پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


سیدعباس نبوی

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • خیزشی برای بازخوانی و پالایش قوانین

  • سرمربی تیم بی ذخیره

  • مطلب بعدي >   1445 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 23 : بازيابي آرايش تهاجمي

    تبذیر یا مصرف برای مصرف
    نگاهی به نسبت زن، خانواده و مصرف


    يكي از وجوه مربوط به تعريف عدالت اجتماعي، پرداختن به موضوع مصرف است. اگر نظريه‏اي در باب عدالت اجتماعي، مساله‏ي مصرف را نديده بگيرد يا به صورت خام با آن برخورد كند، نظريه‏اي خام و كور است و  ضد عدالت مي‌شود. امروز چرا ما يكي از پر مصرف ترین کشورهاي جهان هستیم؟ بخشي از مساله مربوط به گرایشهای خام و پوچ نسبت به عدالت است. مثلا تلقي اين بوده كه اگر قرار است سوخت و انرژي فسيلي مصرف شود، كاري كنيم كه همه بتوانند به طور گسترده مصرف کنند. بنابراين عدالت را اين طور تطبيق كرديم كه همه بتوانند به نحو گسترده به همه‌ي آنچه علاقمند هستند و تمايل دارند دست پيدا كنند. فكر كرديم اين طور عدالت حاصل مي‌شود.
    حالا با اين الگو كه وارد چارچوب قوانين شده، در فرهنگ عمومي جامعه ما تلاش براي گسترش هرچه بيشتر ظرفيت مصرف مردم، به عنوان يك تلاش عدالت خواهانه مورد توجه قرار گرفته است. اين موضوع نتايج قابل قبولي براي ما و دنيا ارائه نمي‌كند. البته کشورهای بسياري مصرف را مهار کردند بدون توجه به جنبه‏های اساسي حيات انسانی. مصرف را مهار كردند از اين جهت كه وقتي انسان پول ندارد بايد كم خرج كند يا هر که پول دارد، بیشتر خرج کند، هر که ندارد خرج نکند. این يك منطق ضد عدالت است. ما اين را قبول نداريم. اسلام چنين منطقي را قبول نمي‌كند. اما با اين وجود به نظر مي‌رسد كه اين نگرش، بدتر از آن نگرشي نيست كه تفسيري كور از عدالت خواهي ارائه مي‌كند و براي اینکه تابع قاعده‏ي «هركه پولش بيش، مصرفش بيشتر» نشود، مصرف را گسترده و همگاني می‏کند. شايد هر دو به يك اندازه آثار و سيئات به دنبال داشته باشند.
    بحث ما از نقطه‌اي آغاز مي‌شود كه در حقيقت بايد مبنایی را در فلسفه اجتماعی توضیح دهیم. آيا قبول داريم كه انسان موجودي فرهنگي است يا نه؟ نقطه آغاز حركت ما از اينجاست. انسان با حيوان متفاوت است. انسان موجودی است ذاتا فرهنگی. يعني با موازین، ارزشها و قواعد خاصی به دنیا می‏آید و از دنيا می‏رود. اگر اين قواعد و موازين و ارزش‏ها را از او بگیریم، انسان موجودي مي‌شود شبيه حیوان یا کمی‏بهتر از حیوان!
    اگر انسان زندگي خودش را با بي فرهنگي طي كند دچار بي هويتي، بي ريشه گي و پوچي مي‌شود. اينكه مي‌گويند عده‌اي از انسان‏ها به پوچي مي‌رسند به دليل اين است كه نسبت به ارزش‏هاي زندگي دچار ترديد و بحران مي‌شوند. يا آنها را قبول ندارند يا شرايط يك فضاي درهم ريخته را براي آنها حاكم می‏کند.
    اگر ما قبول كرديم كه انسان موجودی فرهنگي است، بحث سر ارزشها آغاز می‏شود. كه مدار هويتي و ارزشي انسان، فرهنگ انسان را مي‌سازد. فرهنگ مجموعه‏ي باورها و ارزشهای جاری در زندگي افراد است. اين جاري بودن خيلي مهم است. خيلي وقتها افراد چيزهايي را به عنوان اعتقادات و ايده آل‏ها و نكات برجسته قبول دارند اما در زندگي جاري نمي‏شود. به اينها نمي‌شود فرهنگ گفت. مي‏شود گفت اعتقادات متعالي و اهداف و آرمانهاي برين.
    يكي از وجوه مهم انسان كه تلازم لحظه‏ای با حيات انسان دارد، مساله‏ي مصرف است. چون انسان هميشه مصرف كننده است. چه خودش ناظر به جنبه‏هاي مصرفش باشد چه نباشد. اساسا خداوند در قرآن كريم به انسان يادآوري مي‌كند که انسان تو همیشه مصرف کننده هستی. اولين چيزي كه مصرف مي‏كني همين هوايي است كه من به تو مي‌دهم. قدرت تنفس كردن است. به همين دليل بلافاصله بعد از مواهب و نعمت‏ها، سخن از مصرف می‏آید و بعد سخن از شکر. اگر انسان بخواهد شكر را به صورت يك شغل زمان بر انجام دهد ديگر به هيچ كاري نمي‌رسد. بنابراين مفهوم شكر بايد طوري تفسير شود كه  همگام با اقتضای مصرف باید باشد. اگر شکر را به معناي عبوديت تام قرار دهيم به نظر نمي‏رسد كه بشر  اصلا بتواند زندگي كند.
    انسان ملازم با مصرف است، مصرفی که حاوی فرهنگ است. باید برای این موضوع به سه سوال مبنایی كه نمي‌توانيم آنها را بدون پاسخ بگذاريم جواب بدهیم:

    الف) هدف از مصرف چیست؟
    اينجا پاسخ‏ها به دو دسته كلي تقسيم مي‌شود: مصرف برای مصرف یا مصرف برای چیز دیگری.
    مصرف برای مصرف همان چيزي است كه قرآن اسمش را مي‌گذارد تبذیر و به اصطلاح علماي اخلاق شهوت. منظور از شهوت فقط همين غرايز اوليه انساني نيست. هرچيزي كه انسان به دنبالش مي‌دود و آن را اصل قرار مي‌دهد شهوت است. لذا مي‏گويند شهوت خوردن، شهوت پوشيدن، شهوت خوابيدن. اشتها يا تمايل و گرايشي که فقط خود همان فعل را می‏بیند نه هدف دیگری را. قرآن به طور كلي این مصرف براي مصرف را طرد می‏کند و قبول ندارد.
    اين اولين سوالي است كه بايد جواب بدهيم. از پاسخ‏هاي عاميانه به سوال مصرف هم بايد پرهيز كنيم. سوال مصرف یک جواب سطحی ندارد که مثلا هر چه کمتر، بهتر.
    آنچه قرآن كريم برايش تاكيد دارد و روايات ما را به آن سمت سوق مي‌دهند، مصرف برای چیز دیگر، که در اسلام ادای مقاصد الهی و قرب الهی است، مي‌باشد. یعنی مصرف را باید جهت داد. چه در نذری امام حسین به عنوان یک مورد و چه جاری شدن این جهت قرب الهی در تمام زندگی. حتی اگر نمی‏تواند این جهت را در تمام زندگی پیاده کند، حداقل مصرف برای مصرف نداشته باشد و آن را از نيت و هدف و جهت‏گيري خودش دور كند.

    ب) ارزشهای مصرف چيست؟
     آیا برای مصرف، خوبی و بدی وجود دارد؟ چیزهایی برای مصرف بد است و چیزهایی خوب است؟ اصلا چنین ارزشهایی وجود دارد؟ اگر آری، چطور آنها را بدست آوريم؟ براي زندگي خود، چه ساماني از اين ارزش‏ها حاصل كنيم؟ چطور آنها را رعایت کنیم؟
    در دنیای الان این خوب و بد را قاطی کرده‏اند. خوردن و مصرف حیوانی که تمامش غضروف است و می‏گویند خوردن چیزهای بد هم لذت دارد. خرده‏كيش‏هايي امروز در دنيا مي‌بينيم به وجود آمده‏اند كه بعضي از آنها به اين نقطه رسيده‏اند كه اصولا مصرف بد هم جايگاهي دارد و لذت دارد.  شيطان پرستان اين طور نيست كه شيطان را جلوي رويشان بگذارند و بپرستند. شيطان پرست به معناي كسي است كه دوست دارد حلول شيطان و معناي شيطاني را در وجود خود حس كند. معتقدند كه لذت‏هاي بد بر لذت‏هاي خوب هميشه ترجيح دارند و هرچه لذت‏هاي بد را بدست آورند ارزشمند تر است.

    پ) رابطه نیاز و مصرف چيست؟
    پاسخ اين سوال، گستره مصرف را توضیح می‏دهد. ما چيزي را در روايات داريم كه مثلا اگر مردي، همسري از يك خانواده داراي رفاه بالا مي‏گيرد، بايد نسبت به حد رفاهي كه دارد چارچوب متعادل آن را حفظ كند. اين يك نگاه طبقاتي نيست. خيلي نكته مهمي است. مساله اين است كه تحول در رابطه با مصرف و نياز، زمان بر است. تحولي است كه نياز به مقدمات و مسيرهاي فراوان دارد كه اگر فراهم شد، تغيير چارچوب‏ها امكان پذير است. اما اگر اين مقدمات فراهم نشد، تحول، تبديل به يك رفتار خشك و عجيب و غريب مي‌شود.
    اگر زوجي واقعا مي‏خواهند خودشان را به يك نوع قناعت خاصي عادت بدهند، بايد در يك فرايندي اين عادت را به وجود بياورند. به صورت لحظه‏اي نمي‌شود. اگر به دو سوال اول توانستند جواب بدهند اين فرايند ايجاد مي‏شود. اين مباحث اصلي اگر جهت خودش را پيدا كرد، رابطه ميان نياز و مصرف هم تعريف مي‏شود.
    بعد از جواب دادن به این سوالات مبنایی، سوالات دیگری هستند که باید پاسخ بدهیم. حداقل ۵ شاخه در جریان مصرف باید بررسی شود.

    اول؛ شاخه اقتصادی مصرف.
     كه باید عقلایی و مبتنی بر موازین دینی و رزق حلال باشد. مصرف تابع رزق حلال است. هرچه مال خالص‏تر و کوشش برای حلال بودنش بیشتر، در شاخه اقتصادی، درجه‏اش بیشتر و قابل قبول تر است. البته خداست که نتیجه مورد نياز شما از مصرف را تابع رزق حلال قرار می‏دهد. در این بعد، مرد و زن یکسان هستند.

    دوم؛ شاخه روانی مصرف.
     مقایسه کردن‏ها و چشم و هم چشمی‏ها و رقابت کردن‏ها. اين بحث بسيار مهمي است. اينجا زن نقش بزرگی دارد، اما به دليل نوع ظرفيت‏ها، سليقه‏ها و علايق كاملا متفاوت، بخش زيادي از رقابت‏ها در زمينه‏هاي مختلف توزيع مي‌شود. يك عرصه محدود و خاص به خودش نمي‌گيرد. حتي در ظواهر و شمايل و قيافه هم اين توزيع وجود دارد. بنابراين در حجم ناچيزي مي‌تواند آثار خود را نشان بدهد و مردها در اينجا كمتر مورد آزمايش قرار مي‌گيرند. در این قسمت، همه آزمایش بر گردن خانم‏هاست. براي خروج از اين آزمايش بايد انسان وارد جمع نشود. اما در روايت هست اگر خانمي وارد جمع شد و رقابت نكرد، جهاد اکبر کرده است. مثل قتیل فی سبیل اللهی که در خون خودش غلطیده است.
    عبور از اين مرحله بسيار سخت و دشوار است و اساسا اقتصاد سرمایه داری هم بر روی زنان حساب باز کرده است. نقطه‏اي كه اسميت شروع كرد و گفت تا زماني كه شما تبليغ كنيد و زنان جامعه به سمت اين تبليغ كشيده شوند، مطمئن باشيد كه كالايتان هرچه مي‏خواهد باشد، به فروش خواهد رفت. تئوري شيطاني اسميت اين است كه كافيست با خانم‏ها صحبت كنيد و حداقل احساس يك بار تجربه كردن در وجود او شكل بگيرد.
    تمام اين بار رواني روي دوش خانم‏ها است. مقام معظم رهبري هميشه با حسرت نسبت به مادرشان صحبت مي‏كنند. مي‌گويند من در وجود مادرم اعتنا به ذخاير دنيا را مطلقا نديدم. همه تعجب مي‏كردند حتي پدرم. فهمش دشوار است.

    سوم؛ شاخه اجتماعی مصرف.
     این بعد بیشترین تاثیرپذیری را از آن سه رکن اصلی که قبلا ذکر کردیم، دارد. اگر کسی بتواند بعد اجتماعی مصرفش را در چهارچوب آن سه سوال اصلی تعریف کند مصرفش قابل دفاع است اما اگر نتواند تعریف کند به قاعده‏ی مصرف برای مصرف بسیار نزدیک می‏شود.
    بعد اجتماعی مصرف خیلی معنا دار است. در تمام شئون معنا دار است. بنده در این عرصه خیلی زخم زبان خورده ام مثل خریدن میز و صندلی برای مطالعه که متهم شدم که سنت حوزوی را کنار زده ام. نباید نگاه مردم را خراب کرد، منتها در بعد اجتماعی، مصرف خیلی معنادار است. این بعد اجتماعی تنظیم‏اش بسیار مشکل است. واقعا در بعد روانی و اجتماعی در جامعه مشکل داریم. نمی‏شود یک تعریف ماشینی و مکانیکی از مصرف به دست همه داد و برای همه یک نسخه پیچید. باید همه جنبه‏های دینی و مردمی ‏و اجتماعی را لحاظ کرد. این بعد ظرافتها و حساسیتهای زیادی دارد. واقعا انسان ممکن است دچار توجیه و دلیل تراشی بشود. انسان نمی‏تواند خودش را فریب بدهد. اگر شما سه رکن اصلی  مصرف را در بعد اجتماعی رعایت کردید ارزش‏ها را رعایت کردید یا پاسخ دادید، جهت‏ها و جهت‏گیری‏های الهی را مورد توجه قرار دادید، بقیه‌اش را زمان حل می‏کند.

    چهارم؛ شاخه رشد مصرف.
    ما برای ارتقا و رشد در مصرف باید تعریف داشته باشیم. باید رشد و پیشرفت بر اساس آن سه مبنای اولیه، هدفمندی خودش را تعریف کند. در این شاخه هم مثل شاخه اجتماعی، خیلی وقتها دچار توجیهات فریبنده می‏شویم که اگر می‏خواهیم رشد کنیم، باید فلان چیز را مصرف کنیم.
    ما بالاترین بازار مصرف نسبت به جمعیت در خرید وسایل الکترونیک در دنیا هستیم. دائما هم برایش تفسیر داریم.

    پنجم؛ شاخه مصرف و جایگاه و الگوی خانوادگی. یعنی جنبه معیشتی مصرف.
    سوالاتی که برای این شاخه مصرف وجود دارد، هیچ وقت به درستی جواب داده نمی‏شود. انسان می‏تواند برای خودش نیازها را ترسیم کند. یک برنامه زندگی. این نیازها را در حد معقول و مشروع تعریف و تفسیر کند و حد آنها را هم ترسیم کند. بگوید من بر اساس همه چیزهایی که تعریف شد باید به این نقطه برسم. از آن حد به بعدش را هم باید تبذیر ببیند. قرآن می‏گوید «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ». من قبلا درمباحث مربوط به شورای عالی انقلاب فرهنگی پافشاری داشتم که الگوی متوسط مصرف را تعریف کنیم. بعد از ترسیم الگو، فرد به همه سوالات پیشین برای خودش جواب بدهد و آرامش پیدا کند.
    ما واقعا بحران عجیبی در این عرصه داریم. یک نفر مثل مرحوم آقای بهجت هست. من عمری است که خواستار آن زندگی هستم. حالا اگر جوانی بخواهد در زندگی امروز دوران آقای بهجت را تکرار کند، باید کار بهجت امروز را درست انجام بدهد، نه اینکه بهجت پنجاه سال پیش را تکرار کند و خدای ناکرده صورت ناخوشایندی به خودش بگیرد.
    اگر الگو تعریف نشود، وقتی وارد بازار می‏شوی، دیگر ز دست دیده و دل هر دو فریاد، که هر چه دیده بیند دل کند یاد! دیگر به این راحتی نمی‏شود از آن بیرون آمد. کره جنوبی، آلمان، ایتالیا هیچ بازاری بهتر از ایران ندارند. در ترکیه نمی‏توانند بفروشند در ایران می‏فروشند. این وضعیت مصرف ماست. تعداد کارخانه‏های فرش ماشینی در ایران از صد و چند تا گذشته است. فقط در محدوده کاشان حدود 40 کارخانه هست. اما نیاز جامعه را تامین نمی‏کند. هنوز فرش چینی، فرش ترکیه و ... موضوعیت دارند.
    شما می‏بینید فرش‏های مستعمل و کارکرده ما در خارج از کشور خریدار دارد. چون فرانسوی‏ها، انگلیسی‏ها، آلمانی‏ها، فرش دستباف با دوام چند برابر فرش ماشینی را که 20 سال، 30 سال کار می‏کند از ما می‏گیرند، می‏گویند این در شهر خودشان نهایت چهار پنج سال کار کرده، ما می‏خریم که برای عمرمان کار کند.
    وقتی این ابعاد را نگاه می‏کنیم، بر می‏گردیم به همان نگاه کور به عدالت طلبی و عدالت خواهی که ابدا پاسخ گوی ما نیست.
    حرف آخر اینکه باید در این حیطه‏ها در مصرف به یک چارچوب برسیم. و خلاصه اگر برای اینکه “چرا مصرف کردی؟” جواب داشتی و پذیرفتند، گوارایت باد. اگر جوابی نداشتی، به همان اندازه که انجام حرام و منکر عذاب و عقاب دارد، معذب و معاقب خواهی شد. مسئولیت شما خانم‏ها بسیار سنگین است. در روایت داریم که رشد فرزندان به مادر است، به پدر نیست. بچه به مادر نگاه می‏کند.

    سوالات:
    - بنظر می‏رسد باید به شاخه تربیتی مصرف هم پرداخته شود. خیلی از آدابی که در اخلاق ذکر می‏کنند، مثل آداب غذا خوردن، صله رحم و…طوری است که یک الگوی خاصی را پیاده می‏کند و اثر تربیتی هم دارد. مثل اینکه موقع غذا خوردن در نهایت خاکساری بر روی زمین بنشیند تا رزاق بودن خدا و فقر خود را اظهار کند. این دیگر با میز و صندلی غذا خوری جور در نمی‏آید.
    - در مورد الگوی متوسط مصرف، که گفتید با تعریفش برای خانواده‏ها آرامش حاصل می‏شود، به نظرم شما این آرامش را برای اقشار متوسط به بالا می‏گویید. قشر پایین دست جامعه با چه چیزی آرامش بگیرند؟ حداقل وقتی تعریف نشده، آن خانواده می‏تواند خودش را راضی کند که همینطور هم زندگی می‏گذرد.
    - با تجمل گرایی و مصرف زدگی در زندگی مسوولین و روحانیون باید مبارزه کرد؟ چه باید کرد؟

    پاسخ‏ها:
    در مورد شاخه تربیتی، به نظرم اگر همان سه سوال اول و مبنایی را جواب دهیم به آن خواهیم رسید و برآورده می‏کند.
    برای الگوی مصرف قبلا به بچه‏های جنبش عدالتخواه گفته بودم که یک مصرف متوسط را شاخص‏هایش را در بیاورید. یا اصلا به نظرخواهی بگذارید.باید کالاهای متعارفی تولید کنیم که قابل خرید برای همه باشد. به آن کسانی که می‏خواهند پول بدهند و بخرند، کار نداریم. برای عموم مردم می‏گوییم. در این صورت، فخرفروشی‏ها کاهش پیدا می‏کند. این اتفاق در نسل انقلاب زمان امام افتاد. نسل دوم ما تقریبا در یک سطح هستند . این کار را انقلاب انجام داد.
    امیدوارم از این جلسه دوستان بحث جواب به سوالات اساسی را پیگیری کنند. اگر هم نمی‏کنید، حداقل در زندگی شخصی‏تان اثر داشته باشد. البته هیچ کدام از مطالبی که گفته شد، نافی مسئولیتها و وظایف مرد نیست.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه