پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


یاسر عسگری

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • یادداشتهای اروند

  • بازار پر‌رونق

  • مسئله‌هایمان کوچک است

  • این هم پیشنهاد!

  • عکس‌های انقلاب ملک شخصی نیست!

  • فروشگاه مجازی با۱۰۰۰۰ خریدار

  • مطلب بعدي >   2185 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 23 : بازيابي آرايش تهاجمي

    کسب مهارت برای اغتنام فرصت
    نگاهی به اقتضائات مهارتی و تشکیلاتی جهاد فرهنگی


    متن زیر، گزيده مباحثي است که در جمع کارشناسان موسسه مطالعات تکنولوژي رسام و برخي فعالان بسيج دانشجويي بابل ايراد شده و ناظر به انتقال تجربيات فرهنگي و تشکيلاتي است.
    به مسائلي اشاره  مي‌کنم که به رويکردها و برنامه‏هاي کلان ما مرتبط است و محصور به اين فعاليت و آن فعاليت نيست؛ مسائلي است که شما هر جایي باشيد، نياز داريد به آنها توجه يا عمل بکنيد. اين موسسه و آن موسسه، اين شغل و آن شغل نمي‏شناسد.

     اصول اولیه
    اصل اول، شناخت و آگاهي است.1 اصل دوم، محدود نشدن به قالب‏ها و ابزارهاست. اصل سوم، تغيير نگاه هست. با تغيير نگاه‏هاي به خودمان، استعدادهاي خودمان، شغل خودمان، محيط کار خودمان، زندگي خودمان، فرصت‏ها و تهديدات و...، همه چيز تغيير مي‏کند؛ تغيير از وضعيت موجود و حرکت به سمت وضعيت مطلوب. اگر ما خودمان، روحيات، استعدادها و فرصت‏هايمان را به درستي بشناسيم خيلي از مسائل حل مي‏شود. متأسفانه يکي از مشکلات و گيرهاي جدي ما اين است که خودمان و روحيات و استعدادهاي‏مان را خوب نمي‏شناسيم. لذا بايد براي خودشناسي خودمان اقدام کنيم و دايره آن را محدود به مسائل معنوي و فردي نبينيم. ثانياً براي تغيير وضعيت‏مان و تغيير نگاه‏‏هايمان تلاش و سپس حرکت کنيم. در اين زمينه، حتماً کتاب «حرکت» مرحوم استاد علي صفائي حائري (عين صاد) نکات مهم و قابل استفاده‏اي دارد.
    خلاصه اينکه اگر ما بتوانيم آن نگاه لازم ـ نگاه اسلامي و انقلابي که ما به آن نگاه «جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي» مي‏گوييم ـ را به دست بياوريم، در هر جا و يا زماني که باشيم مي‏توانيم وظايف خودمان را خوب تشخيص بدهيم و آن را به نحو احسن انجام بدهيم.
    بعد از اين مسأله، نکات ديگري هست که در جاي خود خيلي مهم است ولي ممکن است ما بدانها کم توجه باشيم يا بي‏توجهي داشته باشيم. اين که براي خدا کار کنيم و همچنين کارهاي‏مان براي خدا باشد. کار را براي رضاي خدا انجام بدهيم. نيت پاک و الهي داشته باشيم. بي‏تفاوت نباشيم و نسبت به دور و اطراف، محيط و محل و خانواده و منطقه و سپس کشور و مسائل جهاني احساس مسئوليت بکنيم. البته نه آن احساس مسئوليت افراطي که از همه امور و فعاليت‏هاي اساسي و بنيادي غافل شويم.
    درس و ادامه تحصيل خود را جدي بگيريد. چرا که کشور ما شديداً نيازمند به حزب‏اللهي‏هاي باسواد و متخصص است. در کارهاي خودتان برنامه‏ريزي داشته باشيد. برنامه‏هاي بلندمدت و کوتاه‏مدت براي خودتان داشته باشيد. بايد به گونه‎اي باشيد که با فعاليت‏هاي‏تان احساس رشد بکنيد. به کاري که علاقه داريد و از سويي مورد نياز جامعه اسلامي،منطقه يا کشور است، بپردازيد. احساس رضايت از کار و زندگي نقش مهمي در پيشرفت‏هاي آدمي دارد و نسبت به آن بي‏تفاوت نباشيد.
    از سويي سعي کنيد نگاه شبکه‏اي و جبهه‏اي داشته باشيد.2 نگاه جزيره‏اي و غير شبکه‏اي را در بين خودتان از بين ببريد. تلاش کنيد در موضوعاتي که مورد دغدغه‏تان است به يک انسجام فکري و منطقي برسيد. حتي تلاش کنيد که دوستاني که در اين مجموعه فعاليت مي‏کنيد در موضوعات و دغدغه‏هاي اصلي خود، مباحثه داشته باشيد تا وجوه مشترک نظري بيشتري داشته باشيد. با خودتان همفکري و هماهنگي داشته باشيد. لذا براي دوستاني که در يک مجموعه فعاليت مي‏کنند، بايد برخي مسائل و رويکردها حل شده باشد. هم مباحث نظري و هم ديگر مسائل.
    در هر مجموعه‏اي که رفتيد يا حضور پيدا کرديد، سعي کنيد کار متناسب با روحيه و توان خودتان را بيابيد و به مدير آنجا پيشنهاد بدهيد، اما سعي کنيد حتماً در يک مجموعه، چند کار را خوب ياد بگيريد:
     1ـ روابط عمومي،
     2ـ مستندسازي و نامه‏نگاري.
     اين دو کار براي تک تک شما لازم است. حتي پيشنهاد مي‏دهم که در اين مجموعه، براي يک مقطع کوتاه و برنامه‏ريزي شده، مثلاً هفتگي يا ماهانه، هر کدام به صورت دوره‏اي، مسئول اين بخش شويد تا هم تجربيات‏تان زياد شود و هم اين که اين نوع کارها را خوب ياد بگيريد. بايد فعاليت مجموعه شما به گونه‏اي باشد که همه در پيشرفت يا شکست آن احساس مسئوليت کنند و فقط دو سه نفر را مسئول پيشرفت يا شکست ندادند. مجموعه‏اي موفق است که همه اعضاي آن در فعاليت‏هايش، خودشان را سهيم بدانند و آن مجموعه را از خودشان بدانند. نکته ديگر اين که در پي اين نوع مسئوليت دادن‏ها، برخي استعدادها و روحيات خودشان را بهتر درک خواهند کرد.
     داشتن برنامه‏هاي بلندمدت و کوتاه‏مدت
    هر کس با توجه به نوع حضورش در موسسه، يک سوي برنامه بلندمدت و کوتاه‏مدت براي خودش داشته باشند، پيشنهاد مي‏کنم که در راستاي کاري موسسه، هر کسي، همه شما، يک سري پروژه‏هاي کوتاه‏مدت و بلندمدت داشته باشيد که مثلاً شش ماه، يک سال يا دو سال ممکن است طول بکشد.
    وظايف کوتاه‏مدت، وظايف روتيني و روزمره شما در مجموعه است که ناچاريد انجام بدهيد. اما به خاطر اين که پس از گذشت مدتي، يک يا چند سال، احساس خُسران و نارضايتي نکنيد دو سه موضوعي که هم دغدغه شماست و هم در راستاي فعاليت‏هاي مجموعه‏تان است را پيشنهاد بدهيد. فعاليت‏هاي روزمره و عادي پس از گذشت چند ماه، آدمي را دچار يأس و تکرار مي‏کند و انسان از اين که وقتش را به اين نوع کارها مي‏دهد ناراضي مي‏شود، لذا يکي از فوايد اين پروژه بلندمدت، جلوگيري از چنين نگاه‏هاي يأس‏آور است. فوايد ديگري هم دارد. از جمله اين که انسان پس از گذشت چندين سال، حداقل مي‎‏داند که مثلاً در 5 زمينه، کار جدي انجام داده است يا روي 5 موضوع تحقيق کرده و متخصص آن موضوع شده است.

    نهال‏چيني ممنوع
    مسأله بعدي که طي اين امر پيش مي‏آيد اين است که پس از اندک رشد و موفقيتي، بلافاصله مسئولان دولتي، به شما پيشنهادهايي براي همکاري يا جذب مي‏دهند. تجربه مي‏گويد که در اين زمينه زود نپذيريد. جوانب مختلف کار پيشنهادي را در نظر بگيريد. ببينيد که آيا توان تأثيرگذاري و تحول جدي در آن حوزه را داريد؟ يا اين که در بوروکراسي اداري توانتان تقليل مي‏رويد و نمي‏توانيد کاري بکنيد. آيت‏الله جوادي آملي در اين زمينه تعبير زيبايي دارند که «نهال‏چيني نکنيد!» يعني نهالي که قرار است پس از طي چند سال و فرا گرفتن تجربيات، يک درخت پُرثمري شود، ما متأسفانه زود آن را به کار مي‏گيريم و مانع درخت شدن او و ثمردهي آن مي‏شويم. براي اين کار حتماً با باتجربه‏هاي آن حوزه، مشورت بگيريد.
    البته اين نکته را بايد در نظر داشته باشيد که براي تأثيرات جدي در يک مجموعه يا اداره‏اي بايد يک تيم منسجم داشته باشيد. لذا بدون داشتن يک تيم يا گروه همفکر نمي‏توان همين جوري، يک مسئوليتي را پذيرفت. پذيرش مسئوليت، بدون داشتن يک تيم همفکر، يک اشتباهي است که غالب حزب‏اللهي‏ها در اين دوره تجربه کردند و پس از مدتي، سرگرم کارهاي روتين و معمولي شدند.
                         
    همکاري و ارتباطات
    ارتباط و همکاري با مراکز فرهنگي فعال کشور به ويژه با دفتر مطالعات جبهه فرهنگي يکي از سياست‏هاي شما بايد باشد. با توجه به نيروهايي که در استان هست، پاتوقي براي آنها در اين منطقه ايجاد کنيد. از سويي ديگر، ظرفيت‏هاي استان در اين زمينه را فعال کنيد مثل حوزه هنري استان يا ادارات ارشاد اسلامي، سازمان ملي جوانان و... البته اين پيشنهاد من منافي کارهاي ديگر شما نيست؛ اين کار در جاي خودش ادامه مي‏يابد. شما بستر را براي فعاليت‏هاي دوستان فرهنگي و ادبي خود ايجاد مي‎کنيد و اينها را ابتدا مورد حمايت قرار مي‏دهيد تا بعداً بتوانند مستقل عمل کنند. با به کارگيري از توان‏هاي استاني و به کارگيري فرصت‏هاي ديگر، مي‎توانيد کارهاي ماندگاري را در استان رقم بزنيد. شما در حال حاضر يک پاتوق داريد و اين که دوستان بسيجي ديگر شهر يا منطقه بخواهند يک پاتوق فرهنگي و هنري ايجاد کنند، شايد نتوانند و تجربيات اداره چنين مجموعه‏هايي را نداشته باشند، پس در بدو امر، شما همت کنيد و دست و بال اينها را بگيريد. اگر توانستيد ادامه دهيد فبها المراد وگرنه آنها پس از کسب تجربه خودشان، به صورت مستقل و تخصصي وارد کار مي‎شوند.

    وظايف کنوني ما
     اولين گام ما و شما بايد آشنايي کردن مسئولان و فعالان فرهنگي و مسجدي با نگاه جبهه فرهنگي انقلاب باشد. بايد فرهنگ انقلاب را به آنها بشناسانيد. گام دوم خيلي از نيروهاي حزب‏اللهي استان، توانمندي خاصي ندارند. به تعبير دوست‏مان، آقاي مودب، شاعر جوان انقلاب، «يک سري از حزب‏اللهي‏ها، فقط دغدغه دارند، ولي کاري بلد نيستند». الآن بسياري از دوستان ما در اين منطقه و حتي کشور، متأسفانه اينجوري‏اند. حداقل‏هاي اجرايي را ـ مثل نوشتن نامه اداري، گزارش، نوشتن خاطرات يا خبر ـ را بلد نيستند ولي ممکن است چند جلسه کلاس‏هاي فراماسونري، شيطان‏پرستي، غرب‏شناسي و... شرکت کرده باشند يا برگزار کنند، اما يک بيانيه مي‏خواهند بدهند چند روز مي‏گذرد؛ يعني توانمندي‏هاي جانبي و عملياتي اينها براي کار فرهنگي بسيار کم است.

    رويکرد پيشنهادي من به شما اين است که رويکرد و فعاليت‎هاي يکي دو سال اولتان، آموزشي و ترويجي باشد؛ يعني رويکرد شما، در بدو امر، ترويج گفتمان انقلاب اسلامي و جبهه فرهنگي است. مي‏خواهيد فعالان و تشکل‏هاي دانشجويي و مديران فرهنگي را با اين نگاه آشنا کنيد که در اين راه، از ابزارهاي مختلف مانند جلسه، سخنراني، نمايشگاه، کتاب‏ها، جزوه، اردوهاي تفريحي و معرفتي، عکس، پوستر، کاريکاتور، کليپ، دوره‏هاي معرفتي و... استفاده مي‏کنيد. کلاس‏هاي روزنامه‏نگاري، خبرنگاري، مستندسازي، تاريخ شفاهي، انديشه‏هاي امام(ره) و رهبر معظم انقلاب و... برگزار مي‏کنيد. از طرفي نهادهاي فرهنگي و هنري و انقلابي منطقه هم حمايت خواهند کرد. حيف است که مجموعه‏اي براي رسيدن اعضايش به چند تا پُست دنيايي موقت، خودش را به اين و آن بچسباند. نمي‏گويم شما اينگونه هستيد ولي اين مشکل در تشکل‏ها و فعالان فرهنگي و مذهبي ما فراوان ديده مي‏شود. لذا خيلي از اين تشکل‏هاي مذهبي و فرهنگي، پس از مدتي مسيرشان تغيير پيدا مي‏کند و اعضاي آن مي‏خواهند حداکثر يک مشاور يا کارمند فلان اداره يا نهادي بشود. اين نوع روحيات را از خودتان دور کنيد.

    نگاه‌مان جهاني باشد
     نگاه ما جهاني است. ما مي‏خواهيم انقلاب اسلامي را به جهان صادر بکنيم. کسي که مي‏خواهد انقلاب را به تمام جهان صادر بکند و پرچم «لا اله الا الله» را در تمام جهان برافراشته دارد، آيا نگاهش اين قدر محدود است؟! هر کدام ما بالقوه يک احمد متوسليان، سيد حسن نصرالله، عماد مغنيه يا شهيد آويني و... هستيم. حيف است که خودمان را از ارزان بفروشيم. حيف است قبل از اين که ثمر بدهيم، جلوي رشد همه جانبه خودمان را بگيريم.

     نگاه‏مان به شغل عوض شود
    متأسفانه هژموني تبليغاتي درباره کار يا شغل اين گونه شده است که گويا همه بايد پشت ميز بنشينند و هر کس درس خوانده است بايد در يک اداره دولتي مشغول به کار شود. خدمات و مزاياي ادارات دولتي و هم چنين تبليغات به گونه‏اي شده است که غالب تحصيلکرده‏هاي ما بايد حتماً در يک اداره‏اي مشغول شوند. گويا اگر خودشان آستين خود را بالا بزنند وارد فعاليت اقتصادي، صنعتي و توليدي مي‏شوند نمي‏توانند يا کسر شأن‏شان است.
    شما در حال حاضر، بايد توان و وقت خود را روي دانشجويان سالهاي اول بگذاريد. شما نبايد در فعاليت‏هاي آموزشي و مهارتي که ممکن است تا يکي دو سال اول، عايدات مالي چنداني نداشته باشد، روي فارغ‏التحصيلان سرمايه‏گذاري کنيد، آنها در شرايط ويژه‏اي هستند و مي‏خواهند ضرب‏الاجلي، جايي مشغول به کار شوند و سريع سر و سامان بگيرند و ازدواج بکنند. پس بايد تمرکز اوليه‏تان روي دانشجوياني باشد؛ دانشجوياني که تا فارغ‏التحصيلي يکي دو سال فرصت دارند و شما در اين فرصت دو ساله، فرصت داريد توانمندي‏هاي آنها را افزايش دهيد تا بتوانند مستقلاً مشغول به فعاليت شوند. سوم، نگاه آنها را به فضاهاي کاري جديد باز کنيد.

    ■ کشف و گشودن فضاهاي جديد کاري
    الآن نگاه‏هاي ما به کار و شغل بسيار محدود است. از يک طرفي ديگر، بايد اين نگاه را در دوستان ايجاد کنيدکه کار فرهنگي فقط هيئت رفتن، معلم شدن يا روحاني شدن نيست. متأسفانه الآن بين حزب‏اللهي‏هاي ما مفهوم کار فرهنگي بَد جا افتاده و بسيار محدود شده است. هيئت زدن، طلبه شدن و معلم شدن در جاي خودش ارزش و اهميت دارد. اما ما بايد اين نگاه کليشه‏اي و قالبي به فرهنگ و کار فرهنگي و حتي شغل را بشکنيم. لذا بايد فضاهاي کاري جديد را کشف کنيم. الآن چه عيبي دارد که چند تا جوان فارغ‏التحصيلان دانشگاه بيايند در شهر خودشان، منطقه خودشان، روستاي خودشان، يک شرکت فني مهندسي، خدماتي يا کارگاه توليدي راه بيندازند و چند نفر را مشغول به کار بکنند. در شمال که الي ما شاءالله فرصت و امکانات ريخته است. الآن کسي که مهندسي کشاورزي خوانده است آيا نمي‏تواند بيايد کارگاه توليد و خدمات ابزارآلات صنعتي مرتبط به کشاورزي راه بيندازد. مي‏تواند. کسي که شيلات يا کشاورزي خوانده است ـ و حتي نخوانده، اما علاقمند است ـ مي‏تواند کارگاه توليد مرغ، اُردک، غاز، بوقلمون، بلدرچين، ميگو يا ماهي و... راه بيندازد. الآن بازار گل و گياه و مرکبات داغ است و فرصت آن در استان زياد است و خصوصاً توليدات گوشت و محصولات غذايي، واقعاً امکان‏پذير است. يک علتش، تنبلي است، نه اين که تنها علتش، تنبلي باشد. تنبلي چاشني اين عقب‏ماندگي‏هاست. شما اگر بخواهيد و اراده کنيد، مي‏توانيد. اگر مشکل سر پول و امکانات اوليه‏اش است، با جمعي دوستان همفکر بياييد يک تعاوني ثبت کنيد. ادارات مختلف وام هم مي‏دهند. حالا شما بيا با وام 4ـ 3 ميليوني شروع کن. نمي‏خواهد از اولش 100 ميليون وام بگيري و بعد نتواني آن را تهيه کني يا از عهده پرداخت آن برنياييد.
    اين را بدانيد که همه کارهاي بزرگ، از چيزهاي خيلي کوچک شروع شده است. همت کنيد و خودتان را دست کم نگيريد. يک مشکلي که برخي از حزب‏اللهي‏هاي ما دارند اين است که خودشان را دست کم مي‏گيرند. غالباً در افراط و تفريط هستند. يا خودشان را دست کم مي‏گيرند يا اين که اعتماد به نفس کاذب دارند.

    الزامات اجرايي ارتباط با ادارات دولتي و غيردولتي
    در اين زمينه بايد چند مسأله را مورد توجه قرار دهيد:
     1ـ سعي کنيد که در درجه اول از پتانسيل خود مجموعه استفاده کنيد و سپس از امکانات و حمايت‏هاي دولتي و غيردولتي استفاده کنيد. حداقلش اين که شما از آنها وام مي‏گيريد و طي مدت معيني برمي‏گردانيد.
    2ـ رويکرد شما هم بايد به گونه‏اي باشد که بعد از مدتي، خودتان مستقل شويد اما با آنها هماهنگ باشيد. شما مي‏توانيد دهها پروژه صنعتي يا فرهنگي و هنري و علمي متناسب با گفتمان و نياز آنها تعريف کنيد و انجام بدهيد.

     سوژه کم نداريم
     حرف اصلي‏ام اين است که ما از لحاظ سوژه کم نداريم و از اين لحاظ، بسيار غني‏ايم. ما آدم‏هايي که بتوانند اين سوژه‏ها را در مرحله اول، کشف يا اجرايي کنند، کم داريم. مثلاً ما دهها موضوع جدي در زمينه فرصت‏ها و مشکلات کشاورزي، شيلات يا معيشت مردم در استان داريم ولي مستندساز اهل درد و ذوقي که بيايد اينها را رصد بکند و به تصوير بکشد، نداريم.

     آموزش
    بدانيد که راحت مي‏توانيد در زمينه برگزاري دوره‏هاي آموزشي و چند کار مشترک با مراکز فرهنگي کشور ـ دولتي يا غيردولتي ـ به توافق برسيد. زمينه‎هاي کاري شما با آنها زياد است. من فقط مواردي از آنها برمي‏شمارم:
     1ـ دوره خبرنگاري،
     2ـ دوره روزنامه‏نگاري،
     3ـ دوره مستندسازي،
     4ـ نمايشگاه عکس،
     5ـ نمايشگاه کاريکاتور،
     6ـ نمايشگاه پوستر و طراحي،
     7ـ دوره آشنايي با انديشه‏هاي امام(ره) و رهبر معظم انقلاب و ديگر دوره‏هاي آموزشي و معرفتي،
     8ـ تاريخ شفاهي دفاع مقدس،
     9ـ ثبت تاريخ شفاهي مساجد فعال و انقلابيون استان،
    10ـ تاريخ شفاهي هنرمندان و نويسندگان انقلاب،
     11ـ پيگيري رهنمودها و منويات رهبر معظم انقلاب درباره استان،
     12ـ تهيه مستند در زمينه نوآوري‏هاي اقتصادي، کشاورزي و صنعتي استان،
    و دهها مورد ديگر.
    از بعد ديگري، شما بايد توان اجرايي خودتان را در نظر بگيريد و بعد به مرور زمان، فعاليت و فعالان‏تان را افزايش مي‏دهيد.

     فرصت در استان زياد است
     از اين نکته غافل نشويد که پتانسيل در منطقه بسيار زياد هست. شما فقط بايد اين پتانسيل‏ها را کشف کنيد. البته کشف پتانسيل‏ها و ظرفيت‏ها و افراد، يک هنر هست و هر کسي چنين هنري ندارد. مرحوم کاظمي آشتياني، رئيس فقيد پژوهشکده رويان، چنين هنري داشت. شايد ايشان از لحاظ علمي، يک نخبه علمي جدي و درجه يک محسوب نمي‏شد، ولي يک نخبه‏ياب و استعدادشناس خوبي بود.

     از عنايات خدا در هنگام کار غافل نشويد
    يک مسأله ديگر هم به شما بگويم که خداوند برخي از دريچه‏ها را هنگام کار و اجرا، به روي آدم باز مي‏کند. «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا». وقتي ما اهل جهاد باشيم و در صحنه حاضر باشيم، خداوند راههايش را به ما مي‏شناساند. پس از عنايات خدا در هنگام کار و فعاليت، غافل نشويد. از سويي ديگر، خيلي از استعدادها و افراد، زماني که کار شما در استان جدي مي‏شود، خودشان را به شما معرفي مي‏کنند. متأسفانه بعضي‏ها چنين روحيه‏اي دارند؛ يعني روحيه شروع کاري ندارند اما آدم‏هايي هستند که وسط کار اضافه مي‏شوند.

     تغيير فضاهاي فرهنگي با برافراشتن عَلَم
    همين که عَلَم جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي (هم در حوزه انديشه و عمل با رويکرد عدالت‏خواهانه و اسلام ناب) و چنين نگاهي در استان برافراشته شود، خيلي از فضاهاي فرهنگي و اجتماعي و حتي سياسي استان تغيير خواهد يافت. هم چنان که خود حضور دولت احمدي‏نژاد و استقامتش در دولت نهم، باعث شکل‏گيري عرصه‏هاي جديد براي فعاليت و شکسته شدن جبهه‏گيري‎هاي قديمي و شکل‏گيري جبهه‏هاي جديد شد. در فضاي دانشجويي هم نفس حضور جنبش عدالت‏خواه، معادلات خيلي از تشکل‏هاي دانشجويي را عوض کرد. متأسفانه مشکل ما اين است که کسي گفتمان فرهنگ انقلابي و جبهه فرهنگي را در استان به صورت همه جانبه بلند نکرد، و هر موقع هم کسي آن را به صورت موقتي و مقطعي در دوره‌اي بلند کرد، در استان و منطقه تاثيرگذار شد. پس نفس بلند کردن اين عَلَم خيلي مهم است.

     استفاده از قالب‏ها و ابزارهاي مختلف
    ما بايد مخاطبان و روحيات آنها را خوب بشناسيم. چه بسا لازم باشد براي شروع يا ادامه کار، از مطالعه رمان و داستان يا کتاب شعر، پخش فيلم و مستند يا حتي ديدار و بازديد با يک عالم يا منطقه، کوهنوردي يا اردو استفاده کنيم. ما خودمان را در قالب‎ها نبايد محدود کنيم. مي‏توان يک ليست بيست يا سي تايي فيلم سينمايي يا مستند را تهيه کرد و براي جوانان و نوجوانان يا مخاطبان تشکلي ما پخش کرد. الآن با وجود فقدان فيلم‏هاي خوب، خيلي از اين نوع فيلم‏هاي خوب هم بين ما ناشناخته مانده‏اند. ما بايد از اين فيلم‏ها و مستندها استفاده کنيم که پخش و نقد آنها، در راستاي کار و اهداف ما هم هست.

     بايد الگوهاي عملي را نشان دهيم
     متأسفانه مشکل ما اين است که در زمينه‏هاي مختلف، الگوي عيني و ملموس نداريم. نه اينکه نداشته باشيم، بلکه نتوانسته‏ايم افراد الگوي خودمان را خوب به نسل‏هاي ديگر معرفي کنيم. مثلاً کسي که مهندسي برق يا عمران خوانده است، الگوي زندگي امروزش را واقعاً نمي‏داند کيست؟ ممکن است شهيد چمران را به عنوان الگو بداند، اما هنوز اطمينان خاطر ندارد که اگر دکتر چمران امروز زنده بود، چه کار مي‏کرد و در چه حوزه‏هايي ورود پيدا مي‏کرد؟ لذا معرفي و شناساندن الگوهاي عملي براي جامعه امروز بسيار ضروري است.

     بايد بتوانيم فعاليت‏ها را مستقل و مردمي انجام بدهيم
    به نظرم، فعاليت‏هاي فرهنگي ما بايد به گونه‏اي باشد که بتوانيم مستقل شويم و از سويي، به فعاليت‏هاي مردمي و غيردولتي دامن بزنيم. با ديگر مراکز و پايگاههاي جبهه فرهنگ و فکر انقلاب، مرتبط و تا حد توان، همکاري و همسويي داشته باشيم. شايد در مرحله اول، رويکردمان توزيع درست محصولات فکري و فرهنگي باشد اما بعد از يک دوره‏اي، بايد به توليد فرهنگي توجه بکنيم و براي توزيع آنها، از حمايت و نظارت و پشتيباني موسسات و ادارات در تهران و مناطق ديگر استفاده کنيم.

     رسانه داشته باشید
    براي داشتن تربيون رسانه‏اي خودتان اقدام کنيد. حداقل يک وبلاگ داشته باشيد، اما وبلاگ بازي نکنيد و غرق در اينترنت نشويد. علاوه بر اين، از پتانسيل رسانه‏ها استفاده کنيد. خيلي از مسائل و خواسته‏هاي شما را رسانه‏ها مي‏توانند به عنوان يک مطالبه عمومي تبديل کنند. شما معضلات و مشکلات کلان استان يا برنامه‏هاي جدي را به مطالبه عمومي رسانه‏ها تبديل کنيد. رسانه‏ها مي‏توانند آن چيزي که دغدغه نيست را به عنوان دغدغه مطرح کنند و بلعکس. پس از ظرفيت رسانه‏ها در راستاي تحقق مطالبات به حق مردم و فرصت‏هاي منطقه غافل نشويد. حتي برخي برنامه‏ها و پيشنهادهاي خود را به صورت علني مطرح کنيد. آنها را رسانه‎اي کنيد. براي ما مهم اين است که مثلاً فلان کارها در راستاي توسعه استان يا تعالي فرهنگي و آموزشي منطقه يا کشور صورت بگيرد و قرار نيست که حتماً خودمان هم مجري آن باشيم.
    .........................................................................................................................................
    1سخنراني حجت‌الاسلام والمسلمين نظافت با موضوع «مجاهده‏ فرهنگي و وضعيت ما» را چند بار و با تأمل بخوانيد.
    2. جزوه «جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي» آقاي جليلي را حتماً بخوانيد.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه