پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


رضا نساجي

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • بدون احمدی‌نژاد هم این گفتمان باز تولید می‌شود

  • اکثریت فراموش شده

  • نخـبگان و عوام، مـرکز و پیرامون، بالا و پایین!

  • جامعه‌شناسی ایرانی

  • مطلب بعدي >   1872 تعداد بازديد
    8.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 22 : بیداری اسلامی اقتصاد مقاومتی

    دانشگاه درخط مقدم جهاد
    مروری بر نقش دانشجویان و دانشگاهیان در جهاد سازندگی


    دوران حیات امام خمینی(ره)، عصر حاکمیت ایدئولوژی انقلابی اسلامی در جامعه ایرانی و همچنین صدور انقلاب اسلامی به سراسر جهان است، در این دوران تئوری ولایت فقیه که توسط امام تدوین و منتشر شده بود، به اجرا درآمد و جمهوری اسلامی ایران نخستین نماد حاکمیت اسلام ناب محمدی و تشیع علوی شد. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نیز به تبعیت از ایشان این خط انقلابی را ادامه دادند و حتی به تولید اندیشه پرداختند. علاوه بر مباحث فکری و بسط اندیشه انقلابی توسط دانشجویان، اقدامات عملی و اجرایی دانشجویان نیز قابل توجه است، به نحوی که نمی‌توان از انقلاب اسلامی سخن گفت و نقش دانشجویان مسلمان را در پیروزی و تثبیت آن نادیده گرفت.
    گذشته از دو حرکت عمده دانشجویی در اوایل انقلاب (تسخیر لانه جاسوسی و انقلاب فرهنگی) که به تثبیت انقلاب اسلامی و دفع فتنه‌های داخلی و خارجی انجامید، اثرات این تلاش ها در روح نهادهای انقلابی که همچنان به حیات پربرکت خود ادامه می‌دهند و نیز خلاء ی که امروزه در اثر ادغام و انحلال برخی از آنها احساس می‌شود، ساری و جاری است

    جهاد سازندگی

    جهاد سازندگی من!

    اگر به سابقة نهادهای انقلابی نظر کنیم-جهاد سازندگی، سپاه پاسداران، دادگاه‌های انقلاب، هیأت‌های هفت نفره، بنیاد مستضعفان، حوزه هنری و نهادهایی دیگر - در می‌یابیم که حدود اکثر این نهادها توسط دانشجویان تأسیس شدند و شکل گرفتند.(1)
    اما یکی از مهمترین نهادهای انقلابی که دانشجویان خط امام تاسیس کردند، جهاد سازندگی بود. نقش جهادسازندگی در تاریخ انقلاب، آنقدر مهم بوده که بسیاری می‌کوشند تا خود را به اصطلاح به آن بچسبانند و یا حتی ایده اولیه آنرا به خود نسبت دهند. یکی از این افراد دکتر ابراهیم یزدی، فعال سابق انجمنهای اسلامی دانشجویان در امریکا و عضو نهضت آزادی است. او در مطلبی برای اثبات نقش خویش در مهندسی انقلاب ادعا می‌‌كند طرح تشكیل جهاد سازندگی از وی بوده است: «بعد از برگشت از كوبا تجربه كوبا در بسیج جوانان و اعزام آنان به روستاها و مشاركت در بازسازی و نوسازی روستاهای كوبا را در جلساتی كه روزهای جمعه با جمعی از جوانان انقلابی در دفتر نخست‌وزیری داشتیم مطرح ساختم. از درون این مباحث طرح جهاد سازندگی تهیه و به رهبر فقید انقلاب پیشنهاد شد كه مورد تایید ایشان قرار گرفت و بیانیه آن تهیه شد. با انتشار آن، جهاد سازندگی رسما آغاز به كار كرد.»(2)
    عباس سلیمی نمین، پژوهشگر و مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، در پاسخ به این ادعا می‌نویسد: «سفر آقای یزدی به هاوانا در شهریور 58 صورت گرفت در حالی كه تاریخ اعلام تشكیل جهاد سازندگی طی پیام رادیو تلویزیونی در 26 خرداد 58 بود و طی آن امام خمینی فرمودند: «دانشجوهای عزیز، متخصصین، مهندسین و بازاری، كشاورز، همه قشرهای ملت، داوطلب برای این است كه ایرانی كه به طور مخروبه به دست ما آمده است بسازند.از این جهت باید ما بگوییم یك جهاد سازندگی، موسوم كنیم این جهاد را به «جهاد سازندگی» كه همه قشرهای ملت، زن و مرد، پیر و جوان، دانشگاهی و دانشجو، مهندسین و متخصصین، شهری و دهاتی، همه با هم باید تشریك مساعی كنند و این ایران را كه خراب شده است بسازند...»(3) حال چگونه است كه جناب آقای یزدی ادعا می‌كند بعد از بازگشت از هاوانا در شهریور 58 طی جلسات متعدد با دانشجویان این مسئله را مطرح كرده و سپس ماحصل این بحث‌ها را در قالب طرح جهاد سازندگی تقدیم امام می‌نماید؟!»(4)

    دفتر تحکيم وحدت
    در ساختمان جهادسازندگي

    اما دکتر صادق واعظ زاده، عضو سابق دانشجویان خط امام و از موسسان جهاد دانشگاهی درباره تاسیس جهادسازندگی و جهاددانشگاهی می‌گوید:«وقتي دانشگاهها تعطيل شد، شوراي مرکزي دفتر تحکيم و گروهي از دانشجويان در مرکزيت تحکيم يا در انجمن‌هاي اسلامی به طور تمام وقت مشغول شدند و ارتباط با نهادها و گروهها، تأسيس جهاد‌دانشگاهي، همکاري و رايزني با ستاد انقلاب‌فرهنگي، انتشار نشريه وحدت، برنامه‌ريزي و برگزاري اردوهاي عقيدتي- سياسي، موضع‌گيريهاي سياسي دفتر تحکيم وحدت و... را برعهده گرفتند و بقيه به طور مستقل يا از طريق کميته جذب نيرو در نهادهاي انقلابي که تازه در حال شکل‌گيري بودند مشغول شدند و به تناسب توانايي که داشتند يا علت ديگر خيلي زود در سطوح مختلف تا بالاترين رده‌هاي مسئوليتي به کار پرداختند.
    جهاد‌سازندگي از مهمترين نهادهايي بود که پذيراي بسياري از اعضاي انجمن‌هاي اسلامي‌و دانشجويان دانشگاهها شد. جهاد در آن زمان در حال گسترش بود. در بسياري از زمينه‌ها و رشته‌ها و در همه شهرستانها احتياج به نيروهاي جوان دانشگاهي داشت، بنابراين کميته جذب نيرو خيلي از دانشجويان را به جهاد معرفي کرد. در اوايل کار دفتر تحکيم وحدت در ساختمان جهادسازندگي که ساختمان شمال غربي ميدان انقلاب بود قرار داشت. در ابتدا که جهاد دانشگاهي شکل گرفت يک نماینده هم از شوراي جهادسازندگي هر استان در شوراي آن حضور مي‌يافت. البته ارتباط انجمن‌هاي اسلامي ‌با جهادسازندگي از قبل از انقلاب فرهنگي وجود داشت و بسياري از دانشجويان در رده‌هاي مختلف آن از شوراي مرکزي گرفته تا شوراي استانها و شهرستانها مشغول شده بودند. همچنين به طور پاره‌وقت در جهادسازندگي به خدمت مي‌پرداختند. بنابراين پس از تعطيلي دانشگاهها به طور طبيعي اين همکاري و حضور بيشتر شد.»(5)

    نوروز بحرانی 58

    محسن میردامادی، عضو نادم دانشجویان خط امام، در توضیح چگونگی تاسیس دفتر تحکیم وحدت، ابتدا به تاسیس جهاد سازندگی اشاره می‌کند که نخستین اقدام دانشجویان مسلمان دانشگاه‌های تهران بود: «وقتي انقلاب پيروز شد همان ماه‌هاي اول بعد از 22 بهمن در اسفندماه درگيري در مناطق مرزي شروع شد كه شديدترين آن در كردستان بود، كه گروه‌هاي كرد بعضي از شهرها را گرفته بودند، حتي پادگان‌ها را نيز تصرف كردند و اسلحه‌ها را بين مردم پخش كردند. همين اتفاق‌ها در تركمن صحرا نيز به وجود آمد و در خوزستان شدت آن بيشتر بود. در سيستان و بلوچستان هم بود، ولي كمتر از جاهاي ديگر.
    در اسفند ماه يعني قبل از شروع عيد، دانشگاه‌ها تعطيل شد و جلسه‌اي توسط اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشجويان تشكيل شد و تصميم گرفته شد كه هر كدام از دانشگاه‌ها به يكي ازمناطق بحراني درتعطيلات بروند. انجمن‌هاي اسلامي يك گروه بفرستند آنجا، كه بررسي كنند، ‌چه قضايايي آنجا اتفاق افتاد. (چون دانشجوها خودشان را صاحب انقلاب مي‌دانستند، اگر بحران در كردستان زياد بشود بايد مي رفتند و آن را حل مي كردند) چنين تقسيم كردند كه پلي‌تكنيك به كردستان برود و بچه‌هاي صنعتي شريف به تركمن صحرا بروند و بچه‌هاي دانشگاه ملي به خوزستان و بچه‌هاي دانشگاه تهران به سيستان و بلوچستان. بچه هاي پلي تكنيك كه به كردستان رفتند، اوج درگيري‌ها در كردستان بود. عيد سال 58 يعني 40 روز بعد از انقلاب. وقتي رفتند در شهرهايي كه اوج درگيري بود چون دانشجو بودند با دانشجوها كاري نداشتند. دو هفته در آنجا بودند درحالي كه درگيري‌ها خيلي شديد بود.
    در فروردين ماه، دانشجويان چهار دانشگاه دور هم نشستند و جلسه اي تشكيل دادند كه براي ادامه كار چه كنند، كه اين جلسات در پلي‌تكنيك تشكيل شد و صحبت كردند و از جمع‌بندي اين چهار دانشگاه نتيجه گرفتند، كه اين مناطق از نظر رفاهي، عمراني، خدماتي و... به شدت محروم هستند، كار كنند. چون اين شهرها محروم بودند و خدمات كمي عرضه مي‌شد و باعث مي‌شد كه گروه‌هايي كه مخالف انقلاب هستند، روي همين ضعف‌ها دست بگذارند ومردم را نسبت به انقلاب تحريك كنند. تصميم گرفتند،‌ بروند در اين مناطق كارهاي عمراني انجام دهند كه قرار شد، يك نهاد تشكيل دهند و دراين راستا جلسات شروع شد،‌ كه منجر به تشكيل جهاد سازندگي شد، تشكيل نهاد جهاد سازندگي از اينجا شروع گردي.»(6)

    جهاد برای سازندگی روستاها

    سردار علیرضا افشار هم که از دانشجویان فعال خط امام بوده، در این باره می‌گوید:«در مورد جهاد سازندگی و جریان شکل گیری اش باید بگویم تماماً با محوریت دانشجویان شکل گرفت. بعد از انقلاب یک شور و حالی وجود داشت و همه دنبال این بودند که حالا باید چکار کنیم. خب بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب بلواهایی در اطراف کشور اتفاق افتاد، مخصوصاً در آمل و مقداری در کردستان که همین جریان دانشجویی برای مقابله با ضد انقلاب مثل جریان آمل فعال شدند و به کمک آنها شتافتند. به موازات بحث مقابله، بحث سازندگی هم مطرح بود و تا آنجاکه اولین تعطیلات تابستانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دانشجویان تصمیم گرفتند که برای سازندگی به مناطق محروم بروند و این هستة اولیه بین 4-3 تا دانشگاه معتبر تهران ایجاد شد، که بعد از آن به همة دانشگاهها سرایت کرد و در حقیقت پایة اتحادیه انجمن  اسلامی دانشجویان دانشگاهها در همین جلسات تصمیم گیری برای فعالیت‌های سازندگی، شکل گرفت.
    دفتر تحکیم وحدت هم از همانجا به وجود آمد ولی اولش تحت عنوان «شورای هماهنگی انجمن های اسلامی دانشگاههای سراسر کشور» یک اجلاسی در تهران داشتیم که موضوعش همین بحث جهادسازندگی بود. یک اتاقی هم در ساختمان نخست وزیری در دوره نخست وزیریِ آقای مهندس بازرگان در دولت موقت به ما دادند که در آن اتاق در حقیقت اساسنامة جهادسازندگی را با کمک چند نفر از دانشجویان تدوین کردیم.
    برای اینکه کار ما رسمیت داشته باشد، اصرار داشتیم که امام باید فرمان تشکیل جهاد را بدهند و به همین دلیل یک روز زودتر از اینکه مهندس بازرگان خبر تشکیل چنین نهادی را بدهد، به همراه یکی از علما به خدمت حضرت امام در قم رفتیم و قضیه را توضیح دادیم که جریان دانشجویی می خواهد حرکتی را انجام دهد به نام «جهاد برای سازندگی روستاها» که ایشان جملات و بیاناتی را در تأیید جهادسازندگی فرمودند که در آن زمان تیتر اول روزنامه ها شد و بالاخره این حرکت را ما به برکت فرمان امام (ره) آغاز کردیم. این نگرانی را هم ما آن موقع داشتیم که دولت موقت اصرار داشت این کار باید تحت نظارت استانداری ها شکل بگیرد و ما می گفتیم که این نباید دولتی بشود و حرکت مردمی و دانشجویی باید باشد و قبل از فرمان حضرت امام دانشجویان را فرستاده بودیم در استانها که به محض اعلام رضایت امام تابلوی جهاد را بالا ببرند. این یک کار تشکیلاتی بود و دانشجوها آن موقع دنبال پیاده کردن چنین طرح هایی بودند.
    حقیقت اینکه اجمالاً یک زاویه‌ای هم به هرحال دانشجویان متدین حزب الهی با دولت موقت داشتند به دلیل نگاه لیبرال و شرایطی که بر دولت موقت حاکم بود. هر چه هم جلوتر رفتیم این فاصله بیشتر می شد. مخصوصاً نزدیکی‌های جریان تسخیر لانه جاسوسی که شد، این زاویه حادتر شد. این ارتباطی هم که بین جهاد و سپاه و نهادهای انقلابی دیگر مثل حزب جمهوری اسلامی یا انجمن اسلامی معلمان یا تشکل های نهادهای انقلابی که آن موقع خیلی مهم بودند و اینها دور هم جمع می شدند بعضاً تا جایی که زمان شهید رجایی که دیگر ایشان می گفتند دولت انقلابیِ من شورای هماهنگی نهادهای انقلاب هست که تشکیل می‌شد و آن دولت رسمی من است و اینها دولتِ انقلابی ِمن و خیلی از مسائلش را ایشان می برد در شورای هماهنگی نهادهای انقلاب اسلامی مطرح می کرد حتی تعیین وزرا را آنجا به مشورت گذاشت.

    شهید بهشتی جهاد را انتخاب کرد

    نهادهای انقلابی اکثراً از جریانات دانشجویی شکل گرفت و بعضی هم از جریان بازار و نیروهای متعهد و متدین دیگر شکل گرفتند و خیلی با هم نزدیک بودند چرا که احساس می کردند کشور با این همه مشکلات بارش روی دوشِ نهادهای انقلابی است تا دستگاههای سنتی و کلاسیک. مرتباً با هم جلسه داشتند مخصوصاً مسایل سیاسی هم، در کنار مسایل اجرایی مطرح می شد. به نظر مهمترین دو نهادی که نقش هدایتی و تعیین کننده ای در مسائل انقلاب اسلامی و مسائل سیاسی داشتند جهاد و سپاه بودند. که خیلی هم ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی داشتند. به عنوان مثال در ماجرای بنی صدر، (هرچند بنی صدر مدعی بود که علیه من توطئه کردند و این نهادها را به وجود آوردند) یادم هست با شهید کلاهدوز که نمایندة سپاه در شورای هماهنگی نهادهای انقلاب بود، خیلی جلسه داشتیم، دیدگاهمان را به هم نزدیک می کردیم و مسائل را به خدمت حضرت امام و مسئولین دیگر منتقل می کردیم. با شهید بهشتی ارتباط تنگاتنگی داشتیم، چون بعد از اینکه دولت موقت استعفا داد، امام ادارة کشور را به شورای انقلاب سپردند. در شورای انقلاب هم کارها را بین خودشان تقسیم کردند. هر کدام از اعضای شورا، هدایت یکی از نهادها را به عهده گرفتند که آن موقع شهید بهشتی جهاد را انتخاب کرد و ما هر هفته خدمت ایشان می رسیدیم و گزارش جهاد را به ایشان می دادیم و این دوران فراموش نشدنی ماست که خیلی از ایشان درس گرفتیم. از شیوه مدیریت، روحیه بسیار تشکیلاتی و منظمی که ایشان در کار داشتند، خیلی تأثیرگذار بود.» (7)

    در دولت بنی صدر همه شاخه‌های جهاد
    منهای جهاددانشگاهی، منحل شد!

    با رسمیت یافتن جهاد سازندگی  مشکلاتی بین مدیران و دانشجویان پیش آمد.و دانشجویان کار را کم کم به جهاد سپردند: «دانشجویان بعد جلساتي که با دولت داشتند، كه چون آقاي دكتر يزدي وزير امور خارجه و در خارج بود، ارتباطش با دانشجوها بهتر از ديگران به نظر مي‌رسيد. مرحوم مهندس بازرگان ارتباطش با دانشجوها خوب نبود و نمي‌توانست با دانشجوها ارتباط برقرار كند. بازرگان خيلي رك و صريح بود و باعث مي‌شد جلسه‌اي كه با دانشجويان داشت، كدورت ايجاد شود، ولي در مقابل دكتر يزدي درتعامل با دانشجو بهتر بود. جلساتي كه با دكتر يزدي انجام شد، بعد در دولت مطرح گرديد و بعد دكتر بني‌اسدي كه داماد مرحوم بازرگان بود، مسئول طرح از طرف دولت شد و از طرف دانشگاه‌ها يك تيم تعيين شدند، كه اين ماجراها را پيگيري كنند و يك يا دو نفر از بچه‌هاي پلي‌تكنيك در آن تيم بودند و مأموريت به ديگران سپرده شد و جهاد تشكيل شد كه خيلي كارها كرد.»(8)
    جهادسازندگی نماینده ای در شورای انقلاب هم داشت: «[من] در شورای هماهنگی انقلاب نماینده جهاد بودم. جهاد دانشگاهی هم منشعب از جهادسازندگی بود. در واقع پس از انقلاب فرهنگی و نیاز به تحول در حوزه پژوهش، جهاد دانشگاهی شکل گرفت کما اینکه جهاد سازندگی دارای شعبات متعددی حسب ضروریات شد مثل جهاد ادارات، جهاد خارج کشور و... که در دولت بنی صدر همه آنها منهایجهاددانشگاهی، منحل شدند.
    در اوایل عمر جهاد (اواخر 59 یا اوایل60) مشکلی پیش آمد و آن این بود که، یک رویکردی در جهاد ایجاد شد توسط آقای عبدالله نوری که آنزمان نمایندة امام در جهاد بودند. ایشان اصرار داشت که جهاد باید تابع دولت و تبدیل به یک وزارتخانه شود. بنده و شهید شوریده و چند نفر دیگر از شورای مرکزی جهاد و مسئولین مخالف این روند بودیم. از یک طرف ایشان نماینده امام بود و مخالفت کردن با ایشان کار درستی نبود، از طرف دیگر ایشان تمایل نداشت با این جمع کار کند. از همان زمان هم دسته بندی های سیاسی کم‌کم شروع شده بود که دو جریان کلی بود؛ یک طیفی که طرفدار حزب جمهوری اسلامی و شهیدبهشتی بودند و طیف دیگری که مخالف بودند. آقای نوری جزء طیف دوم بود و تمایل نداشت که با جمع ما کار کند. ولی بیشتر ما به خاطر همان مسئله دولتی شدن و چون نمی خواستیم از حالت مردمی و دانشجویی خارج شود این را اشکال گرفتیم. اما علت اصلی اینکه رفتم سپاه، درخواست خود سپاه بود که آن موقع آقای محسن رضایی فرمانده کل سپاه بودند و از ما دعوت کردند و توضیح دادند که با توجه به وضعیت جنگ و جبهه و نیاز به کادر و اینکه بایستی به کمک ما بیایید، بنده پذیرفتم. آن موقع من به عنوان جانشین رئیس ستاد مرکزی سپاه منصوب شدم. البته من آن موقع اصرار کردم که اجازه بدهند من بروم بسیج؛ چرا که بسیج مسئول نداشت. در زمان بنی صدر مسئول بسیج آقای مجد بود و وقتی بسیج به سپاه ملحق شد، ایشان کنار رفت و بسیج عملاً بی‌سرپرست مانده بود. با توجه به اینکه من به حرکت مردمی خیلی علاقه داشتیم از فرمانده سپاه خواهش کردم که اجازه بدهد به بسیج بروم که ایشان گفتند در جانشینی ستاد مرکزی سپاه فعالیت بکنم.»(9)
    بعد از این بود که دانشجویان به فکر تاسیس تشکل انقلابی در دانشگاه ها افتادند: «در كنار اينها مسائل دانشگاه‌ها بود. بعد از عيد كه دانشگاه‌ها باز شد و غير از كار جهاد كه در محيط‌هاي دانشگاهي شروع شد، يكسري مسائل و خواست‌هاي متنوع مطرح شد و به تدريج اين تنوع خواسته‌ها باعث شد كه فاصله‌هايي بوجود آمد و ديدگاه‌هاي متنوعي ايجاد شد.» (10)


    پاورقی ها:
    1- جنبش دانشجویی، سید عباس صالحی، سایت جنبش عدالتخواه دانشجویی.
    2-  سالنامه روزنامه شرق، شماره 2، سال 84، ص 19،
    3-  صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، جلد هشتم، ص 179.
    4-  پاسخی به صادق طباطبایی: چگونگی تصمیم امام برای سفر به فرانسه، هفته نامه شهروند امروز، شماره 57،
    5-  گفتگوی نویسنده با دکتر صادق واعظ زاده.
    6-  روايتي تاريخي از تشكيل دفتر تحكيم وحدت، مصاحبه با محسن میردامادی، تاریخ جنبش دانشجویی ایران، حسین قویدل معروفی، مجید پور نجمی.
    7- دانشجویان در خط مقدم جهاد، گفتگو با سردار افشار، نشریه دانشگاه تمدن ساز، آذر 89.
    8- پیشین.
    9- گفتگو با سردار افشار.
    10- مصاحبه با محسن میردامادی.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه