كه نظام سرمايه داري آمريكا و غرب را به‌كلي به زمين خواهد زد. رژيم فاسد سرمايه داري نه فقط به مردم كشورهاي افغانستان و عراق و بقيه ي جاها رحم نمي‌كند، بلكه به مردمِ خودش هم رحم نمي‌كند. بعد هم نوع برخوردشان؛ آن از كتمان و مسكوت نگهداشتن، بعد هم شدت عمل؛ هم در آنجا، هم در بعضي كشورهاي اروپائي. اينها آن وقت مدعي طرفداري از حقوق بشر، مدعي آزادي بيان، مدعي آزادي اجتماعات، مدعي همه ي مردم دنيايند. آن كساني كه توصيه مي‌كردند ما روشهاي نظام سرمايه داري را دنبال كنيم، آن‌ها را ياد بگيريم، آن‌ها را عمل كنيم، به اين واقعيتها نگاه كنند، ببينند كه نظام سرمايه داري چيست؛ بن بست كامل. امروز نظام سرمايه داري در يك بن بست كامل است. ممكن است نتائج اين بن بست سالها بعد به نتائج نهائي برسد، اما بحران غرب به طور كامل شروع شده است.”

    منابع
    زومبارت، ورنر، یهودیان و حیات اقتصادی مدرن، ترجمه رحیم قاسمیان، نشر ساقی، چاپ دوم، تهران 1388.
    فینکل اشتاین، نورمن جی، سوادگران فاجعه: درباره سوء استفاده از رنجهای یهودیان، ترجمه علاء الدبن طباطبایی، انتشارات هرمس، چاپ اول، تهران 1383.
    کوزر، لیوئیس کوزر، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، نشر علمی، چاپ سیزدهم، تهران 1386.
    کوهن، آلوین استانفورد، تئوری‌های انقلاب، ترجمه علیرضا طیب، چاپ اول، تهران 1380.
    گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه حسن چاوشیان، نشر نی، ویراست چهارم، چاپ اول، تهران 1386.
    مارکس، کارل، درباره مسئله یهود و گامی در نقد فلسفه حق هگل، ترجمه دکتر مرتضی محیط، نشر اختران، چاپ اول، تهران 1381.
    بانک‌دارها، سایت بی بی سی، 4 اکتبر 2011

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه